1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زمستان

شروع موضوع توسط سایه ‏6/7/15 در انجمن اشعار

  1. Make love, Not war مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏13/5/15
    ارسال ها:
    3,446
    تشکر شده:
    16,797
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    administrator
    یک دمی خوش چو گلستان کندم
    یک دمی همچو
    زمستان کندم
     
    Roshana.، * asal *، z!ma و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    زمستان... بیا

    از راه که می‌رسی...

    دیوانه‌ها و آواره‌ها،

    به سوز سرمایت پناه می‌آورند،

    در گوشه‌ای میان تنهایی سرد قبرستان،

    کنج مقبره‌ای متعلقِ به روحی متمول،

    در هزارتوی پلاسی مندرس،

    ناچیز بودن را بی‌صدا چمباتمه می‌زنند.

    هر از چند گاهی وقتی نعش‌کش کشان کشان،

    با قدم‌هایش عطر رز می‌آورد،

    با رایحه‌ی گلگون شاخه‌های از بوته بریده،

    در ابهت پر طمطراق مرگ

    به زنده بودن چشم می‌گشایند...
     
    * asal *، z!ma، Sanazz و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    زمستان

    گرمترین فصل سال است

    وقتی درخت ها لباس هایشان را در می آورند

    و تو

    برای اولین بار

    دستم را می گیری.....
     
    Roshana.، * asal *، z!ma و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    میدانم در زمستان ِپیش رو
    اگر چشم و دل تو نباشد
    خنیاگری سرما زده و فرتوت
    در کوچه ای تهی از عاطفه ی این شهر
    تمام خواهم کرد
    وعشق دیگر آغاز نخواهد شد...
     
    * asal *، z!ma، سایه های بیداری و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    بر شعرم شکوفه می روید
    از بوسه های تنوری ات
    زمستان حریف نیست
    با بودن بهاری ات...
     
    * asal *، z!ma، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    زمستان آمده است
    خسته ام
    میخوابم
    بهار که آمد

    پیله ام را می‌شکافم
    تا با پرهای خیس
    دوباره
    عاشقت شوم !

    "کیکاووس یاکیده"

    @};-
     
    * asal * و z!ma از این پست تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    شکوفه های انار را ببین
    در برف زمستان!
    دور از تو
    فقط بید مجنون نیست.

    "شمس لنگرودی"
     
    M!TRA، * asal * و z!ma از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    زمستان بود وُ

    برف بود وُ

    سرما بود

    زمستانی که جز خاطراتِ محوِ تو

    دلم گرمِ هیچ ردپایی‌ نبود.

    "نیکی فیروزکوهی"
     
    M!TRA، YaSamin و * asal * از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    زمستان را فقط
    به خاطر تو دوست دارم
    به خاطر لباس‌های گرم زمستانی‌ات
    که هرچه سردتر می‌شود
    زیباترت می‌کنند
    به خاطر پالتوی کمرتنگی که قدت را
    بلندتر نشان می‌دهد
    به خاطر آن پلی‌ور سفید یقه‌اسکی
    که محشر می‌کند
    و هر بار که می‌پوشی‌اش
    مثل گلی که باز شود در برف
    چهره‌ات می‌شکوفد از یقه‌ی تنگش
    به خاطر آن شال گردن کشمیر
    که جان می‌دهد برای یک میز آفتابگیر وُ
    قهوه‌ی تلخ با شیر
    سال از پیِ سال از حضور تو
    حظ می‌کنم هر روز
    در لباس‌هایی که فصل را کوتاه
    و بی‌همتا می‌کند پسند تو را
    لباس‌هایی که وسط تابستان هم
    دلم برای دیدنشان
    تنگ می‌شود
    دستکش‌های نرمی
    که از من نیز گرم‌ترند
    و بوی صحرائی چرمشان تا بهار
    عطر ملایم دست‌های توست
    و آن چکمه‌های وِرنیِ ساق بلند
    که کفرت را گاهی درمی‌آورند
    وقتی کنار یک فنجان چای تازه‌دم
    یک دنده وا می‌روی در گرمای مبل
    و گوش نمی‌دهی به پیشنهاد من
    که بارها گفته‌ام با کمال میل حاضرم
    مأموریت بی‌خطر بازکردن بندشان را
    به عهده بگیرم
    زمستان را
    به خاطر چتری دوست دارم
    که سرپناهش را در باران
    قسمت می‌کنی با من
    و هر قدر هم که گرم بپوشی
    یقین دارم باز در صف خلوت سینما خودت را
    دلبرانه می‌چسبانی به من
    هنوز باورم نمی‌شود
    که سال به سال
    چشم به راه زمستانی می‌نشینم
    که سال‌ها چشم دیدنش را نداشته‌ام.

    "عباس صفاری"
     
    M!TRA و YaSamin از این پست تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    زمستان
    گرمترین فصل سال است
    وقتی درخت ها
    لباس هایشان را
    در می آورند
    و تو
    برای اولین بار
    دستم را
    می گیری.

    "محسن حسینخانی"