1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زمستان

شروع موضوع توسط سایه ‏6/7/15 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    كنار تو و دستانت
    ____________
    سراسر سرما را
    همین‌جا می‌مانم
    کنار تو و دستان‌ات..
    پاییز هم که بشود
    گنجشک‌ها
    به هیچ‌فصل دیگری
    کوچ نمی‌کنند ..
     
    Roshana.، gandomm، jila_s و 9 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    اين شب سرد و غمگين
    __________________
    نیستی
    و این شب سرد و غمگین
    ادامه سرمه‎ای است
    که تو به چشمانت کشیده‎ای ...

    { رسول یونان }

     
    gandomm، jila_s، Mani و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    حیف !
    میزبان خوبی نبودم
    برای اولین دانه برفی
    که روی پلکم نشست ..

    { عباس کیارستمی }
     
    Shahab، jila_s، Mani و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    زمستان بود..
    __________
    افتادم و بلند شدم
    چون چتری که باز می‌شود و
    بسته می‌شود
    زمستان بود ..
    بوسه آتش زدیم و گرم شدیم
    تو را برداشتم
    و بر بوسه‌هایم زمین زدم ..

    { غلامرضا بروسان }
     
    Shahab، gandomm، para3to و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دل برفي
    _______

    از پس اين‌همه برف
    كه در دلم باريد
    بوي تو می‌آید ..
    گل كاشتی بهار !

    { شهاب مقربین }
     
    Shahab، gandomm، para3to و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    سوء تعبير يك زمستان
    _________________
    نیستی و بهار هم بی‌تو
    سوء تعبیر یک زمستان است ..

    { سیدعلی میرافضلی }
     
    Shahab، para3to، jila_s و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    آخرين شكوه از زمستان
    ___________________
    آخرین روزهای اسفند است
    از سرشاخ این برهنه چنار
    مرغکی با ترنّمی بیدار
    می‌زند نغمه ،
    نیست معلومم
    آخرین شکوه از زمستان است
    یا نخستین ترانه‌های بهار ؟

    { محمدرضا شفيعي كدكني‎ }
     
    Shahab، para3to، Mani و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    به گمانم برف می آمد آخرین باری که دیدمت
    _________________________________

    به گمانم برف می آمد آخرین باری که دیدمت
    « گلچهره » را شجریان
    با دهان تو می خواند ..

    آمدم چیزی بگویم
    صدایم در گوش سنگین برف فرو نرفت
    خواستم صدایت را
    برای همیشه پشت پرده ی گوش هایم پنهان کنم
    کلماتت یخ زدند
    کلماتت یخ زدند
    و بغض آدم برفی غمگینی در گلویم گیر کرد ..

    « هنوز دوستت دارم » و فکر می کنم این جمله در تو دیگر اثر نکند
    دوستت دارم ..
    و فکر می کنم تنها در روزهای سرد زمستان است
    که گاهی از کلماتم
    بخاری بلند می شود ..
     
    Shahab، gandomm، para3to و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    زني در سرزمين برفي
    ________________
    به دور می رفتم
    به جستجوی راز جهان
    که دودکش خانه ات را دیدم
    نزدیک که شدم
    دریافتم
    آنچه به دنبالش بودم تویی
    زنی در سرزمینی برفی
    با گیسوانی بافته و
    آوازهایی که
    خواب خرسها را پر از کندوهای عسل می کرد
    اینجا فرود آمدم
    و برای بخاری ات هیزم جمع کردم ..

    { رسول یونان }
     
    Shahab، gandomm، para3to و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    گرم ترين پناهگاه جهان
    __________________
    وقتي در شب راه مي‌رفتم
    و در جستجوي پناهگاه گرمي بودم
    از کنارم گذشت
    گفتم
    هی نگاه کن ! روي مژه‌هايت دانه‌هاي برف ريخته است ..
    و او گفت
    اين برف نيست ..
    پرهاي بالشي است که خدا در آسمان تکانده است
    و سپس لب‌هاي خندانش را گشود ..
    تا برفي را فوت کند
    و ما هردو خنديديم
    بعد به چشمانش نگاه کردم
    و ديدم که چشمانش گرم‌ترين پناهگاه جهان است ..

    { شل سيلور استاين }
     
    Shahab، gandomm، para3to و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.