1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دانستنی های تاپ فروم

شروع موضوع توسط GOM@TO ‏12/6/15 در انجمن ایران و جهان

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    کورت گودل – اعجوبه ی منطق

    بیگ بنگ: کورت گودل (Kurt Godel) در ۲۸ آوریل ۱۹۰۶ در شهر برنو در بخش مرکزی کشور چکسلواکی سابق به دنیا آمد. او دومین فرزند از دو فرزند خانواده ای مهاجر و آلمانی بود که در صنایع نساجی شهر کار می کردند. پدر و مادر کورت، فاقد تحصیلات دانشگاهی بودند. پدرش فارغ التحصیل مدرسه تجارت بود که در سایه سخت کوشی به سمت مدیریت منصوب شده بود و سهامدار بخشی از کارخانه های بزرگ نساجی شهر برنو شد و بنابراین قدرت مالی لازم را داشت تا خانه ای ویلایی در حومه شهر خریداری کرده و هر دو فرزندش را به مدرسه خصوصی آلمانی زبان بفرستد. آنها هر دو در تحصیلات خود بسیار موفق بودند.




    [​IMG]
    کورت جوان در تمامی دوران تحصیل دبستان و دبیرستان خود حتی یک بار هم نمره ای غیر از عالی نگرفت، اما با این حال هنوز نشانه ای ویژه از نبوغ خارق العاده خود را بروز نداده بود. او کودکی بسیار پرسش گر بود، به طوری که دیگران او را آقای چرا می نامیدند. کورت در عین حال شخصیتی درون گرا داشت. گودل در سال ۱۹۲۴، پس از فارغ التحصیلی از مدرسه فنی برنو، سرزمین مادری اش را به منظور ثبت نام در دانشگاه وین – یعنی همان جایی که برادرش چهار سال پیش برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی رفته بود – ترک کرد. هرچند اقتصاد وین در آن دوران رو به وخامت داشت، اما دانشگاه وین، همچنان شهرت و اعتبار قبلی خود را حفظ کرده بود. وین در آن دوران – یعنی مابین دو جنگ جهانی – با وجود محدودیت های مادی، مرکزی برای شکوفایی خلاقیت ها در عرصه علم، هنر و فلسفه بود.


    گودل پس از ثبت نام در دانشگاه، قصد تحصیل در رشته فیزیک را داشت، اما پس از زمان کوتاهی و تحت تاثیر برنامه های سخنرانی فیلیپ فورت وانگلر و هانس هان به ریاضیات روی آورد. چیزی نگذشت که استعداد خارق العاده او توجه دیگران را جلب کرد؛ به طوری که تنها دو سال پس از ورود به دانشگاه از او دعوت شد که در جلسات مناظره گروهی که توسط هان و فیلسوفی به نام موریتزشلیک از دو سال قبل پایه گذاری شده بود، شرکت کند. این گروه که بعدها به حلقه وین شهرت یافت، تحت تاثیر نوشته های ارنست ماخ بود. ماخ، منطق گرای مشهوری بود که معتقد بود همه چیز را می توان به کمک منطق و مشاهده تجربی صرف توضیح داد، بدون آنکه نیازی به متوسل شدن به متافیزیک باشد.


    حضور در حلقه وین، سبب آشنایی گودل با متفکرانی نظیر رادلف کارناپ – که در زمینه فلسفه علم کار می کرد – و همین طور کارل منگر ریاضیدان شد و زمینه را برای آشنایی او با مبحث ریاضی و فلسفه مهیا کرد. اعضای حلقه وین بویژه مجذوب نوشته های لودویگ ویتگنشتاین در مورد حد نهایی آن چیزی که زبان می تواند در مورد زبان بگوید بود. احتمالا همین مسئله انگیزه ای برای گودل بوده تا مشابه آن را در ریاضیات جست وجو کند (آیا درستی تمامی عبارات درست ریاضی، بر مبنای اصول ریاضیات قابل اثبات است؟).


    برخی از اعضای حلقه وین نظیر کارناپ، هان و فیزیکدانی به نام هانس تیرینگ در تحقیقات فراروان شناسی نیز فعال بودند و گودل نیز به این موضوع بسیار علاقه مند بود (سال ها بعد، گودل به یکی از دوستان صمیمی اش به نام اسکارمورگنسترن گفت که آیندگان نسبت به این مسئله قضاوت خواهند کرد که چگونه دانشمندان قرن بیستم که ذرات بنیادین جهان را کشف کرده بودند، حتی نتوانستند احتمال وجود قابلیت های بنیادین فراروان شناختی در انسان را مطرح کنند).


    به هر حال نهایتا گودل وارد دیدگاه پوزیتیویستی حلقه وین که اندیشه های ماخ را گسترش می داد، نشد. در واقع دیدگاه گودل، دیدگاهی افلاطونی بود؛ او معتقد بود علاوه بر دنیای مادی، دنیای معانی نیز وجود دارد که انسان با کمک الهام می تواند به آن راه یابد. بنابراین برای او برخی عبارات، ارزش حقیقی دارند، حتی اگر قابل اثبات نبوده یا به شکل تجربی، قابلیت پذیرفته شدن یا رد شدن را نداشته باشند. همین نگرش، کمکی بود برای ارائه دیدگاه های ارزشمند ریاضی گودل. اگرچه گودل مباحثه گری دقیق و فوق العاده بود، اما بندرت در جلسات حلقه وین شرکت می کرد، مگر آنکه بحث بر سر ریاضیات می بود. در واقع می توان گفت پس از سال ۱۹۲۸ او دیگر در جلسات گروه شرکت نکرد، اما به جای آن به عضو فعالی در جلسات ریاضی که توسط منگر تشکیل شده بود، بدل شد. محتوای این جلسات در نشریه ای که به طور سالانه منتشر می شد به چاپ می رسید. گودل در سردبیری این نشریه همکاری داشت و بعدها خود، ده ها مقاله در آن به چاپ رساند.


    در همین دوران بود که گودل ناگهان به چهره ای شناخته شده در عرصه منطق ریاضی بدل شد. این شهرت بویژه حاصل انتشار دو مقاله بود؛ یکی از این دو، تز دکترای او بود که مسئله بازی را که در سال ۱۹۲۸ توسط دیوید هیلبرت و ویلهلم آکرمن مطرح شده بود، حل کرد. این مسئله را به زبان ساده می توان چنین بیان کرد: آیا می توان درستی تمام عبارت هایی را که در به کارگیری تمام تفسیرهای نمادهای منطقی درست هستند، اثبات کرد؟ به نظر می رسید که جواب باید مثبت باشد و گودل نیز همین را نشان داد. تز دکترای او نشان داد که اصول منطق که تا آن زمان گسترش داده شده بود، توانایی برآورده کردن هدف نهایی منطق یعنی اثبات درستی همه آنچه درست است، بر مبنای مجموعه اصول مزبور را دارد، اما این اثبات، هنوز یک استثنا داشت و آن، در مورد اعداد طبیعی (یعنی پایه ای ترین مفاهیم دنیای ریاضیات) بود. این اثبات نشان نمی داد که آیا می توان درستی هر گزاره درست در مورد اعداد طبیعی را نیز براساس اصول پذیرفته شده نظریه اعداد ثابت کرد یا خیر؟


    [​IMG]اصول مزبور (اصول نظریه اعداد) پیش از آن در سال ۱۸۸۹ توسط گیوسپه په آنو، ریاضیدان ایتالیایی تدوین شده بود. اصل استقرای ریاضی یکی از اصول مزبور است. این اصل بیان می کند که هر ویژگی که برای عدد صفر درست بوده و همین طور در صورت درست بودن برای عدد طبیعی n، برای n+1 نیز درست باشد، باید برای تمامی اعداد طبیعی درست باشد. این اصل که گاهی از آن به اصل دومینو نیز یاد می شود زیرا همانند بازی دومینو، اگر اولی بیفتد مابقی نیز تا آخر می افتند در نگاه اول، بدیهی به نظر می رسید، اما ریاضیدانان دریافتند که این اصل دارای ابهام است، چراکه فقط به خود اعداد دلالت نداشته، بلکه به ویژگی های آنها نیز دلالت دارد، بنابراین، چنین عبارت اصطلاحا مرتبه دومی بیش از حد مبهم به نظر می رسید که به عنوان مبنایی برای نظریه اعداد طبیعی به کار رود.


    بدین ترتیب، نسبت به اصل استقرا تجدیدنظر شد و این اصل در ردیف اصول بی شمار دیگری قرار گرفت که به جای دلالت بر ویژگی های عمومی اعداد، به فرمول های خاصی دلالت دارند. متاسفانه همان طور که منطق دانی نروژی به نام تورالف اسکولم چند سال قبل از ارائه قضیه گودل نشان داده بود، این رده از اصول، منحصر به اعداد طبیعی نبوده بلکه در ساختارهای ریاضی دیگری نیز ارضا می شوند.


    تز دکترای گودل حاکی از آن بود که می توان تمامی عبارات را براساس اصول اولیه اثبات کرد، اما یک هشدار هم در آن وجود داشت و آن این بود که چنانچه عبارتی در حوزه اعداد طبیعی درست باشد، اما در حوزه سیستم دیگری از ریاضیات -که همان اصول سیستم اعداد طبیعی را ارضا می کند- نادرست باشد، آنگاه درستی آن عبارت، قابل اثبات نخواهد بود. در آغاز به نظر نمی رسید که این استثنا، مسئله ای اساسی باشد، چراکه ریاضیدانان می پنداشتند که چنین هویت هایی که براساس اصول اعداد طبیعی رفتار کرده، اما اساسا متفاوت از آنها هستند، اصلا وجود ندارند، اما در همین زمان بود که دومین قضیه گودل، ضربه تمام کننده را وارد کرد.


    در سال ۱۹۳۱، گودل در مقاله دیگری نشان داد که عبارات درستی در حوزه اعداد طبیعی وجود دارد که درستی آنها قابل اثبات نیست (به عبارت دیگر، او نشان داد که هویت هایی در ریاضیات وجود دارند که اگرچه از اصول نظریه اعداد طبیعی تبعیت می کنند، اما رفتاری متفاوت از این اعداد دارند). در آن زمان، برخی از ریاضیدانان که از زیر سئوال رفتن بنیادهای ریاضیات غمگین شده بودند، پنداشتند اگر تمامی عبارات درست را به عنوان اصول اولیه فرض کنیم، می توان از ضربه این گیوتین، جاخالی داد، اما باز هم گودل نشان داد که تا جایی که ما از قوانین مکانیکی صرف ریاضیات استفاده می کنیم، هیچ تفاوتی نخواهد کرد که کدام گزاره ها را به عنوان اصل بپذیریم، چراکه اگر آنها در مورد اعداد طبیعی درست باشند، درستی عبارات درست دیگری در مورد اعداد مزبور، همچنان غیرقابل اثبات باقی خواهد ماند. اینگونه بود که دیگر امیدی برای ریاضیدانان باقی نماند. چاره ای نبود و آنها باید ناکامل بودن ریاضیات در تبیین تمامی ابعاد حقیقت را می پذیرفتند. خود گودل معتقد بود که این ناکامل بودن، حاکی از آن است که استنتاج قضایا نمی تواند صرفا مکانیکی باشد و باید نقش شهود انسان را نیز در تحقیقات ریاضی، مورد توجه قرار داد. بدین ترتیب، او از زاویه یک ریاضیدان و با همان منطق و زبان ریاضیات، ناکامل بودن ذاتی ریاضیات را در شناخت اثبات کرد و بدین ترتیب از لزوم اتکا به حقیقتی فراسوی ساختارهای ریاضی در شناخت جهان خبر داد.


    [​IMG]
    گودل، سال تحصیلی ۱۹۳۴-۱۹۳۳ را در مرکز تازه تاسیس مطالعات پیشرفته دانشگاه پرینستون در نیوجرسی آمریکا سپری کرد (جالب است که آلبرت اینشتین نیز در همان سال، کار خود را در پرینستون آغاز کرد و تا آخر عمر، به مدت ۲۲ سال در همان جا باقی ماند). او در آنجا به ایراد سخنرانی در مورد قضیه ناکامل بودن و نتایج آن می پرداخت. از وی دعوت به عمل آمد که سال آینده نیز به آنجا بازگردد و سال تحصیلی را در آنجا سپری کند، اما او اندکی پس از بازگشت به وین، دچار نوعی عدم توازن ذهنی شد. هرچند وضعیت او بموقع به حالت طبیعی بازگشت-به طوری که توانست در آستانه سال تحصیلی بعد یعنی پاییز ۱۹۳۵ در پرینستون باشد- اما هنوز یک ماه از رسیدنش نگذشته بود که بیماری دوباره بازگشت و بدین ترتیب گودل تا بهار ۱۹۳۷ در وین، در هیچ برنامه سخنرانی حاضر نشد. هرچند مشکل مزبور تا آخر عمر با گودل باقی ماند، اما هیچ گاه مگر در زمان های کوتاهی که به اوج خود می رسید، مانع فعالیت های او نشد. کسی که در چنین ایامی به او کمک می کرد، دختری به نام آدل پورکرت بود. گودل با او که شش سال بزرگتر از خودش بود، در دوران دانشجویی آشنا شده بود. آنها در سال ۱۹۳۸ پیش از آنکه گودل بار دیگر به آمریکا بازگردد، با همدیگر ازدواج کردند.


    پس از اتمام سال تحصیلی، یعنی در تابستان ۱۹۳۹ گودل برای دیدن همسرش به وین بازگشت، در حالی که خبر نداشت که اجازه تدریس او در دانشگاه های اتریش لغو شده و وی از سوی ارتش نازی به خدمت فراخوانده شده است. بدین ترتیب، گودل در وضعیت ناامیدکننده ای قرار گرفت، اما این وضعیت دوام چندانی نداشت و به طور معجزه آسایی تغییر کرد؛ با کمک های مرکز مطالعات پیشرفته پرینستون، امکان اخذ ویزا و خروج از کشور برای او و همسرش فراهم شد و بدین ترتیب، آن دو در ژانویه سال ۱۹۴۰، سفری طولانی را از مسیر راه آهن سیبری آغاز کردند. سپس از یوکوهاما به مقصد سان فرانسیسکو سوار کشتی شده و از آنجا نیز به کمک راه آهن، مسیر غرب تا شرق آمریکا را طی کرده و نهایتا حدود سه ماه بعد از شروع سفر، یعنی اوایل ماه مارس به پرینستون رسیدند.


    گودل تا پایان عمر دیگر آمریکا را ترک نکرد. در طول تمامی آن سال ها دوست نزدیکش آلبرت اینشتین بر خود فرض کرده بود تا جایی که می تواند در بهبود وضعیت روانی گودل به او کمک کند. اینشتین هر روز، زمانی را به قدم زدن با گودل می پرداخت. به نظر می رسد که مصاحبت با اینشتین، در بازگرداندن آرامش به روح بی قرار او نقش موثری داشته است.


    [​IMG]
    گودل در دوران اقامت خود در آمریکا در زمینه نظریه مجموعه های نامتناهی در ریاضیات، فلسفه و همین طور نسبیت، دستاوردهای بزرگی به بشریت ارائه کرد. وی در سال ۱۹۴۹ برای نخستین بار در تاریخ علم، امکان سفر در زمان و بازگشت به گذشته را بر مبنای قوانین پذیرفته شده علمی و با به کارگیری نظریه نسبیت عام اینشتین مطرح کرد. گودل در سال ۱۹۵۳ به عضویت فرهنگستان ملی علوم آمریکا درآمد. درگذشت اینشتین در سال ۱۹۵۵ تا حد زیادی او را با خود تنها گذاشت، وی حتی در مراسم اهدای مدال ملی علوم آمریکا که به او تقدیم شده بود نیز شرکت نکرد.


    فرموله کردن استدلال هستی شناختی او در مورد وجود خداوند، از کارهای دیگری بود که توجه بسیاری را به خود جلب کرد. هرچند گودل در ۱۴ژانویه ۱۹۷۸ چشم از این جهان فروبست، اما نتیجه دستاوردهای او در تغییر بنیادهای تفکر انسان، هنوز دوران تولد خود را می گذراند. آلن تورینگ- ریاضیدان برجسته انگلیسی و پیشگام نظریه هوش مصنوعی، با به کارگیری قضیه ناکامل بودن گودل در نظریه محاسبات نشان داد که یک کامپیوتر یا روبات هیچ گاه نخواهد توانست تمام کارهایی را که انسان قادر به انجام آن است، انجام دهد (و این در حالی بود که برخی، انسان را صرفا یک ماشین بسیار پیچیده می دانستند). جالب تر از آن، دریافت اخیر استفن هاوکینگ- مشهورترین فیزیکدان زمان ما – از دستاورد فکری گودل است.


    هاوکینگ در سخنرانی خود با عنوان گودل و پایان فیزیک که در دانشگاه کمبریج ایراد کرده بود، نشان داد که بر مبنای قضیه ناکامل بودن گودل، احتمالا ذات جهان و قوانین بنیادین آن برای همیشه از دسترس اندیشه بشری پنهان خواهد ماند. هاوکینگ براساس دستاورد گودل، به ناشناختنی بودن (و نه صرفا ناشناخته بودن) ماهیت بنیادین هستی اشاره می کند. این در حالی ست که خود او و تقریبا تمامی فیزیکدان های بزرگ دیگر، پیش از آن امید داشتند با به کارگیری الگوهای ریاضی صرف، به ماهیت بنیادین هستی و قوانین آن دست یابند.
    منبع:biogrophy kurt Goel.kurt godel
     
    m naizar، *Mitra* و Mani از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    تحقیقات جدید روی فسیل ِ “هومو نالدی” اجداد دور انسان


    هو مو نالدی از اجداد انسان که بقایای آن به تازگی کشف شده موجودی همه فن حریف بوده است، نه فقط در برداشتن گام های راحت بر زمین، بلکه در بالا رفتن از درخت ماهر بوده است.
    [​IMG]
    تصویری خیالی از انسان نالدی که محققان از روی فسیل های کشف شده طراحی کرده اند.

    دانشمندان دومین مجموعه مقالات علمی درباره این موجود (Homo Naledi)، که بقایای آن در رویدادی هیجان انگیز در اعماق غاری در آفریقای جنوبی پیدا شد، را منتشر کرده اند. این مقالات پژوهشی کاملا بر دست و پای هومو نالدی متمرکز است. پاهای این موجود آشکارا مخصوص پیاده روی است، در حالی که دستانش با انگشتانی قوسدار، مناسب گرفتن و آویختن از شاخه ها بوده.

    اما حتی دستان این موجود هم نمایانگر میزانی از مدرنیت است که فقط در گونه های اخیرتر هومو، مثل انسان امروزی و نئاندرتال ها، مشهود است. معماری استخوان ها و عضلات، به انسان امروزی امکان تردستی می دهد. مثلا می توانیم انگشت شست و کوچک را به هم خوب فشار دهیم – کاری که برای میمون هایی که شست نسبتا کوتاهی دارند بسیار سخت است. برای همین است که ما اینقدر در ساختن و استفاده از ابزار مهارت داریم.

    [​IMG]
    به غیر از قوس انگشتان، دست و پای این موجود خیلی شبیه به انسان امروزی بوده است

    تریسی کیول از دانشگاه کنت بریتانیا می گوید استخوان بندی دست هومو نالدی نشان می دهد که این موجود هم احتمالا برخوردار از برخی از همین توانایی ها بوده. وی گفت: « مشخصه هایی که به خصوص در مچ می بینیم، قبلا فقط در نئاندرتال ها و انسان امروزی دیده ایم، و می دانیم که اینها برای استفاده از ابزار است.” “این مشخصه ها برای ابزارسازی، ابزارهای پیچیده، و استفاده دایمی از آنهاست، به طوری که عملا باعث تغییر شکل آن شده است.»

    « شاید نالدی از ابزارهایی استفاده می کرده که از مواد متفاوتی ساخته شده بود، یا کارهای دقیق و نیازمند نیروی زیاد دیگری با دستانش می کرده، اما سرراست ترین توضیح این است که نالدی ابزارساز بوده و از آنها استفاده می کرده.» در داخل غار رایزینگ استار که محل کشف این بقایاست هیچ ابزاری پیدا نشده بنابراین نمی توان مستقیما در این مورد نتیجه گیری کرد. این غار در مجاورت ژوهانسبورگ در منطقه معروف به گهواره بشریت که یک منطقه میراث جهانی است قرار دارد.

    [​IMG]
    نمونه ای بازسازی شده از پنجه هومو نالدی، قد این موجود حدود ۱۵۰ سانتی متر بوده است.

    این مساله باعث پیدایش سوال و معماهایی می شود:‌ این موجودی بوده که احتمالا دو میلیون سال قبل با اندازه مغزی قابل مقایسه با شامپانزه های امروزی می زیسته. آیا واقعا توانایی فکری برای استفاده ماهرانه از ابزارها را داشته؟ این معما ممکن است به موقع پاسخ داده شود. فقط بخش کوچکی از غار حفاری شده، و مطالعات آینده می تواند به کشف ابزارها منجر شود. مسلم اینکه، کشف بقایای بیشتر نالدی در انتظار دانشمندان است. استخوان هایی از ۱۵ یا شمار بیشتری افراد نالدی تاکنون کشف شده.

    اینها شامل تقریبا ۱۵۰ نمونه استخوان دست، از جمله دست راست تقریبا کامل یک موجود بزرگسال است. همچنین ۱۰۷ استخوان پا در این غار پیدا شده،‌ از جمله استخوان های سالم پای راست یک موجود بزرگسال. پاهای نالدی هم مثل دستانش تا حدود زیادی مثل انسان امروزی دارای شکل و ظاهرا کاربردی مدرن است. به عبارت دیگر نالدی در پیاده روی مهارت داشته. اما درست مثل دست ها، قوس بندهای انگشتان پا متفاوت از انسان است.

    ویلیام هارکورت اسمیت از کالج لیمان سی یو ان وای و موزه تاریخ طبیعی آمریکا گفت: « این موجودی دو پا بوده است؛ روی زمین خیلی راحت بود.” “می توان تصور کرد که در طول روز، وقتی بیرون مشغول فعالیت بوده، عمدتا وقتش را روی زمین می گذرانده، اما برای کارهایی مثل تغذیه یا پنهان شدن از درندگان، روی درخت می رفته است، چون می بینیم که بعضی از مشخص های بدوی تر پا را دارد. بنابراین تا حدود زیادی دو پا بوده، اما نه ۱۰۰ درصد.»

    [​IMG]
    غاری که فسیل و استخوان انسان نالدی در آن کشف شد. این غار در مجاورت ژوهانسبورگ در منطقه معروف به گهواره بشریت که یک منطقه میراث جهانی است قرار دارد.

    یکی از معماهای بزرگ باقی مانده در مورد هومو نالدی این است که دقیقا در چه مقطع زمانی می زیسته. وقتی تیم دانشگاه ویتس ماه گذشته خبر از کشف این بقایا داد، قدمت آنها را مشخص نکرد. کار برای پاسخ گفتن به این سوال هنوز ادامه دارد. با توجه به بسیاری از مشخصه ها، مثل شکل سینه یا شانه، فرض بر این است که این موجود در بن شجره خانواده انسانی می نشیند.

    با این حال وقتی جستجو برای یافتن پاسخ این سوال کامل شد، احتمال رسیدن به نتیجه ای متفاوت وجود دارد. در آن صورت دانشمندان ممکن است دریابند که هومو نالدی نه موجودی دو میلیون ساله، بلکه متعلق به زمانی خیلی نزدیک تر به ما است. دکتر کیول، دکتر هارکورت اسمیت و همکارانشان نتایج مطالعه به روی دست و پای انسان نالدی را در مجله ی Nature Communications منتشر کرده اند.
    منبع: BBC
     
    آخرین ویرایش: ‏21/11/15
    m naizar، *Mitra* و Mani از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    هاوکینگ: تکنولوژی انسان را فقیر می‌کند!

    بیگ بنگ: استیون هاوکینگ فیزیکدان مشهور انگلیسی هشدار داد پیشرفت‌های بزرگ تکنولوژیکی می‌تواند بخش بزرگی از جمعیت جهان را دچار فقر و بیچارگی کند.

    [​IMG]
    هاوکینگ معتقد است تکنولوژی تا حدودی عامل افزایش نابرابری درآمد شده‌ است. وی که در برنامه ویژه پرسش و پاسخ در وب‌سایت Reddit این سخنان را مطرح کرده معتقد است درصورتی که ثروت ناشی از تکنولوژی تقسیم شود همه می‌توانند از زندگی لوکس و مجلل بهره ببرند، در غیر این صورت بیشتر مردم درصورتی که مالکان فناوری‌های مختلف علیه توزیع ثروت با یکدیگر لابی کنند، دچار فقر خواهند‌شد.

    هاوکینگ معتقد است روند توسعه فناوری درحال منحرف شدن به سوی گزینه دوم است، زیرا درحال دامن زدن به نابرابری درآمدی در میان انسان‌ها است و تمامی این فرایند ناشی از نوع توزیع دستاورد‌ها میان ثروتمندان و فقرا است. این سخنان هاوکینگ واکنش‌های شدیدی را از سوی فعالان تکنولوژی برانگیخته است. مارک اندرسن کارآفرین و سخنگوی سیلیکون‌ولی در توئیتر نوشت هاوکینگ در حال بازگویی شعارهای قدیمی است. کسانی که ادعا می‌کنند ماشین‌ها مشاغل را نابود می‌کنند در صد سال آینده احمق به نظر خواهند آمد، اما من اینگونه نخواهم‌ بود.

    [​IMG]
    تصویری از مارک اندرسون و استیون هاوکینگ

    بحث تقابل ثروت کلان کارآفرینان و کارمندان فناوری در برابر اقشار کم‌درآمد در سان‌فرانسیسکو مدت‌ها است که به بحث جنجالی میان اقتصاد‌دانان تبدیل شده‌ است. با این‌ همه اکثریت متخصصان در این حوزه با هاوکینگ موافقند. دراینکه فناوری توانسته رشد اقتصاد آمریکا و دیگر کشورهای جهان را تضمین کند تردیدی وجود ندارد و شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از کشورها در تلاشند نسخه‌ای دیگر از سیلیکون‌ولی را برای خود ایجاد کنند.

    اما با وجود رشد روزافزون این پدیده، تعداد افرادی که در آن مشارکت دارند کاهش پیدا می‌کند. اریک برینجلفسن استاد مدرسه مدیریت اسلون در MIT نیز معتقد است تکنولوژی اصلی‌ترین عامل افزایش نابرابری درآمد در میان انسان‌ها است. مشکل اصلی اینجاست که تکنولوژی جایگزین بسیاری از کارگران مشاغل فیزیکی با درآمد بالا شده‌ است و این افراد اکنون برای گذران زندگی به فروشندگی و مشاغل این چنینی که از درآمد کمتر برخوردار است رو آورده‌اند.

    از این رو نظر اندرسن درباره اینکه افراد بیکار نمی‌شوند درست است، اما پرسش اینجاست که درآمد آنها چقدر خواهد‌بود؟ میانگین درآمد در آمریکا نسبت به سال ۱۹۹۵ که آغاز شکوفایی عصر تکنولوژی بود تغییر چندانی نکرده‌است. اما سردمداران این تکنولوژی‌ها در آمد‌های بسیار بالایی از محل سرمایه‌گذاری‌ها و پرداخت‌هایشان دارند. رقابت شدیدی میان مهندسان و کارگران ماهر درگرفته‌است و این رقابت می‌تواند شکاف پرداخت میان افراد دارای مدرک دانشگاهی با افراد بدون مدرک دانشگاهی را توضیح دهد. کارگرانی که دارای مدرک دانشگاه هستند در طول عمر خود نسبت به افراد دیپلمه یک میلیون دلار بیشتر درآمد دارند.
    منبع:CNN
     
    Mah$a، m naizar، Mani و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    جستجوی حیات بیگانه با بزرگترین تلسکوپ رادیویی جهان!


    بیگ بنگ: یک پروژۀ عظیم علمی و مهندسی در چین قرار است با بزرگترین تلسکوپ رادیویی در جهان به کشف امواج رادیویی حیات بیگانه بپردازد. این کشور در راستای برنامۀ فضایی خود در حال ساخت بزرگترین تلسکوپ رادیویی جهان به نام تلسکوپ مدور با دیافراگم ۵۰۰ متری، مخفف به “فَست” (FAST)، است.




    [​IMG]
    تصویری از تلسکوپ رادیویی بزرگ چین که در حال ساخت است.


    رسانه‌های دولتی چین اخیراً تصاویری از این سازۀ حیرت انگیز که در آستانۀ تکمیل است، منتشر کرده‌اند. دیشِ این سازه به تنهایی به اندازۀ ۳۰ زمین فوتبال وسعت دارد. این پروژۀ عظیم ظرفیت آن را دارد تا به نقطۀ عطفی در شناخت کیهان و جستجوی حیات بیگانه در سیارات دیگر بدل شود. هنگامی که ساخت این تلسکوپ به پایان برسد، قادر به دریافت سیگنالهای رادیویی‌ از سیاراتی دور، که ممکن است نشانه‌های حیات را به همراه داشته باشند، خواهد بود.


    نان رِندونگ، دانشمند ارشد این پروژه به خبرگزاری شینهوا گفته است که دیش عظیم این تلسکوپ، امکان شناسایی بسیار دقیقتر را فراهم می‌کند. او می‌گوید: «تلسکوپ رادیویی مثل یک گوش حساس می‌ماند که در نویز سفید کیهان به دنبال پیامهای رادیویی معنادار است. این کار مثل شنیدن جیرجیرکها در میانۀ یک طوفان است.»


    پیشرفت نجوم


    دقت بی‌سابقۀ این تلسکوپ به منجمان این امکان را می‌دهد تا کهکشان راه شیری و دیگر کهکشانها را مطالعه کرده و تپ‌ اخترهایی را که به سختی قابل دیدن هستند را تشخیص دهند. این سازه همچنین می‌تواند به یک ایستگاه زمینی قدرتمند برای ماموریتهای فضایی آینده بدل شود. و البته، منجر به پیشرفت در جستجو برای یافتن نشانه‌های حیات بیگانه می‌شود.


    [​IMG]
    این تلسکوپ در صورت کامل شدن به این شکل دیده می شود.


    در ماه جولای، وقتی که ناسا خبر کشف سیاره‌ای مشابه زمین به نام کپلر-۲۵۲بی را اعلام کرد، هیجانی به راه افتاد که البته قابل درک بود. این سیاره در ناحیه‌ای معروف به “منطقه گلدیلاک” قرار داشت. ناحیه گلدیلاک به فاصله‌ای گفته می‌شود که یک سیاره باید از خورشید منظومۀ خود داشته باشد تا امکان وجود جو و آب مایع در آن وجود داشته باشد.


    اما تشخیص سیگنالهای رادیویی، که ممکن است از این سیاره ساتع شوند، و می‌توان آنها را نشانۀ حیات دانست، در حال حاضر فراتر از ظرفیتهای ابزارهای فعلی ماست. اما پروژۀ جدید تلسکوپی چین بناست بر این کاستی فائق آید. وو ژیانگ‌پینگ، رییس انجمن نجوم چین، با اعتماد به نفس دربارۀ این پروژه گفته است: « این پروژه به ما کمک می‌کند تا به دنبال حیات هوشمند در خارج از کهکشان خودمان بگردیم و دربارۀ منشا کیهان تحقیق کنیم.»


    موقعیت آرمانی


    ساخت پروژۀ فَست در سال ۲۰۱۱ آغاز شد و محل ساخت آن، در کوهستانهای زیبای استان گویژو قرار دارد. دور افتادگی این محل که باعث می‌شود تا سایر سیگنالهای رادیویی کمترین اختلال را در کار آن ایجاد کنند، و موقعیت زمین این منطقه، آن را به مکانی ایده‌آل برای بنای چنین تلکسوپی بدل کرده است. زمانی که این تلسکوپ به مرحلۀ عملیاتی برسد، لقب بزرگترین تلسکوپ رادیویی جهان را به خود اختصاص خواهد دارد. این لقب در حال حاضر در اختیار رصدخانۀ آرِسیبو، واقع در پورتو ریکو است که ۳۰۵ متر قطر دارد.


    [​IMG]
    تلسکوپ رادیویی بزرگ “آرسیبو” در پورتوریکو


    جهشی بزرگ


    برنامۀ فضایی چین تاکنون فراز و فرودهای بسیاری داشته است. در سال ۲۰۰۳، این کشور بدل به سومین کشوری شد که موفق شده انسانی را در مدار قرار دهد و از آن زمان، دانشمندان فضایی چین موفق به پیاده‌روی فضایی، راه‌اندازی یک آزمایشگاه فضایی و فرستادن کاوشگر به کرۀ ماه شده‌اند. حال در سال ۲۰۱۵، چین مشغول ساخت یک موشک سنگین جدید، برنامه‌ریزی برای یک ماموریتی رباتی دیگر در ماه و ساخت یک ایستگاه فضایی ۶۰ تنی است.


    رصدخانۀ عظیمی که چین در دست ساخت دارد و لقب “چشم آسمان” به آن داده شده، پیشرفت چشمگیر دیگری در برنامۀ فضایی بلند پروازانۀ این کشور است و این امکان را دارد تا طرز نگاه ما به کیهان را تغییر دهد. بسیاری تصور می‌کنند که ما انسانها تنها موجود هوشمند کیهان نیستیم. مشخص نیست که پروژۀ فست بتواند شواهد وجود موجودات هوشمند فضایی را پیدا کند، ولی بدون شک به ما اجازه خواهد داد تا به جاهایی که قبلاً نمی‌توانستیم، سرک بکشیم.
    منبع:CNN​
     
    آخرین ویرایش: ‏16/11/15
    Mah$a، m naizar، Mani و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    کرم چاله ها، تونل هایی در فضا-زمان

    ادبیات علمی- تخیلی پر از داستان هایی است که طی آنها از تونل های فضا- زمانی یا همان کرم چاله ها برای سفر در زمان استفاده می شود. اما این داستان های علمی- تخیلی تا چه حدی واقعیت دارد؟ پاسخ اینست: بیشتر از آنچه شما فکر کنید. هم اکنون دانشمندان به دنبال پیدا کردن راه هایی برای استفاده از کرم چاله های قابل عبور هستند (البته در صورت وجود داشتن) تا بتوان با سرعتی سریع تر از سرعت نور حرکت نمود و حتی در میان خود زمان هم سفر کرد.


    [​IMG]
    تاشدگی فضا-زمان می تواند منجر به خلق کرم چاله هایی برای انجام سفرهایی با سرعت سریع تر از نور و سفرهای زمانی شود.

    اریک دیویس فیزیکدان در همین رابطه می گوید: « کرم چاله قابل عبور، تونلی فوق فضایی است که دو منطقه دور دست واقع در میان کیهان ما یا کیهان های مختلف را، البته در صورتی که جهان های دیگری وجود داشته باشد، یا دو دوره مختلف زمانی را به هم متصل می سازد.» تخصص دیویس که یکی از اعضای بنیاد تاو زرو می باشد، در زمینه فضا-زمان است و از معادلات نظریه ی عام نسبیت اینشتین برای بررسی طرح های ممکن (یا غیرممکن) کرم چاله های قابل عبور، ماشین وارپ و ماشین زمان، استفاده می کند.

    ساخت کرم چاله

    لودویگ فلام، ریاضی دانی بود که در سال ۱۹۱۶ هنگام کار با معادلات نظریه نسبیت عام اینشتین احتمال وجود کرم چاله ها را بیان داشت، در نظریات یاد شده به شرح نحوه خمیدگی فضا-زمان به واسطه گرانش اشاره می شود که ارجاع به ساختار واقعیت فیزیکی دارد. هرچند به گفته کیپ ثورن، فیزیکدان و پروفسور بازنشسته موسسه فناوری کالیفرنیا، احتمال وجود تونل های فضایی-زمانی به خودی خود جالب است، اما دانشمندان هنوز بر سر شیوه شکل گیری سیاهچاله ها در طبیعت متفق القول نیستند و تاکنون کرم چاله ای هم شناسایی نشده است.

    ثورن و برخی از همکاران وی نشان داده اند که حتی در صورت پدیدار شدن کرم چاله، احتمالا قبل از آنکه شی یا شخصی از میان آن عبور کند کرم چاله نابود خواهد شد. برای باز نگاه داشتن کرم چاله به مدت زمان لازم برای عبور از میان آن بایستی از نوعی داربست استفاده شود، اما از مواد عادی نمی توان استفاده کرد؛ بلکه نیاز به “ماده غیرمتعارف” داریم. دیویس ادامه می دهد: « انرژی تاریک یک نوع ماده غیر متعارف است که به صورت طبیعی در جهان وجود دارد فشار منفی آن نیروی گرانشی دافعه ای را تولید می کند که فضای داخل کیهان را به سمت بیرون هل می دهد، به همین خاطر شاهد گسترش تورمی جهان هستیم.»

    دانشمندان علاوه بر انرژی تاریک در مورد ماده نامتعارف دیگری به نام ماده تاریک هم اطلاع دارند که ۵ برابر شایع تر از ماده عادی و در جهان رایج است. تا امروز البته دانشمندان نه موفق به شناسایی ماده تاریک و نه انرژی تاریک شده اند و هنوز خیلی چیزها در موردشان ناشناخته است. البته می شود با آزمودن اثر این مواد بر فضایی که آنها را احاطه کرده است دست به شناختشان زد.

    [​IMG]به گفته علی اوگون از دانشگاه مدیترانه شرقی در قبرس، امکان شکل گیری کرم چاله ها در جاهایی که ماده تاریک است، وجود دارد و بنابراین شاید در مناطق خارج از کهکشان راه شیری که ماده تاریک وجود دارد و نیز درون سایر کهکشان ها کرم چاله هم وجود داشته باشد. اوگون برای اثبات احتمال وجود کرم چاله ها در مناطق متراکم از ماده تاریک دست به تحقیقات زده است. وی و همکارانش شبیه سازی هایی را انجام داده اند که نشان می دهد در صورت وجود داشتن کرم چاله ها در مناطق متراکم از ماده تاریک در هاله کهکشانی، این امر منطبق با همان الزامات فیزیکی است که به نظر دانشمندان برای موجودیت تونل های کرم چاله ای ضروری هستند. اوگون این نکته را اضافه می کند که: « شواهد ریاضی مبنی بر این ادعا وجود ندارد و من امیدوارم روزی برسد که بشود شواهد تجربی مستقیم را هم پیدا کرد.»

    عبور از کرم چاله چگونه است؟

    در اصل هیچ اتفاقی نمی افتد! براساس هندسه فضا-زمانی کرم چاله های قابل عبور، هیچ گونه نیروهای کشندی گرانشی نامطلوبی که بر فضاپیما یا مسافران آن به هنگام عبورشان از میان تونل کرم چاله اثر بگذارد وجود نخواهد داشت. به گفته اوگون: « افراد و اشیاء از مقصد آغاز سفرشان که در نزدیکی زمین است وارد گلوی کرم چاله شده و از میان تونل عبور می نمایند تا در انتهای دیگر آن که ستاره مقصد باشد پیاده شوند.»

    از آنجایی که تونل های نظری، فضا-زمان را کاهش می دهند، مسافران می توانند با عبور از آنها به سرعت هایی دست یابند که به چشم مشاهده گری که از بیرون می نگرد سریع تر از سرعت نور هم خواهد بود. با این حال، از دیدگاه مسافران اینگونه است که سرعتشان هرگز از سرعت نور بیشتر نمی شود، بلکه فردی که از بیرون می نگرد به این خاطر سرعت مسافران را تندتر از نور تصور می کند که مسافران مسیری کوتاه تر را در پیش می گیرند. قبل از استفاده از کرم چاله ها باید ابتدا کرم چاله را پیدا کرد. تا امروز کسی موفق به کشف کرم چاله ها نشده است. با این حال در صورت موجود بودنشان، شاید پیدا کردن تونلی از میان فضا-زمان آنقدرها هم سخت نباشد.

    وی براساس نظریات کرم چاله ای، دست به مقایسه نگریستن از میان حفره کرم چاله با نگریستن از میان آینه جادویی زده است که در انیمیشن های کودکان مشاهده کرده ایم. بنا به اعوجاج هایی که مشابه انعکاس در آینه های خمیده هستند، منطقه ای از فضا که در انتهای دوردست تونل قرار دارد، بایستی از ناحیه اطراف ورودی متمایز باشد. از دیگر شاخص های کرم چاله، شیوه متراکم شدن نور به موازت حرکت کردنش از میان تونل کرم چاله است، که بسیار مشابه بادی است که درون لوله ای می پیچد.

    دیویس آنچه در انتهای تقریبی تونل دیده می شود را “اثر سو سوی رنگین کمانی” می نامد. در واقع این قبیل اثرها را از راه دور می توان مشاهده نمود. دیویس می افزاید: « ستاره شناسان قصد استفاده از تلسکوپ های فضایی را به منظور دیدن این اثرات داشتند و گمان می بردند که اثرات یادشده نشانه ای بر وجود کرم چاله قابل عبور طبیعی یا حتی بیگانه ساخته است. اما من که شخصاً هیچوقت در مورد عملی شدن این ایده نشنیدم.»

    [​IMG]
    این تصویر هنری فضاپیمایی را نشان می دهد که برای سفر از میان کرمچاله مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

    سفر در زمان

    کیپ ثورن در بخشی از مطالعه ای که در مورد کرم چاله ها داشت، یک آزمایش فکری را پیشنهاد کرد که طی آن می توان از کرم چاله به عنوان ماشین زمان استفاده کرد. غالبا آزمایشات فکری طراحی شده در مورد سفر زمانی منتهی به تناقض هایی می شوند. احتمالا مشهورترین این آزمایش ها پارادوکس پدربزرگ است. پارادوکس مزبور از این قرار می باشد که اگر جستجوگری به زمان عقب بازگردد و پدربزرگ خود را به قتل برساند، هرگز نمی توانسته متولد شود و هرگز نیز در وهله اول توانایی سفر به زمان گذشته را نمی داشته است. به نظر می رسد که بر این اساس، سفر زمانی رو به عقب غیرممکن می باشد، اما در اصل به گفته دیویس مطالعات ثورن مسیر جدیدی را برای اکتشاف توسط دانشمندان گشود.

    دیویس اظهار می دارد: « بعد از گفته های ثورن، نظریات جدیدی در حوزه فیزیک نظری تولید و منتشر شد که منتهی به توسعه سایر تکنیک های فضا-زمانی گشت که با استفاده از آنها می توان دست به تولید ماشین های زمانی غیرپارادوکس سببی زد.» اما هر چند استفاده از کرم چاله ها برای انجام سفر زمانی ممکن است به مذاق طرفداران داستان های علمی- تخیلی (و کسانیکه بدشان نمی آید گذشته شان را تغییر بدهند) خوش بیاید ولی نظریات کنونی نشان می دهد برای ساختن ماشین زمان کرم چاله ای، یک یا هر دو منتهی الیه های تونل بایستی به اندازه سرعتی حدود سرعت حرکت نور باشند.

    دیویس می گوید: « ساخت ماشین زمان کرم چاله ای به نسبت، استفاده از کرم چاله ها برای انجام سفر بین ستاره ای با سرعت سریع تر از نور بسیار ساده تر خواهد بود.» فیزیکدانان دیگر نیز پیشنهاد دادند که استفاه از کرم چاله برای سفر از میان زمان موجب تجمیع انرژی چشمگیری می شود که تونل را قبل از استفاده به عنوان ماشین زمان نابود می سازد، به این روند واکنش برگشتی کوانتوم می گویند. علی رغم این موضوع، باز هم رویاپردازی در مورد امکان بالقوه چنین سفرهایی شیرین است. دیویس ادامه می دهد: « به همه کارهای ممکنی که می شود انجام داد و کشفیات ممکن فکر کنید که می شود با سفر در زمان بدان ها دست یافت. حداقل چیزی که می توان در توصیف این ماجراجویی ها گفت آن است که مطمئنا بسیار جذاب هستند.»
    منبع:space
     
    آخرین ویرایش: ‏16/11/15
    *Mitra*، Mah$a، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    تلاش برای ساخت نخستین کامپیوتر کوانتومی
    دنیای فناوری اطلاعات در چند دهه آینده متحول خواهد شد. انتظار می رود پیشرفت‌های رخ داده در این حوزه در مدت زمان کوتاهی قابلیت کاربردی‌شدن را خواهند یافت و راه را برای زندگی با فناوری‌های نوین هموار خواهند ساخت. کامپیوتر های کوانتمی یکی از پیشرفت‌های بشری در این زمینه هستند.


    [​IMG]اطلاعات کوانتومی که با نام محاسبات کوانتومی نیز خوانده می‌شود، به سرعت در حال گسترش است. در طی ۱۵ سال، محاسبات کوانتومی می‌تواند فناوری اطلاعات را برای همیشه متحول سازد، اما دانشی که در پشت آن قرار دارد بسیار سطح بالا است که حتی شرکت‌های بزرگ فناوری نیز، خیلی تمایل به ورود کامل به این حوزه را ندارند. امروزه، نام موسسه کوانتوم یل (Yale Quantum Institute) با تحقیقات پیشرفته‌اش در زمینه روش‌های متحول‌سازی اطلاعات دیجیتال همراه است. پروژه‌های موسسه، مهندسین و محققین مختلفی در زمینه‌های فیزیک، ریاضیات و کامپیوتر را از موسسه یل و سایر نقاط جهان به دور هم جمع کرده‌است.

    اما با توجه به آنکه حوزه اطلاعات کوانتومی بسیار گسترده است، این فعالیت‌ها تنها در همکاری خلاصه نمی‌شوند. تحقیقات به یک رقابت بین کشورها و موسسات آموزشی بدل شده‌ است که همه آنها می‌خواهند اولین باشند. به گفته روبرت اسکولکوپف مدیر موسسه کوانتوم یل :« محاسبات کوانتومی، یک رویه جدید برای نحوه ذخیره‌سازی و پردازش اطلاعات است. ایده اولیه آن که همان بیت‌های صفر و یک است، از کامپیوترهای کنونی گرفته شده‌است که در آن معادل‌های کوانتومی جایگزین اتم‌های اطلاعاتی شده‌اند. (که با نام کیوبیت (qubit) شناخته می‌شود)

    وی افزود: اینشتین اولین فردی بود که وارد این زمینه شد و آن را در هم تنیدگی کوانتمی(Quantum entanglement) نامید که در آن دو سیستم کوانتومی مجزا با یکدیگر در فاصله نزدیک (مانند دو سکه جادویی که با فاصله از یکدیگر قرار دارند) قرار داده شده‌ بودند و اگر شما یکی از آنها را حرکت می‌دادید، بقیه آنها نیز بصورت دنباله حرکت می‌کردند. یکی از کاربردهای اصلی این موضوع، گسترش ظرفیت محاسبات است که در واقع همان چیزی است که با عنوان قانون مور(Moore’s law) خوانده می‌شود.

    [​IMG]در واقع در این قانون می‌توان عدم توانایی کامپیوترهای امروزی را تعریف و انتظار خود از کامپیوترهای آینده را بیان نمود. اما این امر که ما با کامپیوترهای کوانتومی همان کاری را که کامپیوترهای قدیمی انجام می دادند اجرا کنیم، تنها گوشه کوچکی از محاسبات کوانتومی است. این موضوع به یک مسابقه جهانی تبدیل شده‌ است. افراد زیادی در این “مسابقات” سخت‌افزاری حضور دارند که هر یک بر روی پروژه‌هایی متمرکز هستند. سخت‌افزاری که در موسسه یل بر روی آن کار می‌شود باید در دمای ۱۰۰ درجه بالاتر از صفر مطلق کار کند.

    به گفته معاون موسسه یل، داگلاس استون : «این سخت‌افزار بسیار فراتر از چیزی است که در کامپیوترهای معمولی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ما فناوری دیگری را که تا این حد دارای ثبات باشد سراغ نداریم». سایر سخت‌افزارهای مرتبط، فعلا در محیط خلا یا یون‌های به دام‌افتاده کار می کنند؛ بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که کامپیوترهای کوانتومی به همین زودی توسط کارخانه‌های بزرگ به تعداد زیاد تولید شوند.

    حک کردن کدها و بهبود امنیت به صورت همزمان

    به گفته اسکولکوپف :«کامپیوترهای کوانتومی دارای یک خاصیت بسیار خاص هستند و آن این است که نمی‌توانند کپی شوند، اما در عوض ممکن است به افراد کمک کند تا کدهای سنتی را بشکنند؛ این امر خود می‌تواند به یافتن روش‌هایی برای ایمن‌سازی ارتباطات و تضمین حریم خصوصی افراد کمک کند.» همچنین یک پتانسیل دیگر برای محاسبات کوانتومی “غیر خوانا” وجود دارد که در آن شما می توانید از سرویس های ارائه شده کوانتومی بصورت ابری(cloud) استفاده کنید اما هیچوقت از نحوه کارکرد آنها با خبر نباشید.

    [​IMG]
    به گفته استون: « ما اکنون در حال صحبت در مورد ۱۰ الی ۱۵ سال دیگر هستیم. این موضوع چیزی است که در آینده اتفاق خواهد افتاد، اما چیزی که اکنون مهم است این است که چه کسی این مسابقه را برنده می‌شود و چه زمانی این فناوری در دنیای واقعی اعمال می‌شود.» او معتقد است همکاری بین صنعت و دانشگاه برای به سرانجام رسیدن این پروژه به زودی شکل خواهد گرفت
    منبع:reorbit.ir
     
    *Mitra*، m naizar، Mah$a و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    آیا نانوربات ها می توانند مغز را هک کنند؟

    بیگ بنگ: بنا به پیش‌بینی یکی از دانشمندان دانشگاه ام‌آی‌تی، در دهه ۲۰۴۰ میلادی می‌توان نانوربات‌هایی را از طریق جریان خون وارد مغز کرد و به کمک آنها از اطلاعات موجود در مغز افراد آگاه شد یا اینکه اطلاعات جدیدی را وارد مغز نمود.


    [​IMG]نیکولاس نگروپونته یکی از بنیان گذاران اینترنت و سازنده آزمایشگاه مدیای اِم‌آی‌تی (MIT Media Lab) میباشد که ایده‌های خود را در کتاب پرفروش “دیجیتالی‌شدن (Being Digital) مطرح کرده است. این کتاب حاصل پیش‌ بینی‌های معروف او در زمینه ی چگونگی ادغام ناگهانی جهان تعاملی، جهان سرگرمی و جهان اطلاعات است. بسیاری از پیش‌بینی‌های نگروپونته مربوط به دهه هشتاد میلادی است و به نظر می‌رسد پیش‌بینی‌های او در مورد آینده در دهه ۲۰۴۰، به کمک نانوربات‌ها و هک مغز اعصاب (Neurohacking)، قابل‌درک خواهد بود.

    نگروپونته معتقد است که در دهه آینده، فناوری‌های زیست‌شناسی مصنوعی (synthetic biology) و رابطه بین زیست‌شناسی و سیلیسیم، از فناوری‌های مخرب خواهند بود. وی می‌گوید: «کلید‌‌ پیش‌بینی من این بود که بهترین راه را برای ارتباط برقرارکردن با مغز، از طریق داخل بدن، یعنی جریان خون می‌دانستم. اگر شما یک ربات کوچک به جریان خون تزریق نمایید، می‌توانید به همه سلول‌ها، اعصاب و تمام چیزهایی که در مغز است نزدیک شوید.

    [​IMG]
    نیکولاس نگروپونته

    بنابراین اگر شما بخواهید اطلاعاتی را وارد کنید و یا اینکه اطلاعاتی را بخوانید، می‌توانید این ربات را وارد جریان خون نمایید. در حالت تئوری می‌توانید شکسپیر (Shakespeare) را در جریان خون خود بارگذاری نمایید و به صورت ربات‌های کوچک، به بخش‌های مختلف مغز بفرستید. یا اینکه اگر بخواهید صحبت به زبان فرانسوی را یاد بگیرید، می‌توانید ربات‌ها را به صورت تکه‌های فرانسوی وارد خون نمایید. بنابراین در تئوری، شما می‌توانید اطلاعات را به درون بدنتان بفرستید.»

    ربات‌های کوچک یا نانوربات به وسیله نانوفناوری پیشرفته توسعه یافته‌اند. آنها می‌توانند به‌قدری کوچک باشند که با چشم دیده نشوند و در مقیاس نانو (یک نانومتر معادل یک میلیاردیم متر است) عمل کنند. نانوربات‌ها می‌توانند به صورت بی‌سیم با یکدیگر و با جهان خارج ارتباط داشته‌ باشند. همچنین می‌توانند اطلاعات مغز را هک کنند. نانو ربات‌ها را می‌توان به کمک روش‌هایی مانند استفاده از قرص وارد بدن کرد تا بتوانند اطلاعات موجود در نورون‌ها (یاخته‌های عصبی) و سیناپس‌های مغز را بخوانند و یا اینکه اطلاعات جدیدی را وارد مغز نمایند، به عنوان مثال اطلاعاتی مانند شکسپیر و یا یک زبان جدید.

    [​IMG]نانوروبات‌ها بیشتر شبیه یک داستان تخیلی هستند، اما داستان‌های تخیلی اغلب درست از آب در می‌آیند و به فناوری تبدیل می‌شوند. ما نباید انتظار داشته باشیم که این فناوری در سال آینده قابل‌ دسترسی باشد، البته پیشرفت‌های کنونی در فناوری عصب‌ شناختی (نئوروفناوری) باعث تشویق برای دستیابی به فناوری‌های جدیدتر می‌شود. برای مثال در حال حاضر می‌توان به وسیله حسگرهای بی‌سیم، ارتباطی بین مغز و کامپیوتر ایجاد نمود و با فکرکردن، بازی‌های کامپیوتری انجام داد.
    منبع:
    Nanobots will hack the brain

     
    *Mitra*، m naizar، Mah$a و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    کشف نوعی باکتری مقاوم در برابر تمام آنتی بیوتیک ها

    پژوهشگران می گویند نوعی باکتری در کشور چین کشف شده است که در برابر تمام آنتی بیوتیک ها مقاوم است. این کشف زمانی اعلام شد که استفاده از کولیستین که یک آنتی بیوتیک قوی است، نتوانست به درمان افراد و دام های مبتلا به این باکتری کمکی کند.

    [​IMG]

    به گزارش BBC ، پزشکان نگران هستند که این باکتری مقاوم در سراسر جهان پراکنده شود و فهرست عفونت های درمان ناپذیر را طولانی تر کند. این احتمال مطرح شده که دلیل مقاوم شدن این باکتری، استفاده بی رویه از کولیستین در درمان عفونت های دامی در چین بوده است. چشم انداز نگران کننده مقاومت باکتری ها در برابر آنتی بیوتیک ها سبب شده است از این وضعیت به عنوان شرایطی که جهان را به قرون وسطی و عصر ناتوانی بشر در درمان بیماری های عفونی بازمی گرداند، نام برده شود.

    پژوهشگران در بررسی این باکتری متوجه نوعی جهش ژنتیکی در آن شدند که مانع از کارآیی کولیستین در نابودی آن می شود. در گزارش این پژوهش که در نشریه Lancet infectious diseases منتشر شده، آمده است که باکتری مقاوم در ۱۶ فرد بیمار، یک پنجم دام هایی که مورد آزمایش قرار گرفتند و ۱۵ درصد نمونه های گوشت خام در چین مشاهده شده است.

    [​IMG] همچنین، به نظر می رسد که این باکتری به خارج از چین و کشورهایی از جمله لائوس و مالزی سرایت کرده و جهش ژنتیکی مقاومت در برابر آنتی بیوتیک ها به چند باکتری دیگر نیز گسترش یافته است. به گفته یک کارشناس انگلیسی، ادامه این روند به معنی آن است که اگر فردی در اثر ابتلا به یکی از این باکتری ها به شدت بیمار شود، برای درمان او اقدامی نمی توان انجام داد.

    البته مقاومت برخی باکتری ها در برابر آنتی بیوتیک ها موضوع تازه ای نیست؛ آنچه که کشف جدید را نگران کننده می کند، این است که جهش ژنتیکی در آن به شکلی بروز کرده که به سادگی به انواع دیگر باکتری ها نیز تسری می یابد و به این ترتیب، ممکن است مجموعه ای بزرگ از باکتری ها در برابر تمام داروهایی که در حال حاضر در اختیار بشر است، مقاوم شوند. در حال حاضر نیز بیمارستان ها با خطر آلودگی به مجموعه ای از باکتری های مقاوم مواجه هستند و ظهور باکتری جدیدی که هیچ اسلحه ای در برابر آن کارساز نیست، وضعیتی بسیار دشوار را ایجاد می کند.
    منبع:BBC
     
    Mani، *Mitra*، m naizar و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    تصاویری از یک روز کامل در پلوتو و بزرگترین قمرش شارون

    محققان ناسا با استفاده از تصاویر داده های فضاپیمای افق‌های نو یک روز کامل پلوتو و بزرگترین قمرش شارون را به نمایش گذاشتند، این تصاویر تیر ماه گذشته در هنگام عبور این فضاپیما از کنار پلوتو ثبت شدند.



    [​IMG]
    تصویری از یک روز کامل در سیاره ی کوتوله ی پلوتو


    به گزارش بیگ بنگ، شارون و پلوتو هر دو در دام جزر و مدی یکدیگر اسیر شده‌اند، به بیانی دیگر جهت یکی از نیمکره‌های کارون همواره به سمت یکی از نیم‌کره‌های پلوتو قفل شده‌است،‌ از این رو طول روزهای این دو برابر است. یک چرخش سیستم پلوتو-شارون ۶٫۴ روز زمینی به طول می‌انجامد. در نتیجه پرواز نزدیک‌گذر تنها توانست یک وجه از این سیستم دوگانه را آشکار سازد،‌ اما در عین حال موفق شد توالی حرکت مداری این دو جرم کیهانی را به ثبت برساند. افق‌های نو مدت‌ها پیش از رسیدن به نزدیک‌ترین فاصله‌اش تا این سیستم عکسبرداری را آغاز کرد و توانست امکان مشاهده کامل این سیستم دوتایی را از دور فراهم آورد.​



    [​IMG]
    یک روز کامل در قمر شارون



    افق‌های نو با استفاده از سیستم عکسبرداری لوری(LORRI) و دوربین عکسبرداری چند طیفی رالف خود توانست در هفتم جولای از فاصله هشت میلیون کیلومتری و در ۱۳ جولای از فاصله ۶۴۵ هزار کیلومتری از این اجرام عکسبرداری کند. این فضاپیما در چهاردهم جولای به نزدیک‌ترین فاصله خود یعنی ۱۲۵۰۰ کیلومتری از سطح سیاره کوتوله رسید. در طول حرکت در این مسیر بود که فضاپیما توانست کل یک روز سیستم دوتایی شارون-پلوتو را مشاهده کرده و توالی آن را به ثبت برساند.​



    پلوتو با قطر متوسط ۲۳۶۸ کیلومتر، از ماه زمین با قطر ۳۴۷۶ کیلومتر کوچک تر است و به علت دوری بسیار زیاد از خورشید دنیای بسیار سردی است. میانگین دمای هوا در سطح پلوتو منفی ۲۲۹ درجه سانتی گراد است؛ دمایی که گاز نیتروژن هم در چنین سرمایی به مایع تبدیل می شود. پلوتو هر شش روز و ۹ ساعت و ۱۷ دقیقه و ۳۶ ثانیه یکبار به دور خود و هر ۲۴۷٫۶۸ سال زمینی یکبار به دور خورشید می چرخد. به عبارت دیگر این خرده سیاره از زمان کشفش در ۲۹ بهمن ۱۳۰۸ توسط کلاید تومبا تا به امروز هنوز یک دور به گرد خورشید نچرخیده است.


    [​IMG]
    تصویری از پلوتو و قمرش شارون که فضاپیمای افق های نو به ثبت رسانده است.



    شارون نیز با قطر ۱۲۰۸ کیلومتر بزرگترین قمر پلوتو است که در سال ۱۹۷۸ میلادی کشف شد و فاصله این قمر تا پلوتو در مدار ۱۸ هزار کیلومتری آن است. پلوتو و شارون همچون زمین و ماه به گرد یک نقطه ی گرانش مرکزی می چرخند، به گونه ای که چرخششان همانند لنگش به نظر می آید. به دلیل اینکه جرم شارون ۱.۱۲ (یک دوازدهم) جرم پلوتو است، مرکز جرم آنها در نقطه ای بیرون از شعاع پلوتو جای گرفته و همین باعث ِ رقص گرانشی آنها شده است.​



    [​IMG]
    تصویری از نحوه ی رقص مداری پلوتو و شارون



    فضاپیمای افق های نو که برای نخستین بار از این اجرام دوردست تصویربرداری کرده، در حال حاضر در فاصله پنج میلیارد کیلومتری زمین قرار داشته و همه سیستم‌های آن در سلامت کامل به کار مشغول هستند. دریافت اطلاعات کامل آن از پلوتو، شش ماه طول می کشد. این فضاپیما هم اکنون در حال پرواز به سمت جرمی در کمربند کویپر هست که در سال ۲۰۱۹ به آن می رسد.​
    منبع: news.discovery\newhorizons\charon\pluto
     
    Mani، *Mitra*، m naizar و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏6/6/15
    ارسال ها:
    773
    تشکر شده:
    2,177
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    لای‌-فای ‘صد برابر سریع تر از وای‌-فای’
    تکنولوژی تازه‌ای که در آن به جای امواج رادیویی از نور یا طیف مرئی برای انتقال اطلاعات استفاده می‌شود، برای اولین بار در فضاهای کاری آزمایش شده است.
    [​IMG]
    سرعت انتقال اطلاعات در این تکنولوژی که با نام لای-فای(Li-Fi) شناخته می‌شود، ۱۰۰ برابر بیشتر از فناوری مرسوم فعلی یعنی وای-فای است و می‌تواند به یک گیگابایت بر ثانیه برسد. با این سرعت می‌توان یک فیلم بلند را با کیفیتی مناسب در عرض حدود یک ثانیه دانلود کرد. برای استفاده از این تکنولوژی علاوه بر منبع نور مانند لامپ‌های LED، حسگر نور و ارتباط اینترنتی نیاز است. این شیوه در روزهای گذشته توسط شرکت ولمنی (Velmenni) در تالین، پایتخت استونی آزمایش شده است. در این آزمایش ولمنی از لامپ‌های لای-فای برای انتقال اطلاعات با سرعت یک گیگابایت بر ثانیه استفاده کرد.

    تست‌های آزمایشگاهی نشان می‌دهد که این سرعت از نظر تئوری می‌تواند به ۲۲۴ گیگابایت بر ثانیه برسد. تکنولوژی لای-فای در یک اداره و برای دسترسی کارکنان به اینترنت، و همین طور در یک فضای صنعتی به عنوان نوعی روش نورپردازی هوشمند مورد استفاده قرار گرفته است. دیپاک سولانکی، مدیر عامل ولمنی می‌گوید این فناوری می‌تواند “در عرض سه یا چهار سال” برای استفاده عمومی عرضه شود.

    [​IMG]

    نام لای-فای برای این تکنولوژی اولین بار از سوی پروفسور هرالد هاس، استاد دانشگاه ادینبورگ و در جریان یک سخنرانی تد (TED) در سال ۲۰۱۱ مورد استفاده قرار گرفت

    منبع:BBC
     
    Mani، *Mitra*، m naizar و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.