یاد من باشد تنهاییم را برای خودم نگه دارم و بغض های شبانه ام را برای کسی بازگو نکنم تا ترحم دیگران را با اظهار علاقه اشتباه نگیرم، یاد من باشد که فقط برای سایه ام بنویسم
هزار کلمه در تاریکترین لحظه ها در مات ترین شیشه های سربی پشت محو ترین سکوت دل هزاران احساس که بوی مرگ زمان گرفته هزاران زندگی که بر دوش نعش کشان تاریخ به زباله دان دنیا سند خواهد شد به کدامین قانون باید حرف بزنم به کدامین منطق باید خودم باشم؟ که اینگونه مرا در ذهن و خیال خود فاتحانه تفسیر میکنی؟ انعکاس اینه هفت رنگ است واین گناه اینه نیست دورنگی را به قضاوتهای شخصیت الحاق نکن خورشید همیشهخورشید میماند Mitra_امروز بی تقویم
در سخت ترین گناه باران فرو ریخته ام در شرجی ترین نگاهی که نفس را حبس تنهایی میکند درست نقطه ی مقابل درختهای کاج درست زیر تیغ یک افتاب خیالی مثل جغدی شب را به دهلیز دلم دوخته ام شاید حجم بودنهای من در قفس زمان نگنجد شاید بارها به نبودنها تردید را اضافه کنم ولی هنوز هم طعم نوشتن را میدانم طعم تند تنهایی طعم یک خشم بی فریاد رنگ سرخ انتظار من مانده ام وسیاهی یک شهر بی همزبان باقی یک شهر ادمکهای چوبی یک شهر پروانه های رنگی بدون حس خویشاوندی من مانده ام.... Mitra
فقط با سايه ي خودم خوب ميتوانم حرف بزنم ، اوست كه مرا وادار به حرف زدن مي كند ، فقط او ميتواند مرا بشناسد ، او حتماً مي فهمد ... مي خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگي خودم را چكه چكه در گلوي خشك سايه ام چكانيده به او بگويم: " ايــن زنـــــدگــــي ِ مـن اســت ! " صادق هدایت
برای نوشتن کوچکترین احساسات یا کوچکترین خیال گذرانده ای،باید سرتاسر زندگانی خودم را شرح بدهم و آن ممکن نیست...
عمه بلقیس نباشیم عمه بلقیس به همه چیز کار داشت... به اینکه دختر همسایه تازگی ها زیر ابرویش را برداشته ، به اینکه زن مطلقه ای که طبقه ی دوم زندگی میکرد بعد از نیمه شب برگشته ، به اینکه فلانی توی مهمانی دامن کوتاه پوشیده... عمه بلقیس زن نجیبی بود و دوست داشت که همه ی دنیا مثل او به مقوله ی نجابت نگاه کنند. هرکس حرکتی میکرد که با عرف و سنت های او نمیخواند عمه بلقیس لبش را میگزید و روی گونه هایش میزد اما هیچ پاسخ صریحی برای رد آن نداشت. اگر خیلی به چالش میکشیدی اش و ثابت میکردی که فلان کار آنقدرها هم بد نبوده میگفت:وااا خدا مرگم بده،همسایه ها چی فکر میکنند؟؟!!! چون اصولآ اینکه بقیه چه فکری میکنند در فرهنگ عمه بلقیسی از اینکه خود آدم چه فکری میکند مهم تر است. "عمه بلقیسی" فرهنگ غالب کشور ماست. عمه بلقیس ها همه جا هستند و به همه چیز کار دارند.به عقاید دیگران،به لباس پوشیدن دیگران،به آدامس خوردن دیگران،به اینکه کی با کی رفت و با کی آمد. عمه بلقیس ها داعیه دار فرهنگ و شرافت و نجابت و همه چیزهای اینجوری هستند ... صادق_هدایت