1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

من وصادق

شروع موضوع توسط mitrabanoo ‏11/5/15 در انجمن اشعار

  1. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    از دل من تا نگاه صادق پلی ست به زیبایی یک عشق



    [​IMG]

    صادق پادشاه مغزی من
    [​IMG]
     
    *AliReza*، Mehdi.Samiya، ! ~ 71 و 12 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    یاد من باشد تنهاییم را برای خودم نگه دارم و بغض های شبانه ام
    را برای کسی بازگو نکنم تا ترحم دیگران را با اظهار علاقه اشتباه
    نگیرم، یاد من باشد که فقط برای سایه ام بنویسم

    [​IMG]
     
    Mehdi.Samiya، Aliship، کوچکمهر و 12 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    هزار کلمه در تاریکترین لحظه ها
    در مات ترین شیشه های سربی
    پشت محو ترین سکوت دل
    هزاران احساس که بوی مرگ زمان گرفته
    هزاران زندگی که بر دوش نعش کشان تاریخ به زباله دان دنیا سند خواهد شد
    به کدامین قانون باید حرف بزنم
    به کدامین منطق باید خودم باشم؟
    که اینگونه مرا در ذهن و خیال خود فاتحانه تفسیر میکنی؟
    انعکاس اینه هفت رنگ است
    واین گناه اینه نیست
    دورنگی را به قضاوتهای شخصیت الحاق نکن

    خورشید همیشهخورشید میماند
    Mitra_امروز بی تقویم
     
    Mehdi.Samiya، hileya، ! ~ 71 و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    در سخت ترین گناه باران فرو ریخته ام
    در شرجی ترین نگاهی که نفس را حبس تنهایی میکند
    درست نقطه ی مقابل درختهای کاج
    درست زیر تیغ یک افتاب خیالی
    مثل جغدی شب را به دهلیز دلم دوخته ام
    شاید حجم بودنهای من در قفس زمان نگنجد
    شاید بارها به نبودنها تردید را اضافه کنم

    ولی هنوز هم طعم نوشتن را میدانم
    طعم تند تنهایی
    طعم یک خشم بی فریاد
    رنگ
    سرخ انتظار
    من مانده ام وسیاهی یک شهر بی همزبان باقی
    یک شهر ادمکهای چوبی
    یک شهر پروانه های رنگی بدون حس خویشاوندی
    من مانده ام....

    Mitra

     
    *AliReza*، کوچکمهر، Mehdi.Samiya و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    صبر کردن گاهی معجزه میکند
    تنهاییهایتان را پیش فروش نکنید
    فصلش که برسد به قیمت میخرند
    صادق
    @};-@};-
     
    کوچکمهر، Mehdi.Samiya، Aliship و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    فقط با سايه ي خودم خوب ميتوانم حرف بزنم ، اوست كه مرا وادار به حرف زدن مي كند ، فقط او ميتواند مرا بشناسد ، او حتماً مي فهمد ... مي خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگي خودم را چكه چكه در گلوي خشك سايه ام چكانيده به او بگويم:

    " ايــن زنـــــدگــــي ِ مـن اســت ! " صادق هدایت
     
    Mehdi.Samiya، Aliship، کوچکمهر و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    برای نوشتن کوچکترین احساسات یا کوچکترین

    خیال گذرانده ای،باید سرتاسر زندگانی

    خودم را شرح بدهم و آن

    ممکن نیست...
     
    *Lady*، Pari_A، وضعیت سفید و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    منظورازصادق شخصه یاصفت؟؟
     
    P/A، وضعیت سفید، Mehdi.Samiya و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    صادق هدایت...@};-
     
    *Lady*، Pari_A، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    عمه بلقیس نباشیم

    عمه بلقیس به همه چیز کار داشت...
    به اینکه دختر همسایه تازگی ها زیر ابرویش را برداشته ، به اینکه زن مطلقه ای که طبقه ی دوم زندگی میکرد بعد از نیمه شب برگشته ، به اینکه فلانی توی مهمانی دامن کوتاه پوشیده...
    عمه بلقیس زن نجیبی بود و دوست داشت که همه ی دنیا مثل او به مقوله ی نجابت نگاه کنند.
    هرکس حرکتی میکرد که با عرف و سنت های او‌ نمیخواند عمه بلقیس لبش را میگزید و روی گونه هایش میزد اما هیچ پاسخ صریحی برای رد آن نداشت.
    اگر خیلی به چالش میکشیدی اش و ثابت میکردی که فلان کار آنقدرها هم بد نبوده میگفت:وااا خدا مرگم بده،همسایه ها چی فکر میکنند؟؟!!!

    چون اصولآ اینکه بقیه چه فکری میکنند در فرهنگ عمه بلقیسی از اینکه خود آدم چه فکری میکند مهم تر است.
    "عمه بلقیسی" فرهنگ غالب کشور ماست.
    عمه بلقیس ها همه جا هستند و به همه چیز کار دارند.به عقاید دیگران،به لباس پوشیدن دیگران،به آدامس خوردن دیگران،به اینکه کی با کی رفت و با کی آمد.
    عمه بلقیس ها داعیه دار فرهنگ و شرافت و نجابت و همه چیزهای اینجوری هستند ...

    صادق_هدایت
     
    *Lady*، *AliReza*، para3to و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.