1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نماز در قرآن

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏23/8/14 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]نماز، ذکر خدا و ياد اوست و اوقات معيني دارد و پاس داشتن اين اوقات از نشانه‌هاي نماز کامل و مايه‌ي کسب رضايت و محبّت خداست. پس مبادا فراغت، ما را به تعجيل در اداي آن وادار کند يا مشغله‌ها از اقامه‌ي آن در وقتش باز دارد؛ زيرا همه‌ي اعمال تابع نماز است؛ اگر نماز قبول شد، اعمال نيز قبول مي‌شود و اگر پذيرفته نشد، اعمال ديگر نيز مردود است. با کمي دقّت در اين کلام اميرالمؤمنين (ع) که فرمود:«بدان که هر عملي از اعمال تو تابع نمازت است.»، معلوم مي‌شود که آن حضرت در اينجا به سخن رسول خدا (ص) نظر داشته است که فرمود:
    [FONT=&amp]«اوّلين عملي که در مقام حساب مي‌آورند، نماز است. اگر نماز قبول شد، ساير اعمال هم قبول مي‌شود؛ و اگر پذيرفته نشد، ساير اعمال هم پذيرفته نمي‌شود و مردود خواهند بود.»(85)

    [FONT=&amp]ممکن است اين سخن دليلش آن باشد که نماز، رمز ارتباط خلق و خالق است؛ اگر به طرز صحيح انجام گيرد، قصد قربت و اخلاص که وسيله‌ي قبولي ساير اعمال است، در او زنده مي‌شود؛ وگرنه بقيه‌ي اعمال آن آلوده، و از درجه‌ي اعتبار ساقط مي‌شود. از اين‌رو حضرت امير (ع) به اين مسئله اشاره کردند که قبولي اعمال به قبولي نماز است. ملاک قبولي اعمال، نماز مقبول و عامل مردودي ساير اعمال، نماز مردود است.[/FONT]
    [FONT=&amp]پس همان‌طور که قبولي اعمال به قبولي نماز است، نماز نيز با وجود شرايط و عواملي قبول خواهد شد و آن زماني است که اعمال انسان نمازگزار درست و مطابق با شرع باشد و آن را سبک نشمارد.[/FONT]
    [FONT=&amp]در حديث قدسي وارد شده است:«من نماز هر نمازگزاري را قبول نمي‌کنم. بلکه نمازي را قبول مي‌کنم که براي عظمت من فروتني کند. و بر بندگان من بزرگي ننمايد. و فقير گرسنه را براي کسب رضايت من سير کند.»(86)[/FONT]
    [FONT=&amp]علاوه بر اين، مهمترين عامل قبولي نماز، حضور قلب است؛ زيرا خداوند مي‌فرمايد: {أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِي}؛(87) «نماز به پادار به خاطر ياد من.»[/FONT]
    [FONT=&amp]امام باقر (ع) فرمود:«نماز بنده گاهي نصف و گاهي ثلث و گاهي ربع و گاهي خمس آن بالا مي‌رود، و بالا نمي‌رود مگر آنچه دل او رو به آن کند. و امر به نمازهاي نافله براي اين است که آنچه از فريضه - به علّت عدم حضور قلب - کاسته‌اند براي آنان تمام کند.»(88)[/FONT]
    [FONT=&amp]نماز داراي روح و پيکري است. پيکره‌ي نماز عبارت از اعمال و افکار است و روح آن توجّه کامل به خداوند و حضور قلب است. لازم به ذکر است که چون اعمال و افعال انسان از عقيده‌ي وي سرچشمه مي‌گيرد، بايد به چگونگي نماز او توجّه کرد که آيا بقيه‌ي اعمال او متناسب با نمازش هست؟ و آيا او را از گناه باز مي‌دارد يا خير؟ نماز مقبول که در واقع نشانگر قبولي اعمال انسان است، به قدري داراي ارزش است که در تعبير مولاي موحّدان، حضرت علي (ع) عيد مسلمانان نمازگزار محسوب مي‌شود:«إنّما هُوَ عيدٌ لِمَن قَبِلَ اللهُ صيامَه و شَکَرَ قيامَهُ».(89) «همانا امروز براي کسي عيد است که خداوند روزه‌اش را قبول کرده و قيام و نمازش را سپاس گذاشته و پاداش داده است.»[/FONT]
    [FONT=&amp]امام علي (ع) در کلام ديگري به ارزش نماز براي قبولي اعمال ديگر اشاره فرموده‌اند: «ست من قواعد الذين... و اقامة الصَّلاة.»(90) «شش چيز از ستونهاي دين است... از جمله بر پا داشتن نماز.»[/FONT]
    [FONT=&amp]بديهي است که هر چيزي قاعده و ستوني دارد که با نبودنش آن شيء، نيز نابود مي‌شود. از جمله مسائل مهم در اسلام اين است که نماز هم ستون دين و هم ملاک حقيقي براي ارزش و اعتبار اعمال ديگر است.[/FONT]
    [/FONT]
    [/FONT]
     
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]گناه زدايي نماز:
    [FONT=&amp]«وَ اِنَّها لَتَحتُ الذّنوبَ حتَّ الورق.»(91) «نماز گناهان را مانند ريزش برگ درختان فرو مي‌ريزد.»

    [FONT=&amp]همانطور که جسم گاهي بر اثر آلودگي نياز به نظافت و تميزي دارد، روح و روان نيز بر اثر گناهان و خطاها آلوده و مکدّر مي‌شود و نياز به شست و شو و رفع کدورت دارد. از ديدگاه امام علي (ع) نماز يکي از مؤثرترين عوامل وارستگي‌ها و شست و شوي گناهان و رفع و دفع پليديهاي روحي است؛ زيرا خواه ناخواه نماز، انسان را به توبه و اصلاح گذشته دعوت مي‌کند. خداوند متعال نيز در قرآن کريم حسنات را عوامل از بين برنده‌ي سيّئات معرّفي مي‌کند و نماز يکي از مهمترين و برترين حسنات است.[/FONT]
    [FONT=&amp]{وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ} (92) {نماز را در دو طرف روز و ساعتهايي از شب به پا دار، همانا حسنات گناهان را از بين مي‌برد.}[/FONT]
    [FONT=&amp]ابوعثمان مي‌گويد: من با سليمان زير درختي نشسته بودم. او شاخه‌ي خشکي را گرفت و تکان داد تا تمام برگهايش فرو ريخت. سپس رو به من کرد و گفت: سؤال نکردي چرا اين کار را کردم؟ گفتم: بگو، بدانم منظورت چه بود؟ گفت: اين همان کاري بود که پيامبر (ص) انجام داد، هنگامي که در محضر مبارک ايشان زير درختي نشسته بوديم، سپس پيامبر همين سؤال را از من کرد. بعد از اينکه با تکان دادن شاخه‌ي خشک، تمام برگهاي درخت فرو ريخت. من عرض کردم: بفرماييد چرا؟ فرمود: هنگامي که مسلماني وضو بگيرد، سپس نمازهاي پنجگانه را به جاي آورد، گناهان او فرو مي‌ريزد، همانگونه که برگهاي درخت فرو ريخت. سپس همان آيه‌ي 114 سوره‌ي هود را که قبلاً ذکر شد، تلاوت کرد.(93)[/FONT]
    [FONT=&amp]از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) نماز عامل وارستگي‌ها و دوري از گناه و موجب زوال آثار گناهان و سبب از بين رفتن پليديها و اثرات سوء روحي و اخلاقي است. امام علي (ع) در نهج‌البلاغه نماز را همانند گسستن طناب پوسيده‌اي دانسته است که رشته‌هاي معاصي را متلاشي ساخته و از بين مي‌برد.(94)[/FONT]
    [FONT=&amp]چنان که برگ ريزد از درختان *** نماز آنگونه مي‌ريزد گناهان[/FONT]
    [FONT=&amp]به هر حال، هرگاه نماز با شرايطش انجام شود، و به عبارتي، نماز قلبي اقامه شود نه نماز لفظي و فقط قالبي، انسان را در عالمي از معنويّت فرو مي‌برد که پيوندهاي ايماني او را با خدا چنان مستحکم مي‌سازد که آلودگي‌ها و آثار گناه را از دل و جان او شست و شو مي‌دهد. نماز، انسان را در برابر گناه بيمه مي‌کند و زنگار گناه را از آيينه دل او مي‌زدايد[/FONT]
    [/FONT]
    [/FONT]
     
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]اميرالمؤمنين، امام علي (ع) در اين باره فرمود:«تعاهدوا أمر الصّلوة و حافظوا عَلَيها واستَکتَروا مِنها وَ تَقَرَّبوا بِها، فَإنَّها کانت عَلَي المؤمنين کِتابً مؤقوتاً ألا تَسمَعون إلي جواب اهلِ النّارِ حينَ سَبَلوا: ما سَلَککُم في سقَر؟ قالوا: لَم نَک مِن المُصَلّينَ و انَّها لَتَحتُ الذّنوب حتّ الورَق و تُطلِقُها إطلاق الرّبق و شبَّهها رسول الله (ص) بِالحَمَّة تکونَ علي بابِ الرَّجُل فَهُوَ يَغتَسِلُ مِنها فِي اليَومِ و اللَّيلة خَمس مرّات فَما عَسي اَن يُبقي عَليه مِنَ الدَّرَنَ.»(95) «نماز را به پا داريد و محافظت آنرا بر عهده گيريد. زياد به آن توجه کنيد و فراوان نماز بخوانيد و به وسيله‌ي آن به خدا تقرّب جوييد؛ زيرا نماز به عنوان فريضه‌ي واجب در وقت‌هاي مختلف شبانه روز بر مؤمنان مقرّر شده است؛ مگر به پاسخ دوزخيان در برابر اين پرسش که چه چيز شما را کشانيده است گوش فرا نداده‌ايد که مي‌گويند: ما از نمازگزاران نبوديم... . نماز گناهان را همچون برگ‌هاي پاييزي مي‌ريزد و غل و زنجيرهاي گناهان را از گردن‌ها مي‌گشايد. پيامبر نماز را به چشمه‌ي آب گرمي که در خانه کسي باشد و شبانه روزي پنج بار خود را در آن شست و شو دهد تشبيه کرده است که بدون ترديد چرک و آلودگي در بدن چنين کسي باقي نخواهد ماند... .»[/FONT]
     
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]ولي بايد توجّه داشت که خواندن نماز به هر صورتي نمي‌تواند شخص نمازگزار را از چنين تأثير و تحوّل روحي برخوردار کند و لازم است بداند که چگونه نماز به جا مي‌آورد و چه مقدار از آن بهره گرفته است؛ بنگرد که آيا نماز او را از کارهاي زشت و ناپسند بازداشته است يا خير؟
    [FONT=&amp]هنگامي که نماز با حضور قلب و شرايط لازم ديگرش برگزار شود، مصداق کامل حسنه است که در قرآن کريم به آن اشاره شده است، به طوري که انسان مي‌فهمد که بايد درون را از گناهان و آلودگيها بزدايد تا نمازش قرة‌العين شود. در حکمت‌هاي نهج‌البلاغه درباره‌ي تأثير و نقش نماز در شست و شوي گناهان و آرامش و اميدواري نسبت به فضل و رحمت الهي آمده است:

    [FONT=&amp]«ما أهمّني ذنبُ أمهلتُ بَعدَهُ حتّي أصلي رکعتين و أسأل الله العافية.»(96) «اندوهگينم نکرد گناهي که در پي آن مهلت يافتم دو رکعت نماز گزارم و از خدا اصلاح آن‌را بخواهم.»[/FONT]
    [FONT=&amp]حضرت با اين عبارات رسا در مقام تبيين و تعليم نقش و تأثير شگفت‌انگيز نماز است.[/FONT]
    [FONT=&amp]ابن ميثم در شرح اين جمله نوشته است:«علّت اين است که انسان نبايد پس از خواندن دو رکعت نماز نسبت به گناهان اندوهگين باشد، اين است که نماز پوشاننده‌ي گناهان است.»(97)[/FONT]
    [FONT=&amp]کبر زدايي نماز:[/FONT]
    [FONT=&amp]امام علي (ع) فرمود:«فَرَض الله الصَّلوةَ تنزيهاً عَن الکِبر.»(98) «خداوند متعال نماز را به خاطر پاک شدن از کبر و وارستگي از پليدي تکبر واجب فرموده است.»[/FONT]
    [FONT=&amp]يکي از مهمترين فوايد و آثار نماز، کبرزدايي است. کبر و خودپسندي بزرگترين صفت رذيله و به معني خود بزرگ ديدن در برابر ديگران است. کبر بر دو قسم ظاهري و باطني است که خوي باطني را «کبر» و آثار ظاهري را «تکبّر» مي‌گويند. تمام صفات رذيله و خويهاي زشت حيواني و شهواني و شيطاني از حالت کبر سرچشمه مي‌گيرد. از اين‌رو، براي جلوگيري از هر خو و صفت زشتي بايد از پيدايش کبر جلوگيري کرد و راهش اين است که پيوسته «بندگي» را از دست نداد. کبر نه تنها در جامعه‌ي متديّن اسلامي بلکه در تمام ملل و اديان بشري مورد نکوهش قرار گرفته است. انسان متکبّر پلنگ صفت است و جز خود کسي را نمي‌بيند. از اين‌رو، انتظار دارد همه کس در برابر او کرنش کند و او خود به کسي اعتنا نکند. همه کس او را احترام و او به ديگران بي‌احترامي کند[/FONT]
    [/FONT]
    [/FONT]
     
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]جاي هيچ ترديدي نيست که سرچشمه‌ي تکبر، عقده‌ي حقارت است؛ چنانکه امام صادق (ع) فرمود:«ما مِن رَجُلٍ تَکَبَّرَ أؤ تَجَبَّر إلا لِذِلَّةٍ وَجَدَها في نفسه.»(99) «هيچ مردي تکبّر و گردنکشي نکند، مگر براي حقارتي که در درون خود احساس مي‌کند.»
    [FONT=&amp]از اينرو، شخص متکبر در پي جبران حقارتي است که در درون خود احساس مي‌کند. انسان نمازکزار با بندگي به درگاه آن عزيز متکبّر، درونش را سرشار از غرور بندگي، نمايد و عزت دنيا و آخرت را کسب مي‌کند. پس سرچشمه‌ي تکبّر؛ يعني عقده‌ي حقارت در نمازگزار حقيقي راهي ندارد و در نتيجه داعيه‌اي براي تکبر وي باقي نمي‌ماند.

    [FONT=&amp]بهترين راه مبازه با تکبّر و دفع و رفع خودبيني و خودپرستي، خداپرستي است؛ زيرا انسان با عبادت، پلنگ طبيعت را در برابر خدا به زمين مي‌کوبد و خداوند متعال براي پاکيزه گردانيدن انسان از تکبّر، نماز را برايشان فرض و واجب فرمود تا بر اثر مداومت بر آن و انجان دائمي آن در هر شب و روز به فروتني عادت کنند و آن صفت زشت را از خود برهانند. ضمن اينکه نماز براي کسي که با ديده‌ي بصيرت به آن بپردازد، سبب رفع کبر و خودپسندي و نخوت نسبت به ديگران است.[/FONT]
    [FONT=&amp]مولا علي (ع) فرمود:«وَعَن ذلِکَ مَا حَرَسَ الله عِباده المؤمنينَ بِالصَّلواتِ و الزَّکَواتِ، وَ مُجاهِدَةِ الصّيامِ في الأيّامِ المفروضاتِ تسکيناً لأطرافِهِم وَ تخشيعاً لأبصارهِم و تَذليلاً لنفوسِهِم و تخفيضاً لِقُلوبهِم وَ إذهاباً لِلخيلاء عَنهُم.»(100) «خداي بزرگ بندگان مؤمن خود را به وسيله‌ي نماز و زکات و کوشش در روزه گرفتن در روزهاي واجب، حفظ مي‌کند تا مايه‌ي آرامش اعضايشان شود و ديدگانشان خاشع شود و جانهايشان فروتن شود دلهايشان نرم شود و خيال خودبزرگ بيني و تکبر از آنها دور کند.[/FONT]
    [/FONT]
    [/FONT]
     
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]نمازگزار وقتي در نماز، پيشاني خود را که بالاترين و شريفترين عضو از اعضاي بدن است به روي خاک مي‌گذارد، به عجز و ناتواني خود و عظمت و کبريايي حضرت حق روز به روز بيشتر پي مي‌برد و به واقع رمز و حقيقت سربلندي مؤمنان همين خاکساري به درگاه خداوند است. نماز، اين شست و شوي روحي و شبنم باطراوت ياد خدا، چه زيبا و کامل زنگارهاي نخوت را مي‌زدايد، غبار غرور را مي‌شويد و بنده را به فروتني وا مي‌دارد. همچنين ناچيز بودنش را در برابر ذات بيکران کبريايي به خاطرش مي‌آورد و با پستي جسمش روح او را متعالي مي‌گرداند.
    [FONT=&amp]روانشناسي و نماز:

    [FONT=&amp]در نيايش و دعا چون ارتباط رواني انسان با مرکز و مبدأ آفرينش است، بايد روح داراي «شادابي و پذيرش» باشد؛ يعني اگر بين روان آدمي و نيايش، تناسب وجود داشته باشد، نيايش جايگاه شايسته خود را خواهد داشت. آنگاه در جان آدمي اثر مي‌گذارد، درمان مي‌بخشد، روح را دگرگون مي‌کند. شگفت‌آور آنکه در چهارده قرن قبل، حضرت امامُ المتّقين، مولا علي (ع) به ارتباط عميق روانشناسي و نيايش توجه داشته و به روانشناسي نيايش از جمله نماز اشاره فرموده است:«إنَّ للقلوب إقبالاً و إدباراً: فإذا أقبلت فاحملوها علي النّوافل و إذا أدبرت فاقتصروا بها علي الفرائض.»(101) «دلها را روي آوردن و نشاط و پشت کردن و فراري است. پس آنگاه که نشاط دارند. آنرا بر انجام مستحبّات واداريد. و آنگاه که پشت کرده، بي‌نشاط شد، به انجام واجبات قناعت کنيد.»[/FONT]
    [FONT=&amp]نماز نشانه‌ي تواضع:[/FONT]
    [FONT=&amp]«لما في ذلکَ مِن تعفير عتاق الوُجُوه بالتَراب تواضُعا، والتصاق کرانم الجوارح بِالأرض تصاغُرا.»(102) «بندگان مؤمن هنگامي که نماز مي‌خوانند. ساييدن گونه‌هايشان به خاک نشانه‌ي تواضع و گذاردن اعضاي شريف بر زمين، دليل کوچکي و اظهار حقارت است.»[/FONT]
    [FONT=&amp]همان‌طور که قبلاً گفته شد از آفات حيات بشري و از موانع بسيار مهّم رشد معنوي و عقلاني انسان، کبر و نخوت است که ضدّ آن فروتني است. نماز در حقيقت، تمرين تواضع و خشوع و خضوع است؛ زيرا نمازگزار در هر روز و شب چند مرتبه پيشاني بر خاک مي‌سايد و کبريايي حضرت حق را که قدر مطلق از آنِ اوست، مي‌ستايد، و ضمن متذکّر شدن به عظمت خداوند، حقارت و کوچکي خويش را به خود تلقين مي‌کند.[/FONT]
    [FONT=&amp]از آنجا که نماز عبارت است از توجّه کسي که جز فقر و ذلّت ندارد، به سوي درگاه عظمت کبريايي و منبع عزّت؛ و لازمه‌ي چنين توجهي اين است که نمازگزار مستغرق در خواري شود و، دلش را از هر چيزي که او را از هدفش باز مي‌دارد، برکند. پس اگر ايمان نمازگزار ايماني صادق باشد، اشتغال به نماز او را از هر کار ديگري باز مي‌دارد.[/FONT]
    [FONT=&amp]آري! تواضع، کشتزاري است که در آنجا درخت خضوع و خشوع و ترس و شرم مي‌رويد و تواضع حقيقي ويژه‌ي آن انساني است که براي خدا تواضع کند.[/FONT]
    [FONT=&amp]رسول خدا (ص) فرمودند:«هيچ کس براي خدا تواضع نکرد، مگر اينکه خدا او را رفعت بخشيد.»(103)[/FONT]
    [FONT=&amp]انسان با عبادت نماز، مي‌تواند خود را از آثار شوم خودبيني و نخوت گرايي دور سازد و خويشتن را از اين رذايل پليد اخلاقي وارهاند.[/FONT]
    [/FONT]
    [/FONT]
     
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]نمازگزار وقتي در نماز، پيشاني خود را که بالاترين و شريفترين عضو از اعضاي بدن است به روي خاک مي‌گذارد، به عجز و ناتواني خود و عظمت و کبريايي حضرت حق روز به روز بيشتر پي مي‌برد و به واقع رمز و حقيقت سربلندي مؤمنان همين خاکساري به درگاه خداوند است. نماز، اين شست و شوي روحي و شبنم باطراوت ياد خدا، چه زيبا و کامل زنگارهاي نخوت را مي‌زدايد، غبار غرور را مي‌شويد و بنده را به فروتني وا مي‌دارد. همچنين ناچيز بودنش را در برابر ذات بيکران کبريايي به خاطرش مي‌آورد و با پستي جسمش روح او را متعالي مي‌گرداند.
    [FONT=&amp]روانشناسي و نماز:

    [FONT=&amp]در نيايش و دعا چون ارتباط رواني انسان با مرکز و مبدأ آفرينش است، بايد روح داراي «شادابي و پذيرش» باشد؛ يعني اگر بين روان آدمي و نيايش، تناسب وجود داشته باشد، نيايش جايگاه شايسته خود را خواهد داشت. آنگاه در جان آدمي اثر مي‌گذارد، درمان مي‌بخشد، روح را دگرگون مي‌کند. شگفت‌آور آنکه در چهارده قرن قبل، حضرت امامُ المتّقين، مولا علي (ع) به ارتباط عميق روانشناسي و نيايش توجه داشته و به روانشناسي نيايش از جمله نماز اشاره فرموده است:«إنَّ للقلوب إقبالاً و إدباراً: فإذا أقبلت فاحملوها علي النّوافل و إذا أدبرت فاقتصروا بها علي الفرائض.»(101) «دلها را روي آوردن و نشاط و پشت کردن و فراري است. پس آنگاه که نشاط دارند. آنرا بر انجام مستحبّات واداريد. و آنگاه که پشت کرده، بي‌نشاط شد، به انجام واجبات قناعت کنيد.»[/FONT]
    [FONT=&amp]نماز نشانه‌ي تواضع:[/FONT]
    [FONT=&amp]«لما في ذلکَ مِن تعفير عتاق الوُجُوه بالتَراب تواضُعا، والتصاق کرانم الجوارح بِالأرض تصاغُرا.»(102) «بندگان مؤمن هنگامي که نماز مي‌خوانند. ساييدن گونه‌هايشان به خاک نشانه‌ي تواضع و گذاردن اعضاي شريف بر زمين، دليل کوچکي و اظهار حقارت است.»[/FONT]
    [FONT=&amp]همان‌طور که قبلاً گفته شد از آفات حيات بشري و از موانع بسيار مهّم رشد معنوي و عقلاني انسان، کبر و نخوت است که ضدّ آن فروتني است. نماز در حقيقت، تمرين تواضع و خشوع و خضوع است؛ زيرا نمازگزار در هر روز و شب چند مرتبه پيشاني بر خاک مي‌سايد و کبريايي حضرت حق را که قدر مطلق از آنِ اوست، مي‌ستايد، و ضمن متذکّر شدن به عظمت خداوند، حقارت و کوچکي خويش را به خود تلقين مي‌کند.[/FONT]
    [FONT=&amp]از آنجا که نماز عبارت است از توجّه کسي که جز فقر و ذلّت ندارد، به سوي درگاه عظمت کبريايي و منبع عزّت؛ و لازمه‌ي چنين توجهي اين است که نمازگزار مستغرق در خواري شود و، دلش را از هر چيزي که او را از هدفش باز مي‌دارد، برکند. پس اگر ايمان نمازگزار ايماني صادق باشد، اشتغال به نماز او را از هر کار ديگري باز مي‌دارد.[/FONT]
    [FONT=&amp]آري! تواضع، کشتزاري است که در آنجا درخت خضوع و خشوع و ترس و شرم مي‌رويد و تواضع حقيقي ويژه‌ي آن انساني است که براي خدا تواضع کند.[/FONT]
    [FONT=&amp]رسول خدا (ص) فرمودند:«هيچ کس براي خدا تواضع نکرد، مگر اينکه خدا او را رفعت بخشيد.»(103)[/FONT]
    [FONT=&amp]انسان با عبادت نماز، مي‌تواند خود را از آثار شوم خودبيني و نخوت گرايي دور سازد و خويشتن را از اين رذايل پليد اخلاقي وارهاند.[/FONT]
    [/FONT]
    [/FONT]
     
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]نماز در خانواده:
    [FONT=&amp]«فَکان يأمر بها أهله و يصبرُ عليها نفسه.»(109) «پس رسول خدا (ص) هم اهل خود را به نماز فرمان مي‌داد و هم خود شخصاً با شکيبايي آن را به انجام مي‌رسانيد.»

    [FONT=&amp]بهترين و سعادتمندانه‌ترين اجتماع بشري آن است که افراد صالح و شايسته و مردمي وظيفه‌شناس و مؤمن داشته باشد و اين امر ميسّر نيست مگر با تربيت و پرورش صحيح کودکان و مهيّا ساختن آنان براي آينده‌اي بهتر. اسلام دوره‌ي شروع تربيت کودک را از هنگام تولّد، بلکه قبل از تولد، بلکه هنگام اراده‌ي ازدواج و پيوند زناشويي دانسته است. اسلام تا آن حد به مسئله تربيت اسلامي کودک اهمّيّت داده که آن را حقّ مسلّم فرزند بر والدين مي‌داند، چنانکه امام سجّاد (ع) در رساله‌ي حقوق مي‌فرمايد:«حقّ فرزندت به تو آن است که بداني او پاره‌اي از وجود توست و نيک و بد او در اين دنيا وابسته و منتسب به تو است. بايد بداني که تو در مقام سرپرستي او مسؤولي که او را با ادب و تربيت صحيح پرورش دهي، و او را به خداي يکتا راهنمايي کني و در اطاعت و فرمانبرداري حضرت حق کمک و ياريش نمايي، پدري باش که به وظيفه‌ي خود آشنا و به مسؤوليّت خود آگاه است. پدري که مي‌داند اگر نسبت به فرزندش نيکي کند اجر و پاداش خواهد داشت؛ و اگر درباره‌ي او بدي کند، مستحقّ مجازات و کيفر خواهد بود.»(110)[/FONT]
    [FONT=&amp]از اين‌رو اوّلين مسؤوليت انسان بعد از خودش، خانواده‌ي اوست، ولي چون گاهي خانواده‌ي آدمي از خود سرسختي نشان مي‌دهند، لازم است که درباره‌ي تعليم واجبات و از جمله نماز استقامت کند و حتّي دستور است که در بعضي شرايط کودک را در ترک آن تنبيه کند. چنانکه رسول خدا (ص) فرمودند:[/FONT]
    [FONT=&amp]«مرّوا صِبيانَکُم اذا بَلغوا سبع سنين وَ اضرِبُوهُم علي تزکها إذا بَلَغوا تسعاً و فرّقوا بينَهُم في المضاجِعِ إذا بَلَغوا عَشَراً.»[/FONT]
    [FONT=&amp]«فرزندان خود را در هفت سالگي به نماز دستور بدهيد، و در نه سالگي اگر آن را ترک کردند کتکشان بزنيد، و وقتي به ده سالگي رسيدند رختخوابهاي آنان را از يکديگر جدا کنيد.»(111[/FONT]
    [/FONT]
    [/FONT]
     
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    [FONT=&amp]رعايت حال ضعيف‌ترها در نماز جماعت:
    [FONT=&amp]«وَ صَلّوا بِهِم صَلوةَ اَضعًفِهِم و لا تکونوا فَتّانينَ.»(115) «با مردم همانند نمازگزاردن ناتوانترين آنان نماز بخوانيد. (و با طول دادن نماز، موجبات زحمت آنان را فراهم نکرده) و سبب فتنه و فساد نشويد.»

    [FONT=&amp]يکي از خصوصيّات بارز و رازهاي نماز جماعت اين است، با آنکه هر يک از انسانها داراي صفت يا صفاتي از اوصاف نيکو و کمالات انساني است، اما کساني که نماز را به جماعت مي‌خوانند به منزله‌ي يک انسان کامل‌اند که همواره مورد نزول برکات قرار مي‌گيرند و لطف خاص الهي شامل آن جمع مي‌شود. اصولاً يکي از ثمرات اجتماع و جماعت براي اين است که نمازگزار از بي‌نماز شناخته شود.[/FONT]
    [FONT=&amp]درباره‌ي کلام امام علي (ع) بايد گفت همان طوري که رهبر جامعه‌ي اسلامي در نحوه‌ي زندگي مادي، بايد مانند پايين‌ترين طبقات مردم زندگي کند تا از نظر روحي بر ضعيفان فشار نياورد، از حيث معنوي و عبادي نيز لازم است حال افراد ضعيف‌تر رعايت شود و امام جماعت نبايد نماز را طولاني کند که سبب ناراحتي آنان شود. از اين‌رو، اميرالمؤمنين (ع) در يک فرمان تاريخي که به مالک اشتر نخعي، والي مصر فرستاد، ضمن دستورهاي حکومتي و يادآوري اخلاق کارگزاران فرمود:[/FONT]
    [FONT=&amp]«هرگاه نمازت را با مردم به جا آوردي پس [به علت طولاني کردن نماز] مردم را از خود دور و رنجيده مکن و نماز را [به علت سرعت بي جهت] ضايع و تباه مگردان؛ زيرا در مردم، عليل و بيمار و حاجتمند هست. و من از رسول خدا (ص) به هنگامي که مرا به سوي يمن روانه مي‌کرد، پرسيدم: با آنان چگونه نماز گزارم؟ فرمود: با آنان همانند ناتوانترين مردم نمازگزار و نسبت به مؤمنان مهربان باش.»(116)[/FONT]
    [/FONT]
    [/FONT]
     
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : نماز در قرآن

    مظهر اتمّ پرستش، «نماز» است. نماز جزء اصول دين نيست، ولي با اين حال، از آن دسته فروعي است که در شريعت آدم، ابراهيم، موسي، و عيسي به گونه‌اي وجود داشته است.
    نماز نوبر احکام الهي و اسلامي است که روح آدمي را جلا و صفا مي‌بخشد، و ما برآنيم که هر چند اجمالي نماز را در مکتب امام علي (ع) و در نگاه عرفاني امام حسين (ع) مورد تحقيق و بررسي قرار دهيم و نمايان سازيم که در نظر عميق آن دو، «نماز» آن‌چنان اهميت داشت که هنگام ادايش سر از پا نمي‌شناختند. حضرت علي (ع) حتي در حسّاس‌ترين لحظه‌هاي ميدان جنگ، نماز را اوّل وقت مي‌خواند و حاضر نبود لحظه‌اي آن را به تأخير اندازد. همچنين عظمت نماز امام حسين (ع) در ظهر عاشورا، آن زماني که آماج حمله‌هاي دشمن بودند، خود گواه روشني بر ادّعاهاي مذکور است که تمام آنها سراسر صدق و حقيقت هستند و معناي اين سخن آنجا روشن مي‌شود که علي (ع) در محراب عبادت نداي ملکوتي حق تعالي را با «فُزت و ربّ الکعبه» لبّيک گفت و فرزندش حضرت امام حسين (ع) به سبب آن و جهت قوام‌بخشيدن به اين معجون شفابخش، شربت شهادت نوشيد و تسليم ستمگران نشد.
    با نماز به خدا تقرّب جوييد:
    کمال آدمي در تخلّق به اخلاق الهي است. پس هرچه انسان ملکوتي‌تر شود و از عالم ماده و تعلّقات و آلايشهاي آن وارسته شود و به يک سخن، هرچه بشر به مقام ربوبي نزديک‌تر شود، به همان اندازه به کمال مطلوب انساني متقرّب‌تر است. انسان پرهيزکار که از ديدگاه اسلام نمونه‌ي انسان کامل است با نماز به خدا تقرّب مي‌جويد و بدين‌وسيله به منبع و سرچشمه‌ي کمال نزديک‌تر مي‌شود. در اين‌باره مولا علي (ع) در نهج البلاغه فرمودند:«الصَّلوةُ قُربانُ کُلّ تَقي»(1)؛ «نماز وسيله‌ي تقرّب هر انسان با پرواست».
    حضرت نماز را موجب نزديکي با تقوايان به خدا مي‌داند. آنان که روحشان را از هر پليدي و زشتي حفاظت کرده و در دژي مستحکم از همه‌ي آفت‌ها، دور نگه مي‌دارند، خدا با آنهاست، {أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ} (2)
    آنان که سرانجام نيکو دارند: {وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ}(3) و در سايه درختان بهشت و نهرهاي جاري متنعم‌اند: {إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَ عُيُونٍ} (4)
    متّقين در سايه سار نماز، که کامل‌ترين و بهترين ذکر خداست، مي‌توانند موجبات نزديکي هر چه بيشتر خود را با خالق يگانه فراهم آورند.
    بي‌گمان همه‌ي انسان‌ها فطرتاً به دنبال نوعي کمال‌اند و هر يک کمال خود را در چيزي مي‌دانند وليکن اساس تقرّب، نزديکي جستن به خداست.
    نماز کامل، سبب قرب و منزلت و نزديکي به معبود است؛ زيرا چنان که ثابت و محقّق است انسان به هرچه رو آورد و توجّه کامل به او داشته باشد، به وي نزديک مي‌شود و بعضي از اوصاف آن چيز در آيينه‌ي دلش هويدا مي‌شود و از اسرار و خصوصيّات آن اطّلاع مي‌يابد. پس چگونه ممکن است کسي روي دل خود را به سوي معبود کند و از قربش بي‌نصيب شود؟!
    درباره‌ي اين که نماز چگونه قربي بين خالق و مخلوق ايجاد مي‌کند، بايد گفت «قرب» چهار مرتبه دارد؛ قرب زماني، قرب مکاني، قرب معنوي و قرب الهي.
    قرب زماني، مثل اينکه مي‌گوييم زمان حضرت رسول اکرم (ص) نزديکتر است از زمان حضرت عيسي به ما. قرب مکاني، مثل اينکه مي‌گوييم ماه به ما نزديکتر است از خورشيد. قرب معنوي، مثل اينکه مي‌گوييم عالمان به رسول خدا (ص) از جاهلان نزديکترند. يا آنکه بگوييم فلاني نزديک‌تر است به پدرش از پسر ديگر او. قرب الهي برتر و بالاتر و دقيق‌تر است از قرب معنوي. قرب خداوند به تمام موجودات از جهت احاطه‌ي رحمت رحمانيّه و فيض منبسط الهي يکسان است، چنانکه فرمود: {وَ هُوَ مَعَکمْ أَيْنَ ما کنْتُمْ} (5)؛ {هر جا که باشيد او با شماست.} ليکن قرب مخلوقات نسبت به او تفاوت بسياري دارد. قرب و نزديکي هر کسي نسبت به خداوند متعال به قدر کمالات نفساني اوست؛ چون ذات کبريايي، کامل مطلق است و کسي به او نزديک‌تر است که نسبت به ديگران از حيث کمالات نفساني و روحاني کاملتر شده است با توجّه به آنچه گفته شد، معلوم مي‌شود که نماز حقيقي و کامل، عملي است که با آن، انسان به قرب معنوي مي‌رسد و بر اثر مداومت و حضور قلب به خداوند متعال نزديکتر مي‌شود و مقام و منزلتي خاص در پيشگاه الهي پيدا مي‌کند.
    نماز و انبيا:
    قرآن کريم درباره‌ي نماز انبيا به تفصيل سخن گفته است.
    حضرت ابراهيم (ع) به خداوند عرض کرد:
    {رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي} (6) «پروردگارا من و ذريه مرا در زمره نمازگزاران قرار ده.»
    خداوند متعال درباره حضرت اسماعيل مي‌فرمايد:
    {وَ کانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا} (7) «اسماعيل کسان خود را به نماز و زکات فرمان مي‌داد و نزد پروردگارش پسنديده بود.»
    درباره حضرت موسي آمده است:
    {فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِي} (8) «پس مرا به يگانگي بپرست و نماز را براي من اقامه کن.»
    درباره حضرت شعيب آمده است:
    {قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُک تَأْمُرُک أَنْ نَتْرُک ما يَعْبُدُ آباؤُنا} (9) «قوم شعيب به او گفتند: آيا اين نماز تو، تو را امر مي‌کند که دعوي رسالت کني و ما را از بت پرستي منع کني.»
    درباره‌ي حضرت زکريا آمده است:
    {فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ} (10) «پس زکريا را فرشتگان ندا کردند هنگامي که در محراب عبادت به نماز ايستاده بود.»
    درباره‌ي حضرت عيسي آمده است:
    {وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَيًّا} (11) «پروردگار، مرا به نماز و زکات تا زنده‌ام سفارش فرموده است.»
    نماز و مؤمنان:
    نماز و ايمان به غيبت:
    {الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ} (12) «کساني که به جهان غيبت ايمان دارند و نماز را به پا مي‌دارند.»
    نماز از اوصاف ابرار:
    {وَ لکنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ... وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي} (13) «نيکوکار کسي است که به خداي عالم و... ايمان آورده و نماز به پا دارد و زکات مال را به مستحق برساند.»
    نماز مصداق کامل ايمان:
    {وَ ما کانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَکمْ} (14) «خداوند اجر پايداري شما را در راه ايمان تباه نگرداند.(توجه به قبله و نماز)»
    خشوع در نماز از صفات مؤمنان:
    {قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ} (15) «به راستي که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان خاشع‌اند.»
    نماز و مؤمنان صالح:
    {إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ} (16) «همانا کساني که ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و نماز را به پا داشتند نزد پروردگارشان پاداش نيکو خواهند داشت.»
    اقامه نماز همت مردان مؤمن:
    {رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ} (17) «پاک مرداني که هيچ کسب و تجارتي آنان را از ياد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند.»
    مؤمنان و محافظت بر نماز:
    {وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ} (18) «آنان که به عالم آخرت ايمان آورده و مؤمن به قرآن هستند آنها نماز را محافظت خواهند کرد.»
    نماز و اطمينان قلبي مؤمنان:
    {الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ} (19) «آنان که به خدا ايمان آورده و دلهاشان به ياد خدا آرام مي‌گيرد. بدانيد که تنها با ياد خداست که دلها آرام مي‌گيرد.»
    نماز و ولايت:
    {وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکمْ تُرْحَمُونَ} (20) «نماز را به پا داريد. زکات را بپردازيد و از فرستاده‌ي خدا فرمان ببريد باشد که مورد رحمت او واقع شويد.»
    {فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکمْ فَنِعْمَ الْمَوْلي وَ نِعْمَ النَّصِيرُ} (21) «نماز را به پا داريد، زکات را بپردازيد و به خدا متوسل شويد. او دوستدار و سرپرست شماست و او بهترين ياريگر و سرپرست براي شماست.»
    {وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ}(22) «نماز را به پا مي‌دارند و زکات را مي‌دهند و از خدا و فرستاده‌ي او فرمان مي‌برند.»
    نمازگاه فرشتگان:
    حضرت علي (ع) هنگامي که شنيد مردي دنيا را نکوهش مي‌کند، ضمن بيان جملاتي شيوا و پرمحتوا در توبيخ او، صفات پسنديده‌اي را براي دنيا برشمرد که از جمله‌ي‌آنها اين است:
    «إنَّ الدُّنيا... مسجدَ احبَّاءِ الله وَ مُضلّي مَلائِکَةِ اللهِ...»(23) «به‌درستي‌که دنيا مسجد محبان خداست و نمازگاه فرشتگان خدا...»
    دوستان خدا، هميشه، در هر جا و در هر حال که باشند ياد خدا و نعمتهاي او ار با خود دارند و به شکرانه‌ي همه‌ي مواهبي که به آنان عطا شده است، در هر فرصتي که دست دهد و مجالي که پيدا شود، به نماز قامت مي‌بندند و در پيشگاه عظمت و بزرگواري آن ذات متعال به سجده افتاده و پيشاني بر خاک مي‌سايند. فرشتگان نيز به پاس اخلاص و محبّتي که اين بندگان صالح به خدا دارند، به آنان اقتدا کرده و به نماز مي‌ايستند. اينان باور دارند که دنيا مزرعه‌ي آخرت است و در اين مزرعه محصولي را کشت مي‌کنند که هنگام برداشت، جز بهشت جاودان و رضايت و خشنودي خداوند درو نکنند، چرا که {وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکبَرُ} (24) و به اين ترتيب با اينکه اولياي خدا دل در گرو دنيا ندارند، اما علي (ع) از آن جهت که مي‌توان در آن، خدا را عبادت کرد، آن را ستوده است