1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگی یعنی....؟؟

شروع موضوع توسط aloneboy ‏19/12/10 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من

    از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد
     
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...



    هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند
     
    *Mitra* از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    می گن قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من..



    به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
     
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟



    دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم
     
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی



    عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ
     
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    می نویسم تا بدونی, تو رو میخوام عزیزم
    می نویسم تا بفهمی, تو رو دوست دارم عزیزم

    دلم و خالی گذاشتم
    که عشق تو بیاد تو قلبم

    که بگم, تو رو میخوام
    تو همیشه باش تو قلبم
    تو همیشه باش تو قلبم

    عشق من هنوز تو هستی
    سر نوشته من تو هستی

    پس نذار تنها بمونم
    تا توی تنهایی نمیرم
     
  7. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    نیستی دارم دق میکنم زره زره می پوسم

    هر شب دارم عکساتو یکی یکی می بوسم

    هر شب دارم فکر میکنم یروز میایی تو پیشم

    هر شب دعا میکنم که بر گردی تو پیشم

    که باز تور ببینم

    ای عشق نازنینم

    همیشه توی خوابمی

    تو فکر و تو خیالمی

    -----

    وقتی تو نیستی دلم میگیره
    دیگه برام این زندگی معنا نداره
    می خوام نمونم تو بی خیالی
    اخه زمونه هی برام دوری میاره
     
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    نگو قراره که دیگه یه لحظه پیشم نباشی

    نمیذارم یواش یواش هم رنگ سایه ها باشی

    دسته گلها تو نمیخوام

    خاطرهاتو نمی خوام

    خودت که بهتر میدونی که من فقط تو رو میخوام

    گل های باغچه رو برات تک تک و از شاخه چیدم

    ببین چقدر جون میکنم بهت بگم دوست دارم

    بهت بگم دوست دارمممممممم
     
  9. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    776
    تشکر شده:
    55
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    اين به خودم مربوطه
    دیشب ز وصال یار گشتم دل شاد

    جان دادم و عاقبت رسیدم بمراد

    کوتاه شبی بود ولی یارب

    روزی دگرم چنان شبی روزی باد
     
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏24/1/11
    ارسال ها:
    259
    تشکر شده:
    30
    امتیاز دستاورد:
    28
    جنسیت:
    زن
    شب آرامی بود.
    می روم در ایوان تا بپرسم از خود،
    زندگی یعنی چی؟
    مادرم سینی چایی در دست،گل لبخندی چید،هدیه اش داد به من.
    خواهرم تکه نانی آورد
    آمد آنجا لب پا شویه نشست.
    پدرم دفتر شعری آورد،تکیه بر پشتی داد.
    شعر زیبایی خواند و مرا برد به آرامش زیبای یقین.
    با خودم می گفتم:
    زندگی،راز بزرگیست که در ما جاریست.
    زندگی،فاصله ی آمدن و رفتن ماست.
    رود دنیا جاریست.
    زندگی،آبتنی کردن در این رود است.
    وقت رفتن به همان عریانی که به هنگام ورود آمده ایم.
    دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
    هیچ!!!!
    زندگی،وزن نگاهیست که در خاطره ها می ماند.
    شاید این حسرت بیهوده که در دل داری
    شعله گرمی امید تو را خواهد کشت.
    زندگی درک همین اکنون است.
    زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست،که نخواهد آمد.
    تو نه در دیروزی، و نه در فردایی.
    ظرف امروز پر از بودن توست.
    شاید این خنده که امروز دریغش کردی،
    آخرین فرصت همراهی با امید است.
    زندگی یاد غریبیست که در سینه ی خاک،
    به جا می ماند.
    زندگی،سبزترین آیه در اندیشه ی برگ
    زندگی،خاطر دریایی یک قطره در آرامش رود
    زندگی،حس شکوفایی یک مزرعه،در باور بذر
    زندگی،باور دریاست در اندیشه ی ماهی،در تنگ
    زندگی،ترجمه ی روشن خاک است،در آیینه عشق
    زندگی،فهم نفهمیدن هاست
    زندگی،پنجره ای باز، به دنیای وجود
    تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست.
    آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت با ماست
    فرصت بازی این پنجره را در یابیم.
    در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
    پرده از ساحت دل برگیریم
    رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم.
    زندگی،رسم پذیرایی از تقدیر است.
    وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست
    زندگی،شاید شعر پدرم بود که خواند
    چای مادر که مرا گرم نمود
    نان خواهر، که به ماهی ها داد
    زندگی، شاید آن لبخندی ست که دریغش کردیم
    زندگی، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت
    زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست
    لحظه ی آمدن و رفتن ما تنهایی ست
    من دلم می خواهد
    قدر این خاطره را در یابیم...

    *****

    تعریف شما از زندگی چیه؟
     
    Anoosh و توماس شلبی از این پست تشکر کرده اند.