1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آیا رجعت را می*شود با آیات و روایات ثابت كرد ؟

شروع موضوع توسط + فاطمه + ‏24/12/12 در انجمن ادیان الهی

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    آیا رجعت را می*شود با آیات و روایات ثابت كرد ؟ پاسخ : شكی نیست كه اعتقاد به رجعت ، یكی از ویژگی*های مذهب حقه شیعه است كه می*توان آن را با دلایل قطعی ثابت كرد . قبل از ورود به این دلایل ، باید حقیقت رجعت را شناخت . حقیقت رجعت در نزد شیعه : رجعت ، یكی از اتفاقاتی است كه در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ خواهد داد . بر اساس این عقیده ، گروهی از مؤمنین برای رسیدن به ثواب نصرت اولیای خدا و دیدن دولتی كه سال*ها انتظار آن را كشیده*اند ، بر می*گردند تا از دیدن دولت عدل و قسط لذت ببرند . و از طرف دیگر ، گروهی از منافقین كه آمدن این دولت را انكار كرده و كردار*های زشتی انجام داده*اند ، باز می*گردند تاعقوبت اعمال خویش را در همین جهان بچشند و دچار خفت و خواری شوند . مرحوم شیخ مفید رحمت الله علیه در این باره می*فرماید : والرجعة إنما هی لممحضی الإیمان من أهل الملة وممحضی النفاق منهم . المسائل السرویة، الشیخ المفید ، ص35 . رجعت ، از طرفی برای كسانی از امت اسلام است كه ایمان خالص و بالاترین مرحله ایمان را دارا هستند و از طرف دیگر برای افرادی از منافقین است كه در بالاترین مرحله نفاق قرار داشته*اند . و سید مرتضی رضوان الله تعالی علیه می*گوید : اعلم أن الذی تذهب الشیعة الإمامیة إلیه أن الله تعالى یعید عند ظهور إمام الزمان المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قوماً ممن كان قد تقدم موته من شیعته لیفوزوا بثواب نصرته ومعونته ومشاهدة دولته، ویعید أیضاً قوماً من أعدائه؛ لینتقم منهم فیلتذوا بما یشاهدون من ظهور الحق وعلو كلمة أهله . رسائل السید المرتضى ، ج1 ص125، إعداد: السید مهدی الرجائی . عقیده شیعه امامیه در باره رجعت آن است كه خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان مهدى علیه السّلام مردمى از شیعیان آن حضرت را كه پیش از او از دنیا رفته*اند ، به دنیا برمی گرداند ، تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند . همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده می گرداند ، تا از آن ها انتقام گیرد . و آن ها نیز از مشاهده ظهور حق و بالا گرفتن دین پیروان حق ، زجر بكشند . و مرحوم طبرسی رحمت الله علیه نیز می*گوید : وقد تظافرت الأخبار عن أئمة الهدى من آل محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) فی أن الله تعالى سیعید عند قیام المهدی قوماً ممن تقدم موتهم من أولیائه وشیعته لیفوزا بثواب نصرته ومعونته ویبتهجوا بظهور دولته، ویعید أیضاً قوماً من أعدائه لینتقم منهم وینالوا بعض ما یستحقونه من العذاب فی القتل على أیدی شیعته والذل والخزی بما یشاهدون من علو كلمته . مجمع البیان، الطبرسی ، ج7 ص367 . روایات بسیاری از ائمه اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است كه به زودی خداوند در زمان قیام حضرت مهدی علیه السلام قومی از شیعیان او را بر می*گرداند كه پیش از او از دنیا رفته*اند تا به ثواب یاری و همراهی آن حضرت رسیده و از دیدن دولت او لذت ببرند و نیز قومی از دشمنان او را بر می*گرداند تا از آن ها انتقام بگیرد و به خاطر كشتن اعتقاد به رجعت سبب شده است كه در طول تاریخ شیعیان مورد طعن قرار بگیرند ؛ به طوری كه اگر یك راوی هر چند هم موثق باشد ؛ اما چون قائل به رجعت بوده ، علمای جرح و تعدیل اهل سنت او را از كار می*اندازند ؛ مثلا مسلم بن حجاج در مقدمه صحیح مسلم نقل می*كند : حَدَّثَنَا أَبُو غَسَّانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو الرَّازِیُّ سَمِعْتُ جَرِیرًا یَقُولُ لَقِیتُ جَابِرَ بْنَ یَزِیدَ الْجُعْفِیَّ فَلَمْ أَكْتُبْ عَنْهُ كَانَ یُؤْمِنُ بِالرَّجْعَةِ . ابو غسّان می*گوید كه از جریر شنیدم كه می گفت : با جابر بن یزید جعفی ملاقات كردم ؛ ولی روایتی از او نقل نمی*كنم ؛ چرا كه او به رجعت ایمان دارد . با این كه به صراحت می*گوید كه در نزد او بیش از هفتاد هزار روایت بوده است ! سَمِعْتُ جَابِرًا یَقُولُ عِنْدِی سَبْعُونَ أَلْفَ حَدِیثٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ كُلُّهَا . صحیح مسلم ، ج 1 ، ص 15 – 16
     
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : آیا رجعت را می*شود با آیات و روایات ثابت كرد ؟

    از جابر شنیدم كه می*فرمود : هفتاد هزار حدیث در نزد من است كه تمامی آن*ها را امام صادق علیه السلام از پیامبر نقل كرده است . برای اثبات صحت اعتقاد به رجعت ، دلایل فراوانی از قرآن و سنت وجود دارد ؛ به طوری كه مرحوم علامه مجلسی رحمت الله علیه در ج53 بحار الأنوار ده*ها روایت را در این باب نقل می**كند . ما ابتدا شواهد قرآنی و بعد روایات را نقل خواهیم كرد . شواهد قرآنی بر امكان رجعت : در قرآن كریم ، آیاتی وجود دارد كه عقیده به رجعت را ثابت می*كند : 1. از هر امتی ، گروهی را محشور می*شود : خداوند حكیم در سوره مباركه نمل ، آیه 83 می*فرماید : وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ یُكَذِّبُ بِآَیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ . روزى خواهد آمد كه از هر گروه ، دسته*اى را برمى انگیزیم ، از كسانى كه آیات ما را تكذیب مى*كنند . خداوند در این آیه به صراحت می*گوید كه ما گروهی از ستمكاران را برمی*انگیزیم ، نه همه آن*ها را . به طور قطع این حشر ، نمی*تواند حشر روز قیامت باشد ؛ چرا كه حشر روز قیامت همگانی است و احدی باقی نمی*ماند ، مگر این كه در روز قیامت محشور می*شود و نتیجه اعمال خود را خواهد دید . این مطلب از بسیاری از آیات قرآن كریم قابل استفاده است ؛ مثلاً خداوند در سوره كهف ، آیه 47 می*فرماید : وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا . آنها را برانگیختیم ، هیچ كس را فروگذار ننمودیم . یا در سوره نمل ، آیه 87 می*فرماید : وَیَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ روزى كه در صور دمیده مى شود ، تمامى كسانى كه در آسمان و زمین هستند دروحشت و هراس فـرو مـى رونـد ، مـگـر كـسانى كه خدا خواسته مورد عنایت خاص اوباشند . پس همگى در پیشگاه حضرت حق با فروتنى حضور دارند . بنابراین ، مراد خداوند از « وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا » نمی*تواند حشر روز قیامت باشد ؛ پس منظور از آن* چیزی نیست ؛ مگر همان رجعتی كه شیعیان به آن اعتقاد دارند . 2. دو بار زنده شدن ، بعد از دو بار مردن خداوند در آیه 11 سوره غافر می*فرماید : قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِیلٍ . در روز واپـسین كافران گویند : خداوندا ! ما را دو بار میراندى و دو بار زنده كردى ؛ پس اینك كه ما به گناهان خویش گردن نهاده*ایم ، براى بیرون شدن از این گرفتارى راه چاره اى هست ؟ در ایـن آیه ، خداوند از دو بار میراندن و دو باز زنده*شدن سخن گفته ا ست ، كه هر میراندن ، حیات سابقى را مى رساند ؛ همانگونه كه دوبار زنده شدن ، مرگ پیشین را حكایت می*كند . مـیـرانـدن نـخست ، پس از حیات دنیوى ، و مرگ دوم ، پس از حیات در رجعت است ؛ چنانكه احیا نخست ، در رجعت ، و احیا دوم در روز واپسین است
     
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : آیا رجعت را می*شود با آیات و روایات ثابت كرد ؟

    . زنده شدن اصحاب كهف : یكی از دلایل صحت و امكان رجعت ، زنده شدن اصحاب كهف ، بعد از 300 سال است كه خداوند در سوره كهف به آن تصریح می*كند : وَتَحْسَبُهُمْ أَیْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ... وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِیَتَسَاءَلُوا بَیْنَهُمْ . الكهف / 18 و 19 . گمان مى برى كه آنان بیدارند ، در حالى كه آنان آرمیده اند ... این چنین آنان رابرانگیختم تا میان خود گفتگو كنند . وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَیْبَ فِیهَا . الكهف / 21 . این چنین ، دیگران را بر آنان دلالت نمودیم ، تا بدانند وعده خداوند ، درباره رستاخیز ، حق است ، و هنگامه قیامت هر آینه آمدنى است و جاى شك در آن نیست . وَلَبِثُوا فِی كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِئَةٍ سِنِینَ وَازْدَادُوا تِسْعًا . الكهف / 25 . آنان در غارشان سیصد سال درنگ نمودند ، و نه سال بر آن افزودند . 4 . داستان عزیز : أَوْ كَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى یُحْیِی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آَیَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ . البقره / 259 . یا همانند كسى كه از كنار یك روستاى ویران شده عبور كرد ، در حالى كه سقفهاى آن فروریخته بـود، و مـردم آن مرده و استخوان*ها پوسیده و پراكنده شده بود ، با خودگفت : چگونه خدا ، اینها را پـس از مـرگ زنـده مـى كند. در این هنگام ، خدا او را یكصدسال میراند ، سپس برانگیخت ، و به او گـفت : (نوایى شنید) چه قدر درنگ كردى .گفت : یك روز یا پاره اى از روز ، به او گفت : نه بلكه یـكصد سال درنگ كردى . پس نگاه كن به خوردنى و آشامیدنى خود كه همراه داشتى ، هیچ گونه فرسودگى در آن رخ نداده ؛ ولى به الاغ خود نگاه كن كه چگونه فرسوده و از هم گسیخته شده ... كه ماتو را ، زنده شدن تو پس از یكصد سال مردن را – نشانه*اى براى مردم قرار دهیم ( از تو شنیده باور كنند كه زنده شدن مردگان حق است ) اكنون به استخوانهاى پوسیده و از هم گسیخته الاغ خـود نـگـاه كـن ، تا چگونه آنها را فرآورده استوار مى سازیم ، سپس گوشت بر آن مى پوشانیم . پس هـنـگامى كه این حقایق بر او آشكار گردید ، گفت : هرآینه مى دانم خداوند بر همه كارى توانایى دارد . 5. هفتاد هزار خانوار فراری از طاعون : یكى دیگر از دلایل صحت و امكان رجعت در این امت ، داستان هفتاد هزار خانوار فرارى از طاعون است كه دچار مرگ ناگهانى شدند ، و سپس با دعاى حزقیل ، سومین وصى حضرت موسى ، زنده شدند . خداوند ، در قرآن كریم داستان را این*گونه نقل می*كند : أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْكُرُونَ . البقره / 243 . آیا ندیده*اى ( ندانسته اى) گروهى را كه از ترس مرگ از خانه هاى خود بیرون شدند (به بـهـانه بیمارى طاعون از شركت در جنگ و جهاد خوددارى نمودند) خداوند فرمان مرگ آنان را صـادر نـمـود ، سـپـس ، بر اثر دعاى پیغمبرى عظیم الشان ، آنان را زنده نمود . خداوند نسبت به بندگان خود بخشاینده است گرچه بیشتر مردم سپاس نمى دارند . گـویـنـد: اینان هفتاد هزار خانوار بودند كه از ترس مرگ ، بیمارى طاعون را بهانه قراردادند، در جهاد شركت نجستند، و از خانه هایشان بیرون شدند. آنگاه در راه ، مرگ همگى فرارسید . و بر دست سومین وصى حضرت موسى علیه السلام زنده شدند ، و اینان گروهى از بنى اسرائیل بودند . مرحوم طبرسی در تفسر مجمع البیان در این باره می*گوید : هؤلاء ( الذین خرجوا من دیارهم ) قیل : هم من قوم بنی إسرائیل ، فروا من طاعون وقع بأرضهم ، عن الحسن . وقیل : فروا من الجهاد ، وقد كتب علیهم . تفسیر مجمع البیان ، الشیخ الطبرسی ، ج 2 ، ص 132 . اینان ، كسانی از قوم بنی اسرائیل بودند كه از ترس طاعون فرار كردند . حسن گفته ، آن*ها از جهادی كه بر آن**ها واجب بود فرار كرده بودند .
     
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : آیا رجعت را می*شود با آیات و روایات ثابت كرد ؟

    . هفتاد نفر از اصحاب موسى علیه السلام دو باره زنده شدند : این داستان را بارها شنیده*اید كه حضرت موسی هفتاد نفر از اصحاب خود را به میعاد*گاهش در كوه طور برد ؛ اما آن*ها بعد از دیدن معجزات فراوان ، بازهم بر لجاجت خویش پافشاری و حتی درخواست كردند كه خداوند را با همین چشم ظاهری ببینند كه خداوند عذاب خود را بر آنان نازل كرد و آنان بر اثر صاعقه از بین رفتند . حضرت موسی علیه السلام دعا كرد و آنان دو باره زنده شدند . خداوند داستان را این*گونه نقل می*كند : وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ . ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . یاد بیاورید هنگامى را كه به موسى گفتید : ایمان نمى آوریم ، تا خدا را بالعیان ببینیم ... پس صاعقه شـمـا را فراگرفت ، در حالى كه نظاره مى كردید ، در مقابل این عقوبت كارى نمیتوانستید انجام دهید ، آنگاه شما را پس از مرگتان برانگیختیم باشد تا سپاسگزار باشید . 7. زنده شدن ، كشته*ای از بنی اسرائیل : كشته*ای در میان بنی اسرائیل پیدا شد كه مشخص نبود چه كسی او را كشته است و هر كس گناه آن را به گردن دیگری می*انداخت ؛ تا این كه از جانب خداوند وحی رسید كه گاوی را سر ببرند و بیخ دم او را به جنازه بزنند تا او زنده شده و قاتل خویش را رسوا سازد . وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِیهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ . فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ یُحْیِی اللَّهُ الْمَوْتَى وَیُرِیكُمْ آَیَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . البقره / 72 و 73 . بـه یـاد آورید هنگامى كه فردى را كشتید و گناه كشتن او را به گردن یكدیگرمى افكندید ، ولى خداوند آنچه را پنهان مى ساختید آشكار مى سازد . پس فرمان دادیم (تا گاوى را كشته ) و قسمتى از آن را (كـه همان بیخ دم او باشد) به كشته بزنیدتا (با اذن خدا) زنده گردد . این چنین است كه خداوند مردگان را زنده مى كند ، و دلائل خود را براى شما آشكار مى سازد ، باشد تا اندیشه كنید . 8 . رجعة اولاد ایوب : در تفاسیر ، در باره آیه ذیل آمده است : وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرَى لِأُولِی الْأَلْبَابِ . ص / 43 . و خانواده‏اش را به او بخشیدیم ، و همانند آن ها را بر آنان افزودیم ، تا رحمتى از سوى ما باشد و تذكّرى براى اندیشمندان‏ . كه خداوند فرزندان حضرت ایوب را بعد از آنی كه همه آن*ها را از دنیا برده بود ، به او بازگرداند و تا سال*ها بعد با آن حضرت زندگی كردند . در تفسیر جلالین آمده است : أی أحیا الله له من مات من أولاده ورزقه مثلهم . تفسیر الجلالین ، المحلی ، السیوطی ، ص 603 . یعنی خداوند هم فرزندانی را كه مرده بود بازگرداند و هم مثل آن فرزندان را به او ارزانی داشت . بغوی در تفسیر خود به نقل از ابن عباس می*نویسد : ان الله رد على المرأة شبابها فولدت له ستة و عشرین ذكراً خداوند جوانی همسر ایوب را بازگرداند و پس از آن 26 پسر برای او به دنیا آورد . بسیاری از مفسران اهل سنت ؛ از جمله : ابن كثیر ، سیوطی ، ابن أبی حاتم ، شوكانی و ... گفته*اند : ورد الله علیه ماله وولده عیانا ومثلهم معهم . تفسیر ابن أبی حاتم ، ابن أبی حاتم الرازی ، ج 10 ، ص 3245 و تفسیر ابن كثیر ، ابن كثیر ، ج 3 ، ص 198 – 199 و الدر المنثور ، جلال الدین السیوطی ، ج 5 ، ص 311 و فتح القدیر ، الشوكانی ، ج 4 ، ص 439 . خداوند اموال و فرزندان ایوب را عینا به او بازگردانده و مثل آن*ها را نیز به وی ارزانی داشت
     
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : آیا رجعت را می*شود با آیات و روایات ثابت كرد ؟

    وقتی ثابت شود كه بازگشت بعد از مرگ به دنیا در امت*های گذشته و نیز در امت اسلام اتفاق افتاده و ده*ها روایت صحیح از ائمه اطهار علیهم السلام نیز این مسأله را تأیید كنند ، چه مانعی می تواند از اعتقاد به رجعت جلوگیری نماید ؟ مگر نه این كه اهل سنت بسیاری از عقائد خودشان را از روایاتی گرفته*اند كه سر منشأ همه آن*ها اسرائیلیاتی است كه توسط كعب الأحبار*ها وارد عقائد اهل سنت شده است ؛ همانند عقیده به تجسیم ، آیه*ای كه بر بطلان رجعت استناد شده است : عثمان الخمیس برای بطلان عقیده رجعت و تضاد آن با قرآن ، به این آیه استناد كرده است : حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ . لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ . المؤمنون / 99 _ 100 . زمـانـى كـه مرگ یـكـى از آنـان را فرارسد ، گوید : پروردگارا ! مرا بازگردان ، تا آنچه را فروگذار كرده*ام كار نیك انجام دهم ؛ ولى چنین نیست ، این سخنى است كه او برزبان مى راند ، ( و اگـر بـازگـردد كـارش هـمـچون گذشته است ) و پشت سر آنان جهان میانه اى است (برزخ ) تا هنگامه قیامت . به احتمال زیاد ، مخالفین رجعت ، كلمه : « كلا » را به به درخواست رجعت از سوی كافرین برگردانده است ؛ در حالی كه چنین نیست . خداوند نمی*گوید كه : هرگز آن*ها را بر نمی*گردانیم ؛ بلكه خداوند می*گوید : حتی اگر آن*ها را برگردانیم ، عمل صالح انجام نمی*دهند و همانند گذشته بر ستمكاری خود اصرار می*ورزند . شاهد بر مطلب آیه 28 سوره انعام است كه خداوند می*فرماید : اگر آن*ها را برگردانیم ، دو باره به همان كار*هایی كه از قبل انجام می*دادند ، برمی*گردند . وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ . انعام آیه 28 . و اگر بازگردند ، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند . چنانچه مفسر بزرگ اهل سنت ، ابن كثیر سلفی دمشقی در ذیل آیه می*نویسد : كلا أی لأنها كلمة أی سؤاله الرجوع لیعمل صالحا هو كلام منه وقول لا عمل معه ولو رد لما عمل صالحا ولكان یكذب فی مقالته هذه كما قال تعالى « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه وإنهم لكاذبون » . منظور ابن كثیر این است كه : كلمه « كلا » یعنی این كه آن*ها از خداوند می*خواهند كه به دنیا بازگردند تا عمل صالح انجام دهند و خداوند می فرماید كه اگر آن*ها را برگردانیم ، بازهم عمل صالح انجام نخواهند داد و آن*ها دروغ می*گویندد چنانكه خداوند فرموده است : " و اگر بازگردند ، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند" . بعد برای تأیید این نظریه ، می*نویسد : وقال عمر بن عبد الله مولى غفرة : إذا قال الكافر « رب ارجعون لعلی أعمل صالحا » یقول الله تعالى كلا كذبت . تفسیر ابن كثیر ، ج 3 ، ص 266 و قرطبی ، از مفسران بنام اهل سنت نیز همین قول را ذكر می*كند : وقیل : لو أجیب إلى ما یطلب لما وفى بما یقول ، كما قال : « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه » . تفسیر القرطبی ، ج 12 ، ص 150 . اگر خداوند دعای اینها را اجابت كند و اینها برگردند ، به گفته خودشان وفا نمی*كنند ؛ چنانكه آیه ( و لو ردوه لعادوا لما نهوا عنه ) به این مطلب اشاره دارد . و شوكانی ، یكی دیگر از مفسران بزرگ اهل سنت نیز همین احتمال را ذكر می*كند : أو المعنى : أنه لو أجیب إلى ذلك لما حصل منه الوفاء كما فی قوله « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه » . فتح القدیر ، ج 3 ، ص 498 . (كلا) به این معنا است كه اگر به سخن آن*ها گوش داده شود و آن*ها را به دنیا برگردانند ، به وعده*ای كه داده**اند وفا نخواهند كرد ؛*چنانچه در آیه دیگر می*فرماید : " و اگر بازگردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند "
     
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏5/6/12
    ارسال ها:
    6,441
    تشکر شده:
    8,402
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    حب اهل بیت اگه لایق بدونن
    پاسخ : آیا رجعت را می*شود با آیات و روایات ثابت كرد ؟

    روایاتی از طریق اهل بیت علیهم السلام بر صحت رجعت : 1. قال علی بن إبراهیم وحدثنی أبی عن أبی عمیر عن عبد الله بن مسكان عن أبی عبد الله علیه السلام فی قوله تعالى ( وإذ اخذ الله میثاق النبیین لما اتینكم من كتاب وحكمة ثم جاء كم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه ) قال ما بعث الله نبیا من ولدن آدم علیه السلام الا ویرجع إلى الدنیا فینصر أمیر المؤمنین ( ع ) وهو قوله لتؤمنن به یعنی برسول الله صلى الله علیه وآله ولتنصرنه یعنى أمیر المؤمنین علیه السلام . امام صادق علیه السلام در باره قول خداوند تبارك وتعالی « وإذ اخذ الله میثاق النبیین لما اتینكم من كتاب وحكمة ثم جاء كم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه » فرمودند : نیست فرزندی از فرزندان حضرت آدم كه پیامبر بوده باشد ؛ مگر این كه به دنیا برمی*گردد و امیر المؤمنین علیه السلام را یاری می*كند . و این همان گفته خداوند « لتؤمنن به ؛ تا به او ایمان بیاورند » است كه مراد از آن ایمان به رسول خدا صلی الله علیه و آله است و نیز مراد خداوند از « ولتنصرنه ؛ تا او را یاری كنند » یاری امیر المؤمنین علیه السلام است . مختصر بصائر الدرجات ، الحسن بن سلیمان الحلی ، ص 42 . 2. سعد ، عن ابن یزید ، وابن أبی الخطاب والیقطینی وإبراهیم بن محمد جمیعا ، عن ابن أبی عمیر ، عن ابن أذینة ، عن محمد بن الطیار ، عن أبی عبد الله علیه السلام فی قول الله عز وجل : « ویوم نحشر من كل أمة فوجا » فقال : لیس أحد من المؤمنین قتل إلا سیرجع حتى یموت ولا أحد من المؤمنین مات إلا سیرجع حتى یقتل . محمد بن طیار گوید : امام صادق علیه السلام در باره آیه « ویوم نحشر من كل أمة فوجا » فرمودند : مؤمنی كشته نمی*شود ؛ مگر این كه به دنیا بر می*گردد تا بمیرد و مؤمنین نمی*میرد ؛ مگر این كه به دنیا بر می*گردد تا كشته شود . بحار الأنوار ، العلامة المجلسی ، ج 53 ، ص 40 . 3. سعد ، عن ابن عیسى ، عن الأهوازی ، عن حماد بن عیسى عن الحسین بن المختار ، عن أبی بصیر قال : قال لی أبو جعفر علیه السلام : ینكر أهل العراق الرجعة ؟ قلت : نعم ، قال : أما یقرؤن القرآن « ویوم نحشر من كل أمة فوجا » . ابی بصیر نقل می*كند كه اما باقر علیه السلام از من سؤال كرد : آیا اهل عراق رجعت را انكار می*كنند ؟ عرض كردم : بلی . امام فرمود : آیا در قرآن نخوانده*اند : ما از هر امتی ، گروهی را بر می*انگیزیم ؟ . 4. سئل الإمام أبو عبد الله علیه السلام عن قوله « ویوم نحشر من كل أمة فوجا » قال : ما یقول الناس فیها ؟ قلت : یقولون : إنها فی القیامة ، فقال أبو عبد الله علیه السلام : أیحشر الله فی القیامة من كل أمة فوجا ویترك الباقین ؟ إنما ذلك فی الرجعة فأما آیة القیامة فهذه « وحشرناهم فلم نغادر منهم أحدا » إلى قوله « موعدا » از امـام صادق (ع )، درباره آیه « ویوم نحشر من كل امة فوجا » سوال شد ، فرمود : مردم درباره آن چـه مـى گـویند ؟ گفتند : مى گویند درباره قیامت است . فرمود : آیا در روز قیامت از هر گروهى دسـتـه اى برانگیخته مى*شوند، و بقیه وانهاده مى شوند ؟ نه ، چنین نیست ، این آیه مربوط به رجعت است ، اما آیه قیامت آیه « وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا » است . بحار الأنوار ، العلامة المجلسی ، ج 53 ، ص 51 . 5. حدثنی أبی قال : حدثنی ابن أبی عمیر ، عن المفضل ، عن أبی عبد الله علیه السلام فی قوله « ویوم نحشر من كل أمة فوجا » قال : لیس أحد من المؤمنین قتل إلا یرجع حتى یموت ، ولا یرجع إلا من محض الایمان محضا أو محض الكفر محضا . امام صادق علیه السلام در باره قول خداوند : « ویوم نحشر من كل أمة فوجا » فرمود : هیچ مؤمنین نیست كه كشته شده باشد ؛ مگر این كه به دنیا بر می*گردد تا بمیرد . بازنمى گردد جز كسانى كه خالصا ایمان آورده باشند یا كفر ورزیده*اند. بحار الأنوار ، العلامة المجلسی ، ج 53 ، ص 53 . 6. حدثنا تمیم بن عبد الله بن تمیم القرشی رضی الله عنه قال : حدثنی أبی قال : حدثنا أحمد بن علی الأنصاری عن الحسن بن الجهم قال : حضرت مجلس المأمون یوما وعنده علی بن موسى الرضا علیه السلام وقد اجتمع الفقهاء وأهل الكلام من الفرق المختلفة فسأله بعضهم ... فقال المأمون : یا أبا فما تقول فی الرجعة فقال الرضا علیه السلام : إنها لحق قد كانت فی الأمم السالفة ونطق به القرآن وقد قال رسول الله ( ص ) یكون فی هذه الأمة كل ما كان فی الأمم السالفة حذو النعل بالنعل والقذة بالقذة قال علیه السلام : إذا خرج المهدی من ولدی نزل عیسى بن مریم علیه السلام فصلى خلفه وقال علیه السلام : إن الاسلام بدأ غریبا وسیعود غریبا فطوبى للغرباء قیل : یا رسول الله ثم یكون ماذا ؟ قال ثم یرجع الحق إلى أهله . عیون أخبار الرضا (ع) ، الشیخ الصدوق ، ج 1 ، ص 217 – 218 . خـلـیفه مامون عباسى ، از امام على بن موسى الرضا (ع )، پرسید: درباره رجعت چه مى گویى . فرمود: رجـعـت حـق اسـت ، در امتهاى گذشته بوده ، و قرآن از آن یاد كرده . پیغمبر اكرم (ص )فرموده : هـرآنـچـه در امـتهاى پیشین واقع شده نظیر آن در این امت نیز واقع مى شود.نیز فرموده : هنگام ظهور مهدى (عج )، عیسى (ع ) از آسمان فرود مى آید و به وى اقتدا مى كند. بـاز فـرمـوده : اسـلام غـریب بود، و به غربت بازمى گردد، خوشا باد غریبان را.پرسیدند: آنگاه چه مى شود. فرمود: حق به اهلش بازمى گردد . مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)