همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
سینه ام خانه ی عشق است " بفرما داخل " عشق گاهی نظری خوب به مهمان دارد هرکه با عشق در افتد به فنا محکوم است هرکه در عشق بیافتد به تو ایمان دارد...