بچگی های زمین یادم نیست نطفه ی خانه نشین یادم نیست خواب کوتاه جنین یادم نیست تف به این حافظه ی نامردم
من روانی تر از آنم که تو را ، بعد ده سال فراموش کنم آنچه در جان من انداخته ای ، آتشی نیست که خاموش کنم
مثل کف بینی باد از کوچه ، مثل نخ دادن یک کوچه به زن مثل یک زن که پُر از تنهاییست ، پُرم از وحشت انکار شدن!