1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏21/2/19
    ارسال ها:
    484
    تشکر شده:
    2,381
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی
    بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی

    یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا
    در تنگنای " از تو پریدن " گذاشتی

    وقتی که آب و دانه برایم نریختی
    وقتی کلید در قفس من گذاشتی

    امروز از همیشه پشیمان تر آمدی
    دنبال من بنای دویدن گذاشتی

    من نیستم .. نگاه کن این باغ سوخت
    تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی !!!

    گیرم هنوز تشنه ی حرف تو ام ولی
    گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟
     
    jasmine و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  2. از درخـتی# پٌرسیدَم ...

    چرا #"پیــر " شدے ...

    #"خَنده تَلخے " ڪرد و ...

    گفت :

    وقتے تو# "رفتے" ...
    "عشقِت" با "ديگرے "...

    زیر "سايہ" ام ...
    مے نِشَست و بہ #تو "میخنديـد"
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.

  3. قمـــار زندگی را به کسی باختم که
    " تک " " دل " را با " خشـــت " برید!

    جریمه اش " یک عمر"" حســــرت" شد!

    باخت ِ زیبایی بود!

    یاد گرفتم به "دل" ، "دل" نبندم!

    یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم!

    "دل" را باید " بُــر" زد جایش "سنگ" ریخت "
    که با "خشت" "تک بــُری" نکنند..
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  4. قلب من خانه ے عشق است
    وتو مهمان منے

    چشم من روشن ازاسمت شده
    چشمان منے

    حرفهــایـت شـــــده
    آرامش هر روز و شبم

    همچو پروانه ے عشقے و
    تو در جان منے
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  5. قاصدک!

    " شعر مرا از بر کن "

    برو آن گوشه ی باغ !

    سمت آن نرگس مست و ،

    " بخوان در گوشش "

    و بگو ؛ باور کن ، یک نفر !

    " یاد تو را دمی از دل نبرد


    ❤
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  6. ‌‌

    وقتی ڪه تمامِ سلول هایِ
    قلبت عاشِق می‌شود •••
    ديگر دستوری از مغز نمي‌گيرند
    ڪه چه ڪاری انجام بِدهند ؟
    یا انجام نَدهند ؟
    هَر ثانيه خونی ڪه
    پُمپاژ مي‌شود •••
    پُر است از عشق
    دلتنگی
    نگرانی
    و خدا نڪُند، روزی اين سلول
    بدون ِ عشق ڪار ڪنند •••
    دیگر چيزی از آدم نمی‌ماند
    جُز دردی عميق •••



    ‌‌‌‌‌
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  7. عشق اگر باشد
    توان دارے ببخشے یاررا
    عشق اگر باشد
    تحمل میڪنے صد خاررا
    عشق اگر باشد
    دلت پر میڪشد تا خانہ اش
    عشـق اگر باشد
    سروجان میدهے دلدار را
    ‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌

     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  8. چشم هایت
    ✨همه چیزرالومیدهد
    ✨نگوکه عاشقم نیستی
    ✨انگارکه بخواهی
    ✨بوےعطرےتند
    ✨پیچیده دراتاقےکوچک را
    ✨انکارکنی
    ✨ساکت نباش!
    ✨عشق را باید فریاد زد❤
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  9. حکـــــــایت من…

    حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقــــــــی نداشت…
    دلباخته سفر بود اما همسفـــــر نداشت…
    حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــه نزد…
    زخم داشت اما ننالیــــــد…
    گریه کرد اما اشک نریخـــــت…
    حکایت من حکایت کسی بود کـــــه…
    پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنــــــود…
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  10. دیگه با خدا هم حرف نمیزنم
    شکسته های دلم رو میزارم جلوش
    خودش قضاوت کنه

    وعده ما پیش خدا
    من باشم توباشـــی

    شکسته های دلم...
    کاش مـیشد نفســــــم باشی
    حــتی نفــس آخــرم
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.