1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏21/2/19
    ارسال ها:
    484
    تشکر شده:
    2,381
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    تصویر بلند عشق در بودن توست
    معنای زیبای بهار در دیدن توست
    وقتی که دلم بی قرار از دوری است
    آرامش لحظه هایم در خنده ی توست
    شب تا به سحر اشکم چو از دیده رود
    رنگ خوش سپیده دم هم از توست
    ***افسون***
     
    jasmine و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    همه شب های جهان روز کند طلعت او
    گر چه صبحیش نظر بر همه آفاق آید
     
    jasmine و *افسون* از این پست تشکر کرده اند.
  3. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
    وان چنان پای گرفتست که مشکل برود
     
    *افسون* از این پست تشکر کرده است.
  4. عاشقت نشدم

    که ناچار باشم برای دوستت دارم هایم

    مجوز بگیرم

    دوستت دارم هایم را منتشر کنم

    و بعد تصور کنم این شعر را

    معشوقه‌ات برای تو می‌خواند…
     
    یــــــــــخمک، *افسون* و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. دل به دلبر دادم و ، دلدٖار ، دل را ندید

    دل به دلبر دل سپرد ،دلدار ،پا از دل کشید

    دل به دنبال دلش ، دل دل کنان ، دلخونِ دل

    دل شکست و،تیره روزی شد نصیب دل ،دلا
     
    یــــــــــخمک، *افسون*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. تـو بگو دل!
    که به آهنگ دلت ساز کنم

    تو بگو عشق!
    که من عاشقی آغاز کنم

    تو بگو راز!
    که من بشکنم این قفل سکوت

    سرصحبت!
    به تو ای محرم دل باز کنم
     
    *افسون*، m naizar و *Sajjad* از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    مرغ خونین ترانه را مانم
    صید بی آب و دانه را مانم

    آتشینم ولیک بی اثرم
    ناله عاشقانه را مانم

    نه سرانجامی و نه آرامی
    مرغ بی آشیانه را مانم

    هدف تیر فتنه ام همه عمر
    پای بر جا نشانه را مانم

    با کسم در زمانه الفت نیست
    که نه اهل زمانه را مانم

    خاکساری بلند قدرم کرد
    خاک آن آستانه را مانم

    بگذرم زین کبود خیمه رهی
    تیر آه شبانه را مانم

     
    jasmine و *افسون* از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏21/2/19
    ارسال ها:
    484
    تشکر شده:
    2,381
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    ای یار شگرف در همه کار

    عیاره و عاشق تو عیار

    تو روز قیامتی که از تو

    زیر و زبرست شهر و بازار

    من زاری عاشقان چه گویم

    ای معشوقان ز عشق تو زار

    در روز اجل چو من بمیرم

    در گور مکن مرا نگهدار

    ور می‌خواهی که زنده گردیم

    ما را به نسیم وصل بسپار

    آخر تو کجا و ما کجاییم

    ای بی‌تو حیات و عیش بی‌کار

    از من رگ جان بریده بادا

    گر بی‌تو رگیم هست هشیار

    اندر ره تو دو صد کمین بود

    نزدیک نمود راه و هموار

    از گلشن روی تو شدم مست

    بنهادم مست پای بر خار

    رفتم سوی دانه تو چون مرغ

    پرخون دیدم جناح و منقار

    این طرفه که خوشترست زخمت

    از هر دانه که دارد انبار

    ای بی‌تو حرام زندگانی

    ای بی‌تو نگشته بخت بیدار

    خود بخت تویی و زندگی تو

    باقی نامی و لاف و آزار

    ای کرده ز دل مرا فراموش

    آخر چه شود مرا به یاد آر

    یک بار چو رفت آب در جوی

    کی گردد چرخ طمع یک بار

    خامش که ستیزه می‌فزاید

    آن خواجه عشق را ز گفتار


     
    jasmine و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  9. نشسته ام که بگویم غزل برای دلم
    کمی ترانه بخوانم در انزوای دلم

    خودم نشسته کنارم به فکر اینکه تویی
    کسی نشسته کنارت دقیق جای دلم

    نه صحبتی نه نگاهی، نه هیچ عاطفه ای
    که بشنود به ترحم کمی صدای دلم

    همیشه قبلِ رسیدن من از نفس افتاد
    چه بهتر آنکه بمانم خودم به پای دلم

    کسی نمانده برایم ، برای همنفسی
    چگونه ؟ با که ببارم شبانه های دلم؟

    برای از تو نوشتن به انقلاب قلم
    زدم به نبض خیابان به کودتای دلم

    شبی دوباره بیادت نشسته ام ، بلکه
    قصیده ای بنویسم از ادعای دلم

    ولی چه حس غریبی چه کوله بار غمی
    چه سرنوشت بدی زد رقم خدای دلم

    تو رفته ای و هوایم چقدر طوفانیست
    اگر خدا ندهد دل به ناخدای دلم؟؟
     
    m naizar، یــــــــــخمک و *افسون* از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. بسـی گفتــند دل از

    عشـق برگــیر

    که نیـرنگ اســت و افسـون

    اسـت و جادوسـت


    ولـی ما دل به او بستــیم و

    دیـدیم


    که او زهــــر است اما

    نوشـدارو
     
    *افسون* و m naizar از این پست تشکر کرده اند.