زیباترین حرفت را بگو شکنجۀ پنهان سکوتت را آشکاره کن* و هراس مدار از آنکه بگویند ترانهای بیهوده میخوانید. چرا که ترانۀ ما ترانۀ بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید به خاطر فردای ما اگر بر ماش منّتیست؛ چرا که عشق خودْ فرداست خودْ همیشه است *** بیشترین عشق جهان را به سوی تو میآورم از معبر فریادها و حماسهها چرا که هیچچیز در کنار من از تو عظیمتر نبوده است که قلبت چون پروانهای ظریف و کوچک و عاشق است... احمد_شاملو شبانۀ دهم، از مجموعه «آیدا: درخت، خنجر و خاطره» بیست و یکم آذر، زادروز احمد شاملو گرامی باد.
زیباترین حرفت را بگو شکنجه ی پنهان ِ سکوت ات را آشکاره کن و هراس مدار از آنکه بگویند ترانه یی بی هوده می خوانید . ــ چرا که ترانه ی ما ترانه ی بی هوده گی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست . حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید به خاطر ِ فردای ما اگر بر ماش منتی ست ؛ چرا که عشق خود فرداست خود همیشه است . احمد شاملو
دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من مارگوت بیگل ترجمه احمد شاملو
گذشت کردن دو حالت داره : یا اونقدر دوسش داری که از اشتباهاتش میگذری ، یا اونقدر از چشمت میوفته که از خودش و اشتباهاتش باهم میگذری...
شما دقیقاً نمیدانی کجایم درد میکند آقای دکتر. زیاد علمی نیست یعنی هست ولی نه آنقدری که شما علمی هستی. مثلاً شما میدانید عشقدانِ آدم کجای آدم است؟ مثلاً میدانید وقتی عشقدانِ آدم درد میگیرد چگونه باید مداوا شود؟ مثلاً میدانید رَمَقِ آدم کجاست؟ و وقتی که خشک میشود باید کجا را تَر کرد؟ مثلاً میدانید شعلهی ویرِ آدمی کجاست؟ از کجا کم و زیاد میشود؟ شما میدانید بغضدان را به جز خروجیِ بالا از کدام خروجی میتوان تخلیه کرد؟ یا مثلاً میدانید وقتی که دل تنگ میشود دقیقاً کجایش تنگ میشود؟ میتوانید حدس بزنید دل دقیقاً چه زمانی تنگ میشود؟ آقای دکتر...یک رفیق دارم ...ابی مهتری... میگوید دلتنگی وقت نمیشناسد هر وقت بخواهد میآید. راست میگوید میآید مثلِ همین الان که دارم با شما حرف میزنم دارو هم ندارد... راستی شما که دکتری میدانی چرا تاکنون دانشمندان آمپولی برای رفع دلتنگی اختراع نکردهاند؟ میگویند وقتِ دلتنگی سیاستمدارانه عمل کن ولی من که سیاستمدار نیستم آقای دکتر سرهنگ هم نیستم حقوقدان هم نیستم من یک کاتبم که داشت کارِ فرهنگیاش را میکرد. راستی آقای دکتر... این سوال بینِ خودمان بماند آمپولی اختراع نشده که کاتبها را سیاستمدار کند و سیاستمدارها را کاتب؟ کشف شد به من اطلاع دهید. ممنون. کیومرث_مرزبان