زندگی جیره مختصری است مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است مثل یک حبه ی قند زندگی را با عشق نوش جان باید کرد . . "سهراب سپهری"
گفت: عشق دو وجه داره، یکی "موندن" و اون یکی "رفتن". گفتم: جالبه...! خُب تو کدومشو ترجیح میدهی؟ گفت: "رفتن" رو، اینطوری لااقل ظاهرش سالها حفظ میشه. ماها با موندن، بیشتر مواقع به عشق گند میزنیم. یه نگا به آدمایِ عاشق اطرافت بنداز ...
من خوبم ! روزها هم همه دارند عبور می کنند به آرامی نه چراغ قرمزی را رد می کنند.. نه تصادفی رُخ داده .. باز هم می گویم من خوبم .. همه چیز هم عالیست تنها نمی دانم از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان چند روزیست خنده هایم به گریه ختم می شود گریه هایم به سکوت چند روزیست فکر می کنم خوشحالم فکر می کنم هیچ چیز کم نیست فکر می کنم دیگر فکرِ هیچ چیز با من نیست چند روزیست روزهایم روز نیست اما ... من خوبم !
چه آرام بودم و چه بی قرار شدم چه بی قرار و دردمندانه تر این که نمی توانم خود را برای خودم توضیح بدهم محمود دولت آبادی
پُشتِ پلکام عکستُ نقاشی کردم ، غزلک ! تو رُ میبینم تا وقتی چِش میبندم ، غزلک ! یه پیامه این تبسم که رو لبهای منه خیلی وقته که به گریههام میخندم ، غزلک ! غزلک چن تا غزل مونده تا اون لحظهی ناب ؟ پَس کی عکسِ یادگاری زنده میشه توی قاب ؟ نگا کن ! واژه به واژه با منی مثلِ نفس مثلِ یه گُلِ قدیمی لای برگای کتاب مثلِ یه درّه عمیقی ، مثلِ یه منظره پاک مثل یه خوشه سرِ شاخهی خشکیدهی تاک گریهی اولِ بچه وقتِ دنیا اومدن آخرین رقصِ یه برگ وقتی میفته روی خاک با تو من زندهترین ترانه سازم ، غزلک ! با تو از هق هقِ واژه بینیازم ، غزلک ! قافیه باختنِ من پیشکشِ یک نگاه تو یه اشاره کن تا جونمُ ببازم ، غزلک ! غزلک ! بیتو صدام چنگی به دل نمیزنه ! آخه عطرِ تنِ تو نبضِ نفسهای منه ! تو با من همضربانی تو تموم لحظهها ! بیتو بغضم مثِ یه گلدونِ کهنه میشکنه !
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ؟ شب از هجوم خیالت ، نمی برد خوابم تو چیستی که من از موج هر تبسم تو بسان قایق سرگشته ، روی گردابم!
واژه ها گم شده اند...من برای گفتن واژه ها کم دارم...من برای ماندن واژه را گم کردم.. من برای رفتن واژه را کم دارم...16:44
من اگر میدانستم دنیا اینقدر شلوغ است نمیآمدم صبر میکردم بعدها... آخر اینهمه راه آمدم دلم میخواست تنها تو را ببینم دلم میخواست تو را تنها ببینم... عباس معروفی