پاسخ : ★ღ☆ د ل نـــوشــتــه هــا ؛ در فــراق تــو ★ღ☆ خیلی دوستت دارم................... عشق را با تو می شناسم ، زندگی را با تو زیبا میبینم اگر گهگاهی چند خطی می نویسم به عشق تو است و اگر اینک نفس می کشم و زندگی میکنم به خاطر وجود تو هست هم نفسم ! ای تو که مرا عاشق خودت کردی ، نمی دانی که چقدر دوستت دارم ، نمیدانی که با تو چه آرزو هایی در دل دارم ... اگر از عشق تو می نویسم ، به عشق تو است ، و با وجود تو عشق برای من پاک و مقدس است ...... بعد از تو دیگر طلب عشق را از خدای خویش نخواهم کرد ! تو هامن معنای واقعی یک عشق پاک هستی، تو همان چشمه محبتی هستی که در قلب من می جوشی و به قلبم نیروی عشق را می دهی ! با تو مجنون تر از مجنونم ! بی تو باور کن که می میرم !
پاسخ : ★ღ☆ د ل نـــوشــتــه هــا ؛ در فــراق تــو ★ღ☆ چشمهایم را به شوق نگاهت میگشایم دریا دریا محبت نثارت میکنم ثانیه ثانیه هایم را فدایت میکنم جانم را برایت میدهم اگر فقط بیایی
پاسخ : ★ღ☆ د ل نـــوشــتــه هــا ؛ در فــراق تــو ★ღ☆ باران صدای تبسم نگاهت را در کوچه های خیس به گوش من رساند و من هم تنهایی خود را با آینه های حضورت تکرار کردم..... __________________
پاسخ : ★ღ☆ د ل نـــوشــتــه هــا ؛ در فــراق تــو ★ღ☆ ونكه: اونكه به عشق تو مي شد تو كوچه ها روونه اونكه مي خوند به ياد تو ؛تو دشت ودهروخونه اونكه ميگفت ميمونه باز با يه عالم بهونه اونكه مي خواست بدوني دوست داره ديوونه اونكه يهو ميومد ؛ چه زود مي رفت دوباره اونكه مي شد نگاش كرد با يه سبد ستاره اونكه به پشت شيشه مي زد به سيم گيتار اونكه مي گفت ميميره اگه نياد باز بهار اونكه ميون عالم از همه ديوونه تر بود اونكه دوچشم تيرش خيره به ماه وغم بود ديگه نمياد پيش من مي دونم به پاي عشق تا آخرش ميمونم
پاسخ : ★ღ☆ د ل نـــوشــتــه هــا ؛ در فــراق تــو ★ღ☆ سعدي: زدستم بر نمي خيزد كه بي ياد تو بنشينم بجز رويت نمي خواهم كه روي هيچ كس بينم من از اول روز دانستم كه با شيرين در افتادم كه چون فرهاد بايد شست دست از جان شيرينم ترامن دوست مي دارم خلاف هر كه در عالم اگر طعنه است بر عقلم اگر رخنه است بر دينم
پاسخ : ★ღ☆ شــعــري بــه کـسـی کـه فـرامـوشـتــ کـرده.★ღ☆ [HR][/HR] من آن مرغم که افکندم به دام سد بلا خود را به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را گر این وضع است می*ترسم که با چندین وفاداری شود لازم که پیشت وانمایم بیوفا خود را چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه می*داری نمی*بایست کرد اول به این حرف آشنا خود را
پاسخ : ★ღ☆ شــعــري بــه کـسـی کـه فـرامـوشـتــ کـرده.★ღ☆ تو را گم کرده ام امروز وحالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد وسنگینند وچشمانم ... نمیدانی چه غمگینند..
پاسخ : ★ღ☆ شــعــري بــه کـسـی کـه فـرامـوشـتــ کـرده.★ღ☆ دستهايت تكيه گاهم بود و نيست عشق تو پشت و پناهم بود و نيست حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم چيز سبزي در نگاهم بود و نيست عشق اين سرمايه بازار دل آب اين روي سياهم بود و نيست ياد آن ايام مشتاقي بخير عاشقي تنها گناهم بود و نيست
پاسخ : ★ღ☆ شــعــري بــه کـسـی کـه فـرامـوشـتــ کـرده.★ღ☆ تکرار اسم تو حادثه ی تکراری زندگی منست هيچ ديوانه ای از اين همه تکرار به اندازه ی من لذت نمی برد
پاسخ : ★ღ☆ شــعــري بــه کـسـی کـه فـرامـوشـتــ کـرده.★ღ☆ مـ ــ ی خـ ــ واهم ... مُـ ــ چــ ــ ـاله و خـ ــ یـ ــ ــس!... در آغــ ــ وشـ ــ ت بـ ــ مــ ــ ـانـــ ــ م!... از پـ ــ هن شـ ــ دن بــ ــ ـر بنــ ــ ـد خـ ــ اطـ ــ ــرات... بـ ــ یـ ــ ـــــزارم ... __________________