[IMG]
محقق
بمیر ای دل که آسایش بیابی
ای در طلبت صد چاک از غصه گریبانها خونها ز غمت جاری از دیده به دامانانها در زواویه هجرت بنشسته به خون دلها در بادیه عشقت سر کرده قدم جانها...
آریا
:respect:
آبی آسمانی
در بزم جهان جز دل حسرت کش مانیست آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد
تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم با آسمان مفاخره کردیم تاسحر او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم حسین منزوی
فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست؟ من که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ تو ام هر ستاره یه نشان از غم و دلتنگی من آسمان را بفرستم که بدانی همه جا یاد تو ام؟
دل پیش تو و دیده به جای دگرستم تا خصم نداند که تو را مینگرستم
603
ناگت
روشنک
همدرد
کهکشان
سبحان
نوش کن جام شراب یک منی تا بدان بیخ غم از دل برکنی
آن صبح سعادتها چون نورفشان آید آن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.