نامساوی
وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی مرغ زیرک شوی و خوش به دو پا آویزی
[IMG]
نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار نه منکرت بگذارد نه بر سر اقرار
نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر نه که فلاح توام سرور و سالار مگیر
دوغ
طلایی
داور
مصطفی
سبز
سیروان
آخر این تیره شب هجر به پایان آید آخر این درد مرا نوبت درمان آید
ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا گر بدآن شادی که دور از تو بمیرم مرحبا
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم فانوس خیال از او مثالی دانیم
نوازش
املت
588
پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد دیگر چه علاج دل بیمار توان کرد؟ «حزین لاهیجی»
نارنجک
نوشابه
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.