از آدمکهای بیرون چه رسد جزء خاری ؟ درین زمانه که کس به کس ندارد کاری بریدم زین دسیسه های ناروا آه ! بندهء شیطانند که ندارند عاری خنده ، جزء...
اهل غزلیم و صحبت ما شعر است اصلیم و همه اصالت ما شعر است وقتی که فرار میکنیم از دنیا دنیای حیاط خلوت ما شعر است
هرچند که سر ز طاعتت پیچیدم در بادیه ی جهل و هوس گردیدم چون آیه ی رحمت تو بر من خواندند گریان به گناه خویشتن خندیدم
به عصیان غرقه ام، تسبیح چون بر گردن اندازم؟ به این آلودگی زنار نتوان بر میان بستن
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.