سر پا نشستم. طفل سر زده بود ولی من توان نداشتم که طفل از شکمم براید. دایه دور کمرم ریسمان بستند. جاوید از ریسمان گرفته بود و تکانم میداد تا طفل...
بعد از «شب زفاف» تا هفت ماه با شوهرم همبستر نشدم. چون ترسیده بودم و شب زفاف برایم شبیه یک کابوس شده بود.تا آنجا که میتوانم بگویم بدترین قسمت...
خاطرات عروس ۱۱ ساله افغانستانی [IMG] روزی که عروس شدم هنوز به بلوغ نرسیده بودم. پوشیدن پیراهن «خال سفید» و چادر سبز گلدار مرا از بقیه متفاوت نشان...
قربونت
سپاس بیکران بر خداوند یکتای که به ما حان داد تا فدای ایران کنیم
بعدها ... وقتی موهای جو گندمی ات را از پیشانی ات کنار میزنی و قرص های رنگارنگت را به ضرب آب پایین میدهی وقتی با کسی که عادت کرده ای به بودنش کنار...
یك بار هم كه گردنه امن و امان نبود گرگی به گله می زند و می درد مرا در این مراقبت چه فریبی است ای تبر هیزم شكن برای چه می پرورد مرا ؟ "زنده یاد...
دلا تا چند در آزارم از تو گهی نالان، گهی بیمارم از تو تو فایز در جهان بدنام کردی برو ای دل که من بیزارم از تو
شاه اگر عادل نباشد ملک ویران میشود
زارع
ینگه دنیا
گلابی
یک شب ز حلقهای که بدر کوبند در کنج سینه قلب تو می لرزد چون در گشوده شد، تن من بی تاب در بازوان گرم تو می لغزد فروغ
با برو بچه ها بریم چرخ سواری شبانه
یشتاسب
[IMG]
این چی هست ؟ پیتزا تخم مرغه یا املت با گوجه فرنگی زیاد خیلی دلم خواست + چیپس فلفلی
آدامس
گناباد
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.