کسی به فکر گلها نیست! کسی به فکر ماهیها نیست. کسی نمیخواهد باور کند؛ که باغچه دارد میمیرد... که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است، که ذهن باغچه...
من و خیال تو و این سکوت طولانی...
این روزها که جرأت دیوانگی کم است بگذار باز هم به تو برگردم بگذار دست کم گاهی تو را به خواب ببینم بگذار در خیال تو باشم بگذار بگذریم این روزها...
کاش میشد؛ آدمی، گاهی؛فقط گاهی به اندازه نیاز بمیرد، بعد بلند شود! خاک هایش را بتکاند اگر دلش خواست برگردد به زندگی دلش نخواست بخوابد تا ابد!
و خوشبختی مفهومی ندارد. من برای این نمی روم که خوشبخت بشوم، می روم خودم را فراموش کنم و تو را فراموش کنم و گذشته را فراموش کنم. اما میدانم که هیچ...
جان من و جهان تویی دلبر بی نشان تویی خوش بنواز جان من جمله نیاز میشوم ...
من همیشه دوستدارِ یک زندگیِ عجیب و پر حادثه بودهام، شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم میخواهد پیاده دور دنیا بگردم! من دلم میخواهد توی...
روزی که متوجه میشی هر آدمی میتونه دروغ بگه تحول عجیبی در تو شکل میگیره چون از یک طرف بی تفاوت تر میشی و از طرفی حرفایی که میشنوی رو دیگه مثل قبل...
دوستان عیب کُنَندَم که چرا دل به تو دادم؟! باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایـی؟.... ای که گفتی مرو اندر پـی خوبانِ زمانه ما کجاییم در این بحرِ...
دور افتاده ای مثل اتفاقی که به من مربوط نیست..
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار ما سر فدای پای رسالت رسان دوست گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست {سعدی}
حرفی به من بزن! آیا کسی که مهربانیِ یک جسمِ زنده را به تو میبخشد، جز درکِ حسِ زنده بودن از تو چه میخواهد؟
نه آرامشت را ، به چشمى وابسته کن ... نه دستت را به دستى دلخوش ! چشم ها بسته مى شوند ، و دست ها مُشت مى شوند ... و تو میمانى و یک دنیا تنهایى ...
آدم، گاهی آنقدر تنها میشود و با خودش حرف میزند که تبدیل میشود به دو نفر...
میگویی از کویم برو، چون میروم، میخوانیَم ای بی وفای سنگدل! تا چند سرگردانیَم؟!
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم کنار و بوس و آغوشش چه گويم چون نخواهد شد حافظ
ای غـذایِ جـانِ مستم نـام تو چشم و عقلم روشن از ایام تو منتظر بنشسته ام تا در رسد از پیِ جان خواستن، پیغام تو مولانا
به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم #حافظ
خاطرنشان کنم که تو در خاطری هنوز
من چه می دانم که او با چه مقیاسی مرا سنجیده است ! من همان هستم که بودم ، شاید او چون مرا دیوانه ی خود دیده است بیوفایی می کند بلکه من دور از...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.