با هر واژه ای که می آفرینند چندهجا از سکوت دنیا کم می کنند و گفتنِ اینکه با اینهمه همهمه چقدر مثل فانوسی در روز روشن ناگزیر از خاموشی ام،...
مثل عكسِ رخ مهتاب كه افتاده در آب در دلم هستي و بين و من و تو فاصله هاست ...
میترسم روزگار چنان کرده که از هر چیزی بترسم روحی که زخمش همیشه ملتهب است هر تلنگری را درد میکند تا به خود بپیچد میپیچم ... از سکوت از...
من سردم است و اين هيچ ربطي به فروغ و آفتاب ندارد دست هاي خالي از تو را هر كجاي اين تن بپوشانم ، زمستان است ...
كنار مني ، اما نمي بينم ات ديگر ، مثل چشم كه چشم ديگر را ...
دلخوشِ گرماي كسي نيستم آمده ام تا تو بسوزاني ام ...
به دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها...
می دانم کسی در این اتاق نیست و شهر خالی ست ... و همه میدان های این شهرِ خالی ، خالی ست... اما من کوچه های غبار آلود را دوست دارم ، و بارانِ...
تو رفتی و من چون کاسه آبی به پشت سرت جاری ....
[IMG] در حقیقت آدم ها هیچ کس را ندارند این را آدم روزهای جمعه از جاهای خالی آنهایی که باید باشند و نیستند می فهمد ....
زنی بود در تمام کافه ها دونات تمشک سفارش می داد نمی دانست پاییز یعنی چه عشقِ بی فرجام یعنی چه زنی که مدام عاشق می شد و همیشه خیال می کرد ...
نگران من نباش دست هایم را به از دست دادن عادت داده ام ..... گروهی پرنده می آیند ، گروهی پرنده می روند ، و تنها پرنده ای از کوچ می مانَد که...
خیز برداشته ام به هوایِ بهار حال آنکه هنوز هزار زمستان پیشِ رو دارم ...
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونانکه بایدند نه بایدها… هر روز بی تو روز مباداست!
دلش که بگیرد سراغِ مترسک می رود کلاغ پیر ...
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بیامان تو
هر شب صداي گريه زني را از اتاق مجاور مي شنوم صبح كه از خواب بر مي خيزم او رفته است و تنها چشمان خيسِ من در آينه پيداست ...
امروز هم كسي اگر صدايم كرد بگو خانه نيست بگو رفته است شمال مي خواهم به جنوب بيانديشم مي خواهم به آن پرنده خيس ، به آن پرنده خسته ... به خودم...
نبودنت را پشت كدام پنجره جا گذاشتي كه پاييز همه چيز را بر باد داد جز نام تو را كه برگِ تنهايي من است ....
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است، من اما نگرانم در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم چیزی...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.