[IMG] ديگر نمي نويسمَ ت. هر كس به چشم هايم نگاه كند تو را خواهد خواند !...
[IMG] دارد بهار مي شود ! گُل فروش هاي دوره گَرد بنفشه جار مي زنند ، كدام پرستو بذرِ تو را هديه خواهد آورد ؟!...
[IMG] به هر طرف مي چرخد تو را مي بيند آفتاب گرداني كه خورشيد هم حسرتِ سر گردانيَش را مي كشد ...
[IMG] روياهاي مَن اند اين قاصدك ها كه هر صبح از چشمانم پَر مي كشند كافي است يكي را تعبير كني ...
تو در عالم نمي گُنجي ز خوبي ...
[IMG] كنارِ حوصله ام بنشين ...
[IMG] در من بیُفت ! برکه ای کوچَکم ، امّا هنوز با من از دریا نشانی هست ...
[IMG] زلزله نيست ، اوست كه مي آيد . آرام بگير دلَ م ...
[IMG] می دانی ؟ هیچ کدام از اینها را که گفتم اصلاً نمی خواهم فقط باش همین.
[IMG] بهار ادامه ی پیراهنِ توست که روزی میانِ گُل ها وزیده است ...
[IMG] هر صبح اضافه بال هایم را در آینه می چینم ، و به زندگی میان آدم ها بر می گردم ! در خیابان ، در مترو ، در اداره ... هیچ کس به چیزی...
حالم خوب است هنوز خواب میبینم ابری میآید و مرا تا سرآغازِ روییدن ... بدرقه میکند. تابستان که بیاید نمیدانم چندساله میشوم اما صدای...
سلام بانو من را كه يادت هست؟ همان ديوانه ى هميشگى كه برايت از گل و باغچه و درخت ميگفت و تو هالو صدايش ميكردى... همان كه روى سفره ى دل برايت...
[IMG] قرارِ من با تو شب ها رأس ساعت نقطه ماه و تو مدت هاست هر شب سرِ قرار ، چشم انتظاری من اما ... اینجا همیشه آسمان ابریست...
[IMG] هر كجا بروي ، مرا خواهي ديد يك شب تمامِ شهر را ديوانه وار با خيالت قدم زده ام ...
وقتی قرار است بروی، دل دل نکن ... منتظر نمان هیچ اتفاقی ماندگارت نمی کند. وقتی قرار است بروی، حتما دل شوره هایت را مرور کرده ای یادگاری هایت...
غمگین اند تمامِ سطرهایی که ، نیستی ...
انصاف نیست ؛ در من جنگی براه انداخته ای و خودت به تماشا نشسته ای ! ....
[IMG] دلت می آید من را با تنهایی بگذاری و بروی ؟! ...
[IMG] تارِ موهایم را کوک کرده بودم اما دستِ نوازنده ای پیدا نشد ...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.