کاروان بیخبر کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر این چه راهی است که...
حدیث کساء به حق دعایی با مظامین عالی است....
مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام...
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
دل عاشق به پیغامی بسازد خمار آلوده با جامی بسازد مرا کیفیت چشم تو کافیست ریاضت کش به بادامی بسازد ندارم ظرف می دل را بگوئید سفالی بشکند جامی...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.