[IMG] می گشایم پنجره یاد تو می پیچد درون می کند پر این فضای خسته را امشب جنون ناگهانم یاد توست شاید زمان را پر کنی له له ساعت ز دیوار می...
[IMG] با اميدي گرم و شادي بخش با نگاهي مست و رويائي دخترك افسانه ميخواند نيمه شب در كنج تنهائي: بيگمان روزي زراهي دور...
[IMG] وقتی دل سودایی میرفت به بستانها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها...
[IMG] تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.