1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. ‍ ساده میگویم ،بیا بنشین و کمتر ناز کن ،
    شعرِ هستی را به رنگِ عاشقی آغاز کن .

    ریشه بر خاکِ خزان آلوده یِ هستی بزن،
    باز چون مجنون، خرد را با جنون همراز کن .

    من غزل میگویم و نامِ تو را خوانم ردیف،
    معنیِ شعری، کنارم در غزل پرواز کن.

    شاعرِ پاییزیم شعرم سراسر نقطه چین،
    باشکوفیدن در این زرد خران اعجاز کن.

    مثلِ یک دیوارِ ممتد در مسیرِ کوچه ام،
    نقش کن یک پنجره، بر کوچه، آن را باز کن.

    چند روزی را پری وش میشود هم خانه ات ،
    شور و شوقی با غزلهایِ خوشش دمساز کن .

    ماهِ من باش و بتابان برِ شبم مهتاب را ،
    ای بهارِ هستیم کمتر خزان را ناز کن .



     
    Farzane و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  2. دوستت دارم..چرایش پای تو،
    ممکنش کردم،محالش پای تو

    میگریزی از من و احساس من
    دل شکستن هم ،گناهش پای تو

    آمدی آتش زدی بر جان من
    درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

    من اسیرم در میان آن دو چشم
    قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

    سوختم،آتش گرفتم زین سبب
    آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

    پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
    پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو...
     
    *افسون* از این پست تشکر کرده است.
  3. آخـرین شعـرم بـرایت

    یادگـارے مے شـــود

    میـروم اما نصیبت بے قـرارے

    مے شـود

    منتظــر بـودم ڪہ بـرگـردے

    ولـے‌ خواهے، ‌تو دید

    بعــد مــن روز و شبت چشــم

    انتظارے مے شود
     
    *افسون* و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  4. قفسِ خاطرہ هایت،بہ ڪنار ؛

    حبسِ این آهِ گلویم،بہ ڪنار؛

    خورہ ےاینڪہ ڪجایے،بہ ڪنار ؛

    چشمِِ من خیرہ بہ عڪست؛بہ ڪنار

    خبرم میڪنے از آمدنت؟

    یا همہ،قول و قرارت بہ ڪنار؟
     
    Farzane و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  5. وقتی من تنهایم

    همه غصه‌ها

    همچو کابوسی وهم انگیز

    می‌گیرند مرا در بر خویش

    وقتی من تنهایم

    همه‌ی شادی‌ها

    ناگهان رخت برمی‌بندند از بر من

    موقع تنهایی

    خنده هم پر می‌کشد

    از لب‌هایم

    اشک هم، چون رودی

    همه شب، جاریست از چشمانم

    کاش تنهایی من هم به سرآید باز...
     
    n@der، Farzane و *افسون* از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. خدایا!

    جای سوره ای به نام عشق در قرانت خالی است.

    که اینگونه اغاز شود:

    وقسم به روزی که دلت رامیشکنندو

    جز خدایت مرهمی نخواهی یافت.
     
    m naizar و *افسون* از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏21/2/19
    ارسال ها:
    484
    تشکر شده:
    2,381
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    تو از عشق ضربه نخوردی بلکه از کسی که
    دوست داشتن را بلد نبود ضربه خوردی. این دو
    را با هم اشتباه نکن.
     
    jasmine و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  8. خستہ ام
    از اين زندان ڪہ نامش زندگيست
    پس قشنگي هاي دنيا مال ڪيست؟؟؟
    باختيم در عشق اما باختن تقدير نيست.
    ساختيم با درد تنهايي مگر تقدير چيست؟؟
     
    *افسون* از این پست تشکر کرده است.
  9. پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
    عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
    خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
    شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم
    باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
    جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
    سروی شدم به دولت آزادگی که سر
    با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
    دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
    لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم
    هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
    ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم
     
    n@der، Farzane و *افسون* از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. من از راهی دور
    برای خواندنِ خواب های تو آمده‌ام،
    من از راهی دور
    برای گفتن از گریه های خویش
    راهی نیست،
    در دست افشانیِ حروف
    باید به مراسمِ آسانِ اسمِ تو برگردم،
    من به شنیدنِ اسمِ تو عادت دارم
    من
    مشقِ نانوشته ام به دستِ نی،
    خواندن از خوابِ تو آموخته ام به راه
    من
    بارانِ بریده ام به وقتِ دی،
    گفتن از گریه های تو آموخته ام به راه
    به من بگو
    در این برهوتِ بی خواب و طی،
    مگر من چه کرده‌ام
    که شاعرتر از اندوهِ آدمی ام آفریده اند؟
     
    n@der، Farzane و *افسون* از این ارسال تشکر کرده اند.