1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تک بيتی ها، دو بیتی ها و رباعیّـات ناب

شروع موضوع توسط aloneboy ‏21/12/10 در انجمن اشعار

  1. ƙīɲɗ-ĥęāŕț مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/6/15
    ارسال ها:
    6,545
    تشکر شده:
    39,288
    امتیاز دستاورد:
    220
    غافلی از حالِ دل ،
    ترسم که این ویرانه را

    دیگران بی صاحب انگارند
    و تعمیرش کنند...

    #صائب
     
    ZrYan، *افسون*، jasmine و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/15
    ارسال ها:
    702
    تشکر شده:
    5,314
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    گهی چون چاره ، غم ها را بسوزی
    گهی گویی که این غم را چه چاره..

    تو پاره می کنی و هم بدوزی
    که دل آن به که باشد پاره پاره.
     
    ZrYan، Farzane، *افسون* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Game Developer کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏26/11/10
    ارسال ها:
    23,929
    تشکر شده:
    6,162
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برنامه نویس بازی های کامپیوتری و موبایل
    چشمم ز غمت، به هر عقیقی که بسفت

    بر چهره هزار گل ز رازم بشکفت

    رازی، که دلم ز جان همی داشت نهفت

    اشکم به زبان حال با خلق بگفت
     
    ZrYan، Farzane، *افسون* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد

    عافیت چشم مدار از من میخانه نشین
    که دم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم

    حافظ
     
    ZrYan، Farzane، *افسون* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. سخنِ عشقِ تو بی آنکه برآید به زبانم
    رنگِ رخساره خبر میدهد از حالِ نهانم
    گاه گویم که بنالم زِ پریشانیِ حالم
    باز گویم که عیانست، چه حاجت به بیانم؟
     
    *افسون* و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  6. چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
    چه بسی نعره مستان که ز گلزار برآمد

    ز دو صد روضه رضوان ز دو صد چشمه حیوان
    دو هزاران گل خندان ز دل خار برآمد

    #مولانا
    ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌
     
    ZrYan، *افسون*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. باز در خانه ی قلبم سخن از روی تو بود

    تن به هر یک نفسش مست از آن بوی تو بود

    زائر این دل عاشق به ره عشق تو رفت

    هر کجا رفت نشان از گذر کوی تو بود
     
    *افسون* از این پست تشکر کرده است.

  8. خسته‌ام! سنگ نزن،هی نشکن روح مرا
    شده‌ام عاشق یک آینه ‌نشناس چرا؟...
    از درختان دلم عشق بچین، نوبری است
    فرصتی نیست بیا،کشتن احساس چرا؟
     
    *افسون* از این پست تشکر کرده است.
  9. امشب ک دلم تنگ تو باشد عشقم
    دل، آشوب و در جنگ تو باشد عشقم

    حالا ک جوابم ندهی حرفی نیست
    در دل هَوَسِ زنگ تو باشد عشقم
     
    *افسون* از این پست تشکر کرده است.
  10. برایت قهوه می‌ریزم، تو از من آب میخواهی
    به چَشمت شعر می‌کارم ولیکن خواب میخواهی
    کنارت هستم و عاشق، نفسهایم همه اُمّید
    مرا رفته، مرا مُرده، مرا در قاب میخواهی

    .
     
    *افسون* از این پست تشکر کرده است.