1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وصف حال خودت از زبان شعر

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. Roshana.

    Roshana. کاربر فوق حرفه ای

    هست طومارِ دل من به درازای ابد ...
     
    سماع شمس، DΞlλr®ληη، n@der و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. سایه

    سایه مدیر بازنشسته☕

    ...
    حالِ من
    باران دیده‌تر است از
    تمام احوال‌ پُرسی‌های تو
    که چه فرقی دارد
    بگویم خوبم یا عالی..
    وقتی وانمود کردن به دروغ را
    خوب مشق کرده‌ام در پیشِ تو..

    که یاد گرفته‌ام
    حالِ بدم را‌ در جا سیگاری بِتکانم و
    نفس کشیدنِ در گیرودارِ شک و تردید را
    در پیک شراب حل کرده..،
    به خوردِ دنیایم دهم..

    حال من باران ‌دیده‌تر از
    تمامِ احوال‌ پرسی‌های توست،
    لیکن زبانت را
    به پُرسیدنِ حالِ من نچرخان.. که
    فرقی ندارد بگویم خوبم یا عالی، اما
    دردم می‌آید
    در خودم کنار بیایم که تو
    در آغوش دیگری..، هنوز..، مثلاً.. نگرانِ منی..

    "حمیدرضا هندی"
     
    DΞlλr®ληη، n@der، Roshana. و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مرهم

    مرهم کاربر حرفه ای ~✿~

    "کس نیست در این گوشه
    فراموش‌تر از من"
     
    Roshana.، Shaghayegh_Zh، DaniyaL و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. m naizar

    m naizar مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
    یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
     
    Shaghayegh_Zh از این پست تشکر کرده است.
  5. سایه

    سایه مدیر بازنشسته☕

    تلنبار شده اند
    شعرهایی که
    بعدِ هربار دیدنت نوشته ام
    نشر نمی دهم
    میخوانند
    عاشقت میشوند
    من میمانم و چند خطِ سیاه ، سپید

    "صفا وهابی"
     
    طناز*، Shaghayegh_Zh، Shahab و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. چون قرارست بعد ازاین تنها، بانوی شعرهای من باشی

    چند بیتی به یاد تو غمگین... چند بیتی کنار تو لبخند...
    عصرها عشق می زند به سرم، تلخ و شیرین چای من باشی

    من بخوانم تو سر تکان بدهی، تو بخوانی دلم تکان بخورد
    آخرِ شعر از خودم بروم، تو بمانی صدای من باشی

    من پُرم از گناه و آدم و سیب، از تو و عاشقانه های نجیب
    نیتت را درست کن این بار، جای شیطان خدای من باشی

    با چه نامی تو را صدا بزنم!؟ آی خاتون با شکوه غزل!
    "عشق" هر چند اسم کوچک توست، دوست دارم " شما "ی من باشی

    کاش یک شب به جای زانوی غم، شانه های تو بود در بغلم
    در تب خواب ها و حسرت ها، کاش یک لحظه جای من باشی

    شاید این بغض آخرم باشد، چشم های مرا ندیده بگیر
    فکر دیوانه ای برای خودت، فکر چتری برای من باشی

    بیت آخر همیشه بارانی ست... هر دو باید به خانه برگردیم
    این غزل را مرور کن هر شب، تا کمی در هوای من باشی...
     
    yasamann، طناز*، Shaghayegh_Zh و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. m naizar

    m naizar مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
    طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
    سعدی
     
    yasamann، Shaghayegh_Zh و نگآر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. m naizar

    m naizar مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    گر دوست را به دیگری از من فراغست
    من دیگری ندارم قایم مقام دوست
    سعدی
     
    Soren.، Shaghayegh_Zh، ✯ƲคƝIค✯ و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. سایه

    سایه مدیر بازنشسته☕

    یک عمر
    هوای
    دل خود
    داشتم اما ...
    یک لحظه
    نگاه " تو"
    به هم ریخت
    دلم را...

    @};-
     
    Soren.، Shaghayegh_Zh، DaniyaL و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. ~!Ala!~

    ~!Ala!~ ღ مدیر"سابق" بخش عکاسیღ مدیر بازنشسته☕

    دلم گرفته
    دلم عجیب گرفته‌است
    و هیچ‌چیز…
    هیچ‌چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی‌رهاند…
    #سهراب_سپهری
     
    سایه، Soren.، Shaghayegh_Zh و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.