1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وصف حال خودت از زبان شعر

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    آرزویم مردن در صدای تو بود

    یا رفتن با صدایت

    یا خاموش شدن در صدایت

    صدای تو چون باد گذشت

    و من به دامن تاریکی

    آویخته ام.

    "بیژن جلالی"
     
    shirin 333، Mehdi.Samiya و *Mitra* از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    من در پی تو هستم و مردم پی بهشت
    ایمان شهر، کفر مرا در می‌آورد

    عطر تو خوش‌تر است از آن عطرها که باد
    از سوی باغ‌های معطر می‌آورد

    آتش بزن به خاطره‌هایی که در قفس
    پرواز را به یاد کبوتر می‌آورد ...
     
    وضعیت سفید، shirin 333، Mehdi.Samiya و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    می خواهم بروم

    و سال ها

    کنار خورشید دراز بکشم

    می خواهم کسی نباشد

    که بیدارم کند

    کسی نباشد

    که یادم بیاورد به خانه برگردم

    و با نوک انگشت هایم

    دیوارها را نوازش کنم

    می خواهم بروم

    چون تو را دوست دارم

    و حس می کنم قلبم

    هیچ کجای زمین جا نمی شود....
     
    Mehdi.Samiya، *Mitra* و shirin 333 از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏9/3/16
    ارسال ها:
    199
    تشکر شده:
    806
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Graphist
    این چه عشقی است که در دل دارم

    من از این عشق چه حاصل دارم

    می گریزی زمن و در طلبت

    بازهم کوشش باطل دارم
     
    z!ma، Arghavaan، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏9/3/16
    ارسال ها:
    199
    تشکر شده:
    806
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Graphist
    رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

    در لابلای دامن شبرنگ زندگی

    رفتم ، که در سیاهی یک گور بی نشان

    فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی
     
    *Mitra*، z!ma و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    در بین جمعیّت ، تو را آشفته می بینم

    حرفی بزن تا لحظه ی رفتن زمان باقی ست

    آماده ی مرگم سقوطی سخت در راه است

    تا دیدنت " دَه پنجره " مابینمان باقی ست

     
    وضعیت سفید، z!ma، Arghavaan و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏9/3/16
    ارسال ها:
    199
    تشکر شده:
    806
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Graphist
    من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
    قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
    فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا
    بنشینید به باغی و مرا یاد کنید
    عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورود
    بهر شاد باش قدومش همه فریاد کنید
    یاد از این مرغ گرفتارکنید ای مرغان
    چو تماشای گل و لاله و شمشاد کنید
    هر که دارد ز شما مرغ اسیری به قفس
    برده در باغ و یاد منش آزاد کنید
    آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک
    فکر ویران شدن خانه صیاد کنید
     
    z!ma، Arghavaan، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏9/3/16
    ارسال ها:
    199
    تشکر شده:
    806
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Graphist
    بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
    تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد

    چشم تو به زیبایی خود شیفته‌تر شد
    همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد

    با عشق بگو سر به سر دل نگذارد
    طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد

    گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
    عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد

    سوز جگرم سوخته دامان دلم را
    آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد

    یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
    چون رود به دریا زد و چون موج خطر کرد

    بی‌صبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
    همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد

    باید به میانجی گری یک سر مویت
    فکری به پریشانی احوال بشر کرد
     
    *Mitra*، z!ma و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    مـن
    از قيدت
    نمی خواهم
    رهایی...

    "سعدی"
     
    shirin 333، z!ma، Arghavaan و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    از وحشتِ خلق ، اژدها خواهم شد!
    ناچار ، مقیمِ ناکجا خواهم شد!
    یارب! مپسند من رقیبت باشم ،
    تنهاتر ازین شوم ، خدا خواهم شد!!

     
    وضعیت سفید، shirin 333، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.