[h=3]به بهانه سالروز تولد آلفرد هيچكاك چهار حقيقت جالب و خواندني درباره ي او و زندگيش را درادامه مي خوانيد.[/h] گروه بين الملل؛ سينما خبر –امروز سالگرد 116 سالگي تولد آلفرد هيچكاك ، استاد فيلم هاي معمايي و دلهره آور است. در شش دهه ،بيشتر از 50 فيلم كارگرداني كرد و از او با نام بزرگترين فيلمساز بريتانيايي ياد مي شود. داستان هاي قتل و معماهاي پيچيده اش تماشاگران را در جاي خود ميخكوب مي كند. مشهورترين و ترسناك ترين فيلمش «رواني» (psycho) از زمان خودش جلوتر بود. به بهانه سالروز تولد آلفرد هيچكاك چهار حقيقت جالب و خواندني درباره ي او و زندگيش را درادامه مي خوانيد. واهمه از پليس وقتي پنج سالش بود ، پدرش او را با نامه اي به پاسگاه محلشان فرستاد . پدر هيچكاك در نامه از پليس ها خواسته بود به خاطر رفتار بدي كه آلفرد داشته است ، او را 10 دقيقه اي بازداشت كنند. شايد همين هم دليلي شد كه ترس از پليس را در فيلم هايش بگنجاند. تخم مرغ!!! در جايي گفته بود : حالم از تخم مرغ به هم مي خورد. پوششي دارد كه هيچ حفره و سوراخي ندارد... تا حالا چيزي تهوع آورتر از مايع زرد رنگي كه از تخم مرغ بيرون مي آيد ،ديده ايد؟ خون ما قرمز است ،اما تخم مرغ خونش زرد است ؛ حال بهم زن است . هيچ وقت طعمش را نچشيده ام. گواهينامه رانندگي نداشت هيچ وقت سعي نكرد گواهينامه بگيرد. عقيده داشت كسي كه رانندگي نمي كند را پليس دستگير نمي كند . در واقع دلهره ي رانندگي، ترس واقعي زندگي هيچكاك بود كه از آن فرار مي كرد. تمام نسخه هاي رمان «رواني» را خريد تا كسي آخر داستان را نداند هيچكاك از دستيارش توليدش، پگي رابرتسون خواسته بود موضوعي براي پروژه ي جديدش پيدا كند كه مثل كارهاي قبلي هيچكاك نباشد. رابرتسون اتفاقي نقد رمان رابرت بلاچ را مي خواند . رماني كه درباره ي قاتل زنجيره اي بي رحمي است و در نقد آن گفته شده بود امكان ساخت اين فيلم وجود ندارد. رابرتسون كتاب را مي خرد و نسخه اي هم به هيچكاك مي دهد. هيچكاك هم تحت تأثير صحنه ي «دوش» و دلهره آور بودن داستان قرار گرفت. همان موقع تصميم به ساخت فيلم اين كتاب را گرفت. رابرتسون را مأمور كرد كه تمام نسخه هاي اين رمان را بخرد تا وقتي تماشاگر اين فيلم را مي بيند ،همان احساس دلهره و هراسي كه او موقع خواندن كتاب داشته است را تجربه كند.