شروع موضوع توسط aloneboy 19/12/10 در انجمن اشعار
پنهان چه کنم...؟ که فاش میدانی تو!
یک شب، حوالی همین ساعت یک شب بخیر گفتی ویک عمر بیدارم..!
من آه شدم ابر شدم باریدم؛ تو ولی باخبر از حالِ بدم خندیدی...!
یادم نمیکنی و زِ یادم نمیروی! یادت بخیر ، یارِ فراموشکارِ من...
۶ اسفند ۹۹
شده آن کس که ز جآن دوست ترش میداری بی وفا باشد و آتشبهجهانت بزند؟
ولي من باز پنهانی تو را هم آرزو كردم _شهریار
محبوبِ من شادیهای من پيش شما چه میكند!؟ _محمدصالحعلاء
ما برای کسی که اندکی حالمان را بفهمد جانمان را میدهیم ..
خوش نشستی بر دلم کاشانه میخواهی چِكار ..؟
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.