1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

>>* پآتوقِ بَچِه هآیِ بآحآلِ طِهرآن *<<

شروع موضوع توسط * B@H@REH T@K * ‏26/6/15 در انجمن سـرگـرمـی

  1. بچه شرق تهروووون :D:D
    هر وقت یادم میوفته خندم میگیره
    هوا چطور بود شمال ؟
     
    NadyA، *SAma*، طناز* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏19/2/17
    ارسال ها:
    77
    تشکر شده:
    709
    امتیاز دستاورد:
    83
    جنسیت:
    مرد
    چرا میخند :d
    هوا که تقریبا گرم و شرجی بود البته من عادت دارم به هوای شرجی ولی درکل خوب بود اگه پشه ها میذاشتن:roflmao:
    کلا پشه ها خاطرات بدی بجا میذارن
     
    *SAma*، ****FERESHTEH****، Tabassom و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. بخاطر اون سوتی که دادممم
    حالا بگم اینجا ابروم بره ؟؟؟ :bucktooth:
    اخییی
    پشه که آمده بود
    منو زد
    اونو خورد
    ..
    زودی خوب میشین عیب نداره :D
     
    NadyA، *SAma*، طناز* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏2/5/15
    ارسال ها:
    837
    تشکر شده:
    12,360
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    منم میام شمال :d:d:>
     
    *SAma*، طناز*، نگآر و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏21/7/15
    ارسال ها:
    654
    تشکر شده:
    6,619
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    کی بریم؟:d:d
     
    طناز* از این پست تشکر کرده است.
  6. [​IMG]
    تهرآن گم شده است…؛

    در تکثری مبهم…

    در ازدهام روزهای دور…

    در هجمه ی دورهای نزدیک…

    و وانهادگی

    که طلوع میکند هر روز؛

    در بودن سهمگین تن ها…

     
    NadyA، nyusha، طناز* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏28/12/15
    ارسال ها:
    363
    تشکر شده:
    1,885
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    گردشگری
    یه نفر میخواست بیاد تهران اونقدر ذوق مرگ شده بود که همه جا اعلام کرده بود که قراره برم تهران .

    احتمالا باره اولش بوده بعد از سی و خورده ای که از عمرش میگذشته میخواسته بیاد تهرانو ببینه .
     
    sarabala از این پست تشکر کرده است.
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏24/7/17
    ارسال ها:
    764
    تشکر شده:
    3,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Accounting
    تهران تهران
    وای تهران و خاطراتت
    درختان توت بی تابت
    تهران تهران
    وای تهران و روزهای پاییزت
    ولیعصر نارنجی پوش لبریزت
    باران و رگبار
    چراغ های قرمز سبز و زردت
    و دویدن سمت نوشیروان*
    به زرتشت و فروهر
    ستون های قد علم
    تهران تهران ای پل خاطراتم
    خنده های پاک
    حرف های بی جوابت
    تهران تهران انتظار و انتظار
    در ایستگاهی خیره به خیابان
    تهران تهران زمستان یادش گرم
    عشق برفی لرزشی از طعم سرد
    تهران تهران بهار یادت رفت
    بوی عطر آشنای برگ سبز
    آن چناران قامتان که بی دریغ
    لانه ای بودند برای ناامید
    تهران تهران پر ز کوچه های خم
    پیچ در پیچ در هم بی درنگ
    پیچک خسته به دور از انتظار
    خاطری از خانه های بی نشان
    دود هر لحظه ات درهر دم
    میفشارم گرچه باشد زهرم
    تهران تهران بامت برفش بیش
    من که هستم از شوش یا تجریش
    تهران تهران گرمی شب های سرد
    زیر نور تیز تابستان گرم
    اندک اندک روان در سایه بان
    آه که شاد و فارغم من از خیال
    جای بوستان کودکی راه شد زیاد
    همچنان آوردم آن روزهارا به یاد
    هر دو پایم سنگ شد از اشتیاق
    چشم هایم اشک شد من از فراق
    من به در از دربند و در به در
    کوچه ها و خانه ها و این خیابان های تر
    آه تهران همچنان دارم خیال
    از خمو پیچو تقاطع آشکار
    پله های سنگی یا راه سبز
    که کشاورز میکاشت از هر بذر
    آن نور های پر شعف شب های عید
    چون کویری آزاد از هر قید
    آسمان آبی ات در نوبهار
    زنده میکرد تازگی را هربار
    آه تهران واژه ها یادم رفت
    هرچه دیدم هرچه بود و هر چه هست
    من نباشم تو هستی و سرنوشت
    تا ابد در قلب من هستی بهشت
     
  9. یک روزهایی هست که گمان می کنم باید با موش های این شهر والس رقصید.

    انگار که اگر نباشند هویت ندارد این شهر.

    عجب داستان تلخیست.

    شهر من پر از موش.
     
    NadyA، طناز*، @ tara @ و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. یکی ازون‌ خیابونایی که این شبا رفتنش خیلی کیف میده چون پره از آدم،‌ پره از هیجان، پره از موزیک و غذاهای خوب... صدای بگو بخند مردم، صدای جلز ولز غذاها و نورهای قشنگ؛
    اینجا فقط کیف میده قدم‌ بزنی و بگی آخیییش! خنده ی مردمو ببینیم دلمون خوش بشه
    خیابان سی تیر تهران هست، خیابونی که تا سه شب پر از زندگیه ...
     
    ℳάђჯãβ، NadyA، طناز* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.