الگوی زیبایی برای دیگران باش؛ سعی کن کسی که تو را می ببیند، آرزو کند مثل تو باشد. از ایمان، از عقیده، از عبادت، از اخلاق، از تعهد سخن نگو! دوره حرفِ خوب زدن، دیگر تمام شده؛ بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند …
گمان می کنم هر آدمی باید پشت پنجره ی اتاقش، یک گلدان گل شمعدانی داشته باشد، که هر بار گلهایش خشک می شود و دوباره گل می دهد، یادش بیفتد که روزهای درد هم به پایان می رسند. باید یک شعر داشته باشد که تمام روزها به آواز بخواندش، یک شعر شیرین، برای روزهای کلافگی اش..! باید شب ها از روی تختش بتواند ماه را ببیند، بتواند ستاره ها را بشمارد، تا وقتی سپیده دمید، نگاهش با نگاه خورشید گره بخورد، پلک هایش را باز کند و یادش بیاید چراغ جهان بخاطر او روشن شده است!
عشق؛ اتفاق نیست که با آمدن و رفتن ها از چشم بیافتد عشق؛ تویی ! وجودت که عشق باشد می بخشی تمامِ مهربانیت را حالا اینکه بی حرمتی می کنند با نامِ عشق. . . حالا اینکه تفاوتِ آغوش و بوسه هایِ عاشقانه را نمی فهمند حالا اینکه تو عاشق بوده ای و عاشقی کرده ای و ندیدند عشق؛ باز هم همان عشق است مثلِ خدا که ما بی مهر می شویم. . ما فراموشش می کنیم ما نمی بینیم دستانِ نوازشگرش را اما او باز هم خدایی می کند باز هم دلش برایِ خنده هایِ ما تنگ می شود . . .
وسیع باش دلتنگ که شدی منتظر نباش کسی دل گرفته ات را باز کند بلند شو و قدمی بردار دل کسی را شاد کن دلت خود به خود باز می شود قوی باش پیش از آنکه کسی را دوست داشته باشی خودت را دوست داشته باش زمان خیلی چیزها را حل می کند گاهی مساله های به ظاهر بزرگ و پبچیده توانایی و هوش زیادی نمی خواهد کمی زمان می خواهد تا آرام تر شوی و آن را کوچکتر و ساده تر ببینی عاشق باش برای آنکه دوستش داری دعا کن بدون آنکه دلیلی برای دوست داشتنت بیابی خواهی دید احساس رضایتی عجیب خواهی داشت! وسعت تو به مهری است که می بخشی ..
خداوند وعده نکرده که آسمان همیشه آبی باشد که راه زندگی تا پایان ، گُل و ریحان و سنبل باشد خداوند وعده نکرده است، آفتابِ بی باران شادیِ بدون غم و آسایشِ بی رنج را… اما خداوند وعده کرده است که هر روز نیرو ببخشد با هر سختی ، آسانی و آسایش آورد در راهِ زندگی چراغ هدایت آویزد، بلاها را به لطافت درآمیزد و از آسمان ، یاری فرستد با شفقتی بی دریغ ، و عشقی بی کرانه…
اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت می برد، محو طبیعت می شود، کمتر سخت می گیرد، می بخشد، می خندد، می خنداند و با خودش در یک صلح درونی ست، او نه بی مشکل است نه شیرین مغز! او طوفان های هولناکی را در زندگی پشت سر گذاشته و قدر آنچه امروز دارد را می داند. او یاد گرفته است که لحظه لحظه ی زندگی را در آغوش بگیرد …
عشق، لحظهها را جاودانه میکند. جایی که عشق هست، هیچچیز زودگذر نیست، جایی که عشق هست، در آنجا جاودانگی هست. آیا قطره فقط یک قطره است؟ نه! قطره دریاست! اگر از دریچهی چشمان عشق به قطره نگاه کنی، دریا میشود! نگران نباش. صبور باش و منتظر؛ دانه برای شکفتن به زمان نیاز دارد. نسیم، آرام و رام در گوشِ نیلوفر زمزمه کرد: «رازِ تو چیست؟» نیلوفر گفت: «آن راز، خودِ من هستم. آن را بردار و برو!» *مسیحا برزگر*
وسعت روشنایی و تاریکی دنیای هر کسی باندازه باورها، تفکرات و رفتار او ست. هر چه لبریز از عشق ، محبت، مهربانی، خرد و نیکی باشی روشن تری و هر چه مملو از حسادت، کینه، نفرت، خشم و دروغ باشی تاریک تری … هیچ نقاب و پوششی تا ابد یارای پنهان کردن دنیایمان را ندارد . و چه خوب که مملو از نور باشیم.