وقتی انسان ها از تنهایی می نالند , منظورشان این نیست که اطرافشان خلوت است , بلکه منظورشان این است که هیچکس نمی فهمد چه می گویند ... --- " آیزا برلین "
نمیشه یه آدمی ایران رو ترک کنه , سوار هواپیما بشه , هفت ساعت بعد رشته ها رو قیچی کنه , امکان نداره ... ایران در تو هست , جایی که متولد شدی در تو وجود داره ... اون عطرها , اون بوها , اون صداها , اون آهنگ ها , اون ترانه ها , اون حرف ها , تو همه اون ها رو در خودت حمل می کنی ... --- " سوسن تسلیمی "
آنچه جرات می خواهد , دوام آوردن است . خود را به زندگی سپردن است . گذراندن به ظاهر بی خیال روزهاست . --- " کافکا "
اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شدیم , روزی می رسد که بدترین گناهان را هم بدون خجالت و پشیمانی مرتکب می شویم . --- " آرتور شوپنهاور "
فراموشم مکن! من،یار دیرینم... بیا!خالی ست جای تو به بالینم... تورا در خواب های خویش می بینم! در آغوشم بگیر از خود رهایم کن گرفتار سکوتم من، صدایم کن! میان روزهای خویش،جایم کن... ___ "فرامرز اصلانی" ...امشب اولین باره که گوشش میدم ، باید عکس فرامرز رو میذاشتم من اما اینو درست کردم...
چیزی که به اشتباه به سر آدم برود دیگر درستش جایگزین آن غلط نخواهد شد. لااقل من اینطوری هستم . نمیدانم .شاید هم یکی از نیمکره های مغزم آفتاب بالانس میزند . کسی چه میداند که توی مغز من یکی چه میگذرد.
آشنایی چیز عجیبی ست. چیزی که هیچوقت دوستش نداشتم. دیدن آدمها برای بار اول چیز بدی ست. همیشه همه چیزش ناقص از آب درمیاید. برای همین ، وقتی لازم باشد با کسی ملاقات کنم، یا حس کنم دوست دارم یا مجبور هستم با شخصیت افرادی آشنا بشوم موضع بسته به خودم میگیرم. احتمالا این یکی از ضعفهای من است. اما یکی از خوبی هایش این است که طرف مقابل هیچ چیز از من نخواهد فهمید و من همه چیز اخلاقیاتش را متوجه میشوم. و خوب این استراتژی کثیف خوبی ست .میگذارم شخص مقابل خودش موضوع گفتگو را شروع کند. خودش جریان را در دست بگیرد. و وقتی جمله اول را گفت تقریبا میدانم که بار دوم و گفتگوی دومی هم درکار است یا نه شروع کردن همیشه سختتر از پایان دادن است پایان هیچپقت مهم نبوده چیزی که در ذهن ما میماند شروع است و شروع های خاص همیشه ماندنی هستند همانطور که در بدو یک مصاحبه شغلی مدیر مربوطه با اولین برخورد میداند که نتیجه گزینش چه خواهد بود مابقی ازمون و مصاحبه و این قرتی بازی ها...دقیقا همین. مابقی اش قرتی بازی است و لاغیر. شاید ما حق نداشته باشیم که انسانها را برای خودمان دست چین کنیم. شایدهم این تنها حق محجوری است که داریم .اینکه ادمهای اطرافمان را خودمان انتخاب کنیم.