1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•*♥ دلنوشته های دلنشین ♥*•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/9/11 در انجمن شعر و ادب

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    روبـراهـى



    گـاهـى …

    دلـت”بـه راه” نیسـت !!

    ولـى سـر بـه راهـى …

    خـودت را میـزنـى بـه “آن راه” و میـروى …

    و همـه ، چـه خـوش بـاورانـه فکـر میکننـد …

    کـه تــــو … “روبـراهـى”….!

     
    Αli язza، Mah$a، AɱïŗRεẕą و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    کَـــــر شدم !!!




    کَـــــر شدم !!!

    چقدر نوشته های اینجا بلند گریه می کنند !

    انگار تقصیر هم ندارند … !

    انگار زیاد منتظر ماندند ، و شاید حدیث بی قراریست و یا …

    عاشقانه هایی که نوشتن ندارد…

    و من …

    هنوز رویا می بافم …

     
    Αli язza، Mah$a، AɱïŗRεẕą و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/15
    ارسال ها:
    495
    تشکر شده:
    5,540
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Office support Supervisor
    Life
    Has betrayed me
    Once again
    زندگی
    بار دیگر
    به من خیانت کرد...

    [​IMG]
     
    Αli язza، Mah$a، AɱïŗRεẕą و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    فقط برای یکبار!!!

    فقط برای یــــــــ ـــــک بار هم که شده،

    مرا در افسون مبهم یک دروغ شناور کن…!

    سربه گوش من بگذار و آرام بگو: دوستَــــت دارم…!
     
    Αli язza، Mah$a، AɱïŗRεẕą و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    همیشه وقتی که موهایم را از روی ابروهایم کنار می‌زنم
    آن‌جا نشسته‌ای
    بر روی برگ‌ها و در«درکه»
    و باد می‌وزد
    و برف می‌بارد
    و من نیستم
    هر روز
    از گل‌فروشی «امیر آباد»
    یک شاخه گل می‌خریدم
    تنها یک شاخه
    -اما چه چشم‌هایی، هان !
    انگار یک جفت خرما-
    و موهایم را از روی ابروهایم کنار می‌زنم
    آن‌جا نشسته‌ای
    سیگار می‌کشم
    می‌خندی
    هر روز
    یک شاخه گل
    آن‌گاه یاد زمان‌هایی می‌افتم که یک الف بچه بودم ...


    { رضا براهنی }
     
    !!AMINKHAN!!، z!ma و AɱïŗRεẕą از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏14/7/15
    ارسال ها:
    142
    تشکر شده:
    882
    امتیاز دستاورد:
    93
    دلم اندازه دنيا غم دنيا تو دلم
    غم ديروز و غم امروز و فردا تو دلم
    شب كه از ره ميرسه يكسره چادر ميزنه
    غم به اندازه تاريكي شبها تو دلم
    صدفم يك صدف خالي و بي مرواريد
    خالي ام ليك غم وسعت دريا تو دلم
    ..................
     
    jila_s، AɱïŗRεẕą، z!ma و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دلم برایت یک ذره است
    کی می‌شود که
    ساعت وقارش را
    با بی‌قراری من، عوض کند
    عقربه‌های تنبل !
    آیا پیش از من
    به کسی که معشوق را در کنار دارد
    قول همراهی داده‌اید ؟
    در آسمان آخر شهریور
    حتی ستاره‌ای هم نگران من نیست
    به اتاق برمی‌گردم و
    شب را دور سرم می‌چرخانم و
    به دیوار می‌کوبم ..



    { حسین منزوی }
     
    !Negarin!، jila_s، AɱïŗRεẕą و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Rosie

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/14
    ارسال ها:
    2,010
    تشکر شده:
    14,076
    امتیاز دستاورد:
    113
    نگاهت می كنم خاموش و خاموشی زبان دارد

    زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد

    چه خواهش‌ ها در اين خاموشی گوياست ، نشنيدی ؟

    تو هم چيزی بگو چشم و دلت گوش و زبان دارد ...
     
    !Negarin!، jila_s، AɱïŗRεẕą و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    کوه پرسید ز رود ، زیر این سقف کبود
    راز ماندن در چیست؟ گفت : در رفتن من
    کوه پرسید و من؟ گفت : در ماندن تو
    بلبلی گفت : و من ؟
    خنده ای کرد و گفت : در غزلخوانی تو
    آه از آن آبادی که در آن کوه رود
    رود مرداب شود ، و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد
    و نخواند دیگر
    من و تو بلبل و کوه و رودیم
    راز ماندن جز
    در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست
    بدان !
     
    !Negarin!، jila_s، AɱïŗRεẕą و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]

    تو که راهی شدی نمی دانی ، معنی بی قرار یعنی چه
    مثل یک ماهواره ی تنها ، گم شدن در مدار یعنی چه

    حمله ی لشکر غزل دیدی ؟ ، امشب از حس شعر لبریزم
    غرق آرامشی نمی فهمی ، لحظه ی انفجار یعنی چه

    می روی سمت یک فراموشی... چمدانی گرفته دستت را
    شاعری بی قرار می فهمد ، سوتِ تلخِ قطار یعنی چه

    با صدای رسا که می خندی ، بنده مسئول خنده ها هستم
    بی خیالی تو و نمی فهمی ، شانه ی زیر بار یعنی چه

    تو دلم را زدی به دریاها ، این دلی که ندیده دریا را
    چشم دریایی ات به من فهماند ، آبی بی گدار یعنی چه

    باز با میله های مواجی ، چشم های تو در محاصره است
    مژه هایت به من نشان دادند ، آسمان در حصار یعنی چه

    شاعری خسته از غزل هایش ، سمت باران دوباره راه افتاد
    هیچ کس..هیچ کس نمی داند ، پرسه در لاله زار یعنی چه

    با شنیدن نمی شود فهمید ، حال و روزم چگونه می گذرد
    تا نبینی مرا نمی فهمی ، مرده ی بی مزار یعنی چه
     
    !Negarin!، z!ma، jila_s و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.