از این خونه ی ساکتُ این اتاق از اونکه بهش خیلی وابسته ام از این حسِ تنهاییِ لعنتی از اینکه نفس میکشم خسته ام..
شما عاشق فرد دیگری میشوید نه بخاطر قیافه اش نه بخاطر لباسش نه بخاطر ماشین شیکش بلکه چون اوازی میخواند که فقط شما میتوانید بشنوید .. اسکار وایلد
بی مرغ آشیانه چه خالیست خالی تر آشیانه مرغی کز جفت خود جداست آه ... ای كبوتران سپید شكسته بال اینك به آشیانه دیرین خوش آمدید اما دلم به غارت رفته ست با آن كبوتران كه پریدند با آن كبوتران كه دریغا هرگز به خانه بازنگشتند
اگر ماه بودم به هرجا که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم وگر سنگ بودم به هر جا که بودی سر رهگذار تو جا می گرفتم اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب بام من می نشستی وگر سنگ بودی به هرجا که بودم مرا می شکستی، مرا می شکستی...
گفتی شتاب رفتن من از برای توست آهسته تر برو که دلم زیر پای توست با قهر میگریزی و گویا که غافلی آرام سایهای همه جا در قفای توست سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم در این سری که از کف ما شد هوای توست چشمت رهم نمیدهد به گذر گاه عافیت بیمارم و خوشم که دلم مبتلای توست خوش میروی به خشم و به ما رو نمیکنی این دیده از قفا به امید وفای توست ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی؟ رفتی، بسوز، اینهمه آتش سزای توست ما را مگو حکایت شادی که تا به حشر مایم و سینهای که در آن ماجرای توست بیگانهام ز عالم و بیگانهای ز ما بیچاره آن کس که دلش آشنای توست بگذشت و گفت این به قفس افتاده کیست این مرغ پر شکسته محزون همای توست
من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی ! من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزد بگوییم با هم : تو را دوست دارم جهان یک دهان شد همـــآواز با ما : تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم