خدایا دوستت دارم واسه هر چی که بخشیدی همیشه این تو هستی که ازم حالم رو پرسیدی بازم چشمامو میبندم که خوبی هاتو بشمارم نمیتونم فقط میگم خدایا دوستت دارم
گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم گر خوار چون خارم کنی، ای گل بدان خواری خوشم زان لب اگر کامم دهی، یا آنکه دشنامم دهی با این خوشم با آن خوشم ،با هر چه خوش داری خوشم خواهی مرا گر بینوا ،درد دلم را بی دوا ور صد ستم داری روا ، با آن ستمکاری خوشم والاترین گوهر تویـی ،داروی جـان پرور تویی درمان دردم گر تویی ،در کنج بیماری خوشم آرد گرم غم جان به لب ،کی آیـدم افغان به لب؟ با هر چه خواهد یار من در عالم یـاری خوشم ای بهتـرین غمخوار دل ،وی محرم اسـرار دل خواهی اگر آزار دل ،بـا آن دل آزاری خــوشم تا گشته ام یار تو من، از جان برم بار تو من عشق است اگر بار گَران، با این گَرانباری خوشم گر وصل و گر هجران بود ،گر درد و گر درمان بود (حالت) خوشم با این و آن، آری خوشم، آری خوشـم
ببین تمام من شدی ، اوج صدای من شدی بتِ منی شکستمت وقتی خدایِ من شدی ببین به یک نگاه تو تمامِ من خراب شد چه کردی با سراب من که قطره قطره آب شد به ماه بوسه می زنم ، به کوه تکیه میکنم به من نگاه کن ببین به عشقِ تو چه می کنم به ماه بوسه می زنم ، به کوه تکیه میکنم به من نگاه کن ببین به عشقِ تو چه می کنم منو به دست من بکش ، به نام من گناه کن اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه کن نگو به من گناه تو به پایِ من حساب نیست که از تو آرزویِ من بجز همین عذاب نیست هنوز می پرستمت ، هنوز ماه من تویی هنوز مومنم ببین تنها گناه من تویی به ماه بوسه می زنم ، به کوه تکیه میکنم به من نگاه کن ببین به عشقِ تو چه می کنم
کیستم مــن، عاشـق و دیـــوانه ی چشــم سیاهی شعلــه ها افتـــاده بــر جانـــم، هم از بــرق نگاهی تک درختـــی تیــــره روزم، در دل صحــرای خاموش می خورم سیلی ز طوفـان، همچو طفل بی گناهی روزگـاری چـــون نگــه جایم درون دیـــده ها بـــــود دیگر اکنــــون همزبانی نیست جــــز اشكی و آهی همرهی جـــز سایـــه ام یکرنگ و پــا بر جـــا نباشد آن هم از مــن می گریزد چـــون رفیــــق نیم راهی تک درختم تک درختی خشک و مطـــرود از گلستان رازها در سینــــه ام باشـد نهــــان از دیـــر گاهــــی ...