پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ دست توتودست من بود دلت اماجای دیگه توخودت خبرندادی اماچشمات اینومیگی مدتی بود حس میکردم که دلت یجااسیره پشت پازدی به بختت کی واست جز من میمیره:ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb::ghalb:
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ یک شب ارامش گاهی یک ساعت سکوت گاهی لحظه ای تبسم دلم می خواهد بروم به آن سوی ناکجا آباد جایی که نباشد نباشد هیچ پیکری نباشد گریه نباشد اندوه غم ،غصه ،اشک و زاری نباشد هیچ یک جایی را میشناسی این گونه باشد؟؟؟ آری ، " قبر " ، قبر بهترین است برو ازین دنیا تا شاید آرام شوی شاید ... !!
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ حرفی که از دل بر آید بر دل نشیند آری، این حرف دل من است حرف دلم با تو با توئی که می گوئی و میخندی با من حرف دلم با خودم با خودم میخندم و می گریم از درون نابودم با خودم که حسرت همگان را برانگیختم ولی آه در بساط ندارم حرف دلم با خدا با خدایی که اینگونه کرد سرنوشتم را با خدایی که اکثر روزهایم را بی ثمر قرار داد چه باید کرد سرنوشت .. !
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد ! چه رنجی میکشد او وقتی هوا ابریست . . .
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ پنجره ها بی تو به سیاهبه سیاهچاله می گشایند به اقیانوسِ ژرفِ هیچش آب، هیچش موج درها بی تو به بن بستبه انتها، راه می برندبه سنگِ دیواره به صخره ی خارایِ بی رفت و بی برگشت دیوارها بی تو به آسمان به عرش سر می سایند به ردِ خونِ آبیِ رعدبر گنبدِ همواره کبود آسمان بی تو به خاک به خاکسترِ سرد می نشیند به گندابِ روزمرگی به مردابِ لحظه های بی تویی لحظه ها بی تو به مرگ به آن ساکنِ ساکت می رسند بی نوری از رنگ بی رنگی از آهنگ بی آهنگی از زندگی بی زندگی! با تونوشیدن لحظه های آسمان میان دیوارهای همیشه پنجره ی جاودانگی است
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ در اين هُرم ِ نفس گير كجاي ِ هر چه هواي ِ تازه پنهان شده اي - اي نسيم ِ هميشه گي ! - تا دمي به ناميدنت تازه كنم و باز دميدن را - تا تو را نفس مي كشم – به باد بسپارم.
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ مطمئن باش دنیا همیشه این طور نمی ماند ... یک روز هم "او "می رود و "تو" روز و شب هایت می شود مثل قدیم های "من" ... آن وقت است که من نیز می خندم ! از ته دل !