چقدر خسته هستم . گاهی فکر میکنم چرا هیچوقت این خستگی از تنم نمیرود . از روحم ...کار میکنم . مینشینم . دنیای مجازی را بعنوان یک اعتیاد سالم پذیرفته ام و ساعت های مانده عمرم با عجله میگذرند . صبح ها بالغ درونم معلمی که هیچوقت نتوانست مرا به راه درست بیاورد به من تشر میزند .....امروز شروعی دوباره است . گذشته را فراموش کن . کفشهایت را عوض کن . راه ها را دوباره برو ...تجربه ...تجریه مادر علم است!!!شاید هم ....زندگیرا به سخره نگیر ...دم دمای ظهر کودک درون از خواب بیدار میشود .خمیازه میکشد اطراف را نگاه میکند .گرسنه است تشنه است .دلش بازی میخواهد ...اصلا خودش هم نمیداند دلش چه میخواهد ولی میخواهد .حساب و کتاب سرش نمیشود و مرا درگیر خود میکند .غروب غمگین والدین درونم از راه میرسند . امروز چه کردی؟ اخر ادم حسابی این چه زندگی است؟؟؟؟ کجا میخواهی بروی ؟ تا کی؟ تا کجا؟ من به حرف همه اینها گوش میکنم حتی وقتی باهم کلنجار میروند. خیلی وقتها دست از سر من برمیدارند و درگیر خودشان میشوند و من فقط مینشینم و دعوا و کل کلشان را نگاه میکنم . .. نگاه میکنم و نگاه میکنم گاهی به رفتن فکر میکنم اما خسته تر از آنم که راه بیفتم. چشم هایم را میبندم . خیلی از شب گذشته است ..
نمی دانم چه می نویسم , تیک و تاک ساعت همینطور بغل گوشم صدا می دهد , می خواهم آن را بردارم از پنجره پرت بکنم بیرون , این صدای هولناک که گذشتن زمان را در کله ام با چکش می کوبد . --- " صادق هدایت "
خرد تا به زنان می رسد , نامش مکر می شود و مکر تا به مردان می رسد , نام عقل می گیرد . درخواستِ توجه به زنان می رسد , نامش حسادت می شود و حسادت تا به مردان می رسد , می شود غیرت ! --- " بهرام بیضایی "
همیشه هستند افرادی که تو را می آزارند . با این همه باز به مردم اعتماد کن ! فقط مراقب باش به کسی که یک بار تو را آزرده ; دیگر اعتماد نکنی ! --- " گابریل گارسیا مارکز "
یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست , اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم سر انجام به خودمان خواهیم رسید ... --- " حسین پناهی "