شده یادش وسط روز، میان خوشی ات دل ببرد ؟! یادش آمد وسط روز، میان خوشی ام کُشت مرا !..
به نآم بخوانی اش ... به "جآن؟" برگردد ... [IMG]
ادبیـآت مرا به جـلو می راند ، موسـیقی مرا سـرِ پآ نگه میدارد ، و بآ سینـما استرآحت میکنـم .. " مـحسن نامـجو " [IMG]
چـــای دَم کـــن خســــته ام از "تلخـــیِ نســـکافــه هــا" چـــای بــا عــــطر "هـــل" و "گـُــل هـــای" قــــوری بــــــهتر اســــت ..
تو نوازنده ی یک قطعه ی غمگینی و من مثل یک نُت، نگرانِ شبِ اجرای تواَم... !
می خندم ! دیگر تب هم ندارم داغ هم نیستم دیگر به یاد تو هم نیستم سرد شده ام سرد سرد نمی دانم شاید … شاید دق کرده ام ! کسی چه می داند … بی حسم کردی...
میتوانی از دوست داشتنم برگردی؟ دوستداشتن که خیابان نیست تاکسی بگیری پیشانیت را بچسبانی به شیشه آه بکشی وبرگردی به پیش از آن پیش از دوست داشتن....
روزهای تعطیل سخت تر میگذرند .. چون میدانم وقت داری به من .. بیندیشی اما نمی اندیشی !
گــاهے نمــے شـوב!.. בر عـینِ زنـבـہ مــانـבن... زنـבگــے ڪــرב!
تداعی نشو اینقدر در این همه خیابان در این همه آدم... عباس حسیننژاد
به بدی هایت که فکر می کنم ذهنم مثل نوار ِ خالی ساکت می چرخد مهدی چهرازی
بـه تـو فـکـر مـيـکـنـم و بـه پـيـــاده رو هـايـي . . که قدم نزديم . . بـه غـــــــــروب هـايـي . . کـه نـديـديـم . . بـه مـهــمـانـي هـايـي ....
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا راه نمی دانی یا نامه نمی خوانی … "مولوی"
פּَقتـے نـَـﮧ בستــے بَـ ـرآےگِرِفتـَטּ اَستَ نـَـ ﮧ آغوشــے بَـ ـرآےگِریــﮧ.. نــَ ﮧ شآنـﮧاے بَـ ـراے تِکیــﮧ... اِنتظــ ـآر نَـבاشتــﮧ بآشَ...
❧بَعضي وَقتا بايَد مِثه ↶مَــ[IMG]ـن↷ ↩ تَنهــا ↪باشي، ↮تَنهايِ تَنها↮... هِي♫ اهَـ[IMG]ـنگ♪↫گوش↬ بِدي، ↯فـِك ڪٌني↯،هَمه چيو بِريزي توخودِت⇶ تا...
کســے نیست مثل ↩ تـ[IMG]ـو↪ هنـــوز؛ که بتونه بشــه یه روز… ▲ همه دنیــام ▼
⬅خٌـــدایـــا ⏪از صَبــــــرت ⏩ ♚همیــــن بَـــــــس♚ ⇦کـه مـن را تحمُـل میکنُـی ..
آدم هایی هستند که دلبری نمیکنند، حرفهای عاشقانه نمیزنند، چیز خاصی نمیگویند که ذوق کنی آدمهایی که نمیخواهند عاشقت کنند.. اما عاشقشان میشوی!...
من به تنهایی به امنیتِ بی وقفه ی دربهای بسته به ابعادِ آشنای این خانه به زانوانِ خودم ، معتادم حقیقت دارد سایهها نمیدانند در بی نهایت شب چه...
کودک که بودم وقتی بلند بلند میخندیدم کودکِ همسایه میگفت آرام! آرام بخند! مبادا غصه ها بیدار شوند!.. وقتی بلند بلند گریه میکردم میگفت آرام! آرام...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.