چه بی تابانه می خواهمت ای که دوریت آزمون سخت زنده بگوری چه بی تابانه تورا طلب می کنم بر پشتِ سمندی گوئی نوزین که قرارش نیست و فاصله تجربه...
دهانت را میبویند مبادا که گفته باشی دوستت میدارم. دلت را میبویند روزگارِ غریبیست، نازنین و عشق را کنارِ تیرکِ راهبند تازیانه میزنند....
| مثل این است.. | مثلِ این است، در این خانهی تار، هرچه، با من سرِ کین است و عناد: از کلاغی که بخواند بر بام تا چراغی که بلرزاند باد. مثلِ این...
| فقر | از رنجی خستهام که از آنِ من نیست بر خاکی نشستهام که از آنِ من نیست با نامی زیستهام که از آنِ من نیست از دردی گریستهام که از آنِ من...
| صبوحی | به پرواز شک کرده بودم به هنگامی که شانههایم از وبالِ بال خمیده بود، و در پاکبازیِ معصومانهی گرگ و میش شبکورِ گرسنهچشمِ حریص...
| بـه نامـِ او | [IMG] احمد شاملو در 21 آذر ماه سالِ 1304 در تهران متولد شد . متخلص به [ الف. بامداد ] یا [ الف. صبح ] ، شاعر، نویسنده،...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.