شروع موضوع توسط حــنا 25/7/20 در انجمن اشعار
ای خوشا روزی که ما معشوق را مهمان کنیم مولانا
زان نرگس نیم مست مستم کردی ملک الشعراء بهار
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
صبح میخندد و من گریه کنان از غم دوست مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی
من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم سعدی
.. درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما
از فضل پدر تو را چه حاصلسعدی
بی تو يڪ لحظه رمق در دل و در جانم نيست #شهریار
نخ به پای بادبادک های کم طاقت مبند فاضل نظری
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها خواجه شمسالدین محمد شیرازی
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.