1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

متن های خواندنی

شروع موضوع توسط Zarirr ‏19/11/10 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,264
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    زندگی دوختن شادیهاست و به تن کردن پیراهن گلدار امید
    زندگانی هنر هم نفسی با غمهاست
    ذهن ما باغچه است گل در ان باید کاشت
    ور نکاری گل سرخ علف هرز در ان میروید
     
    ( SH. A)، Ahmad.nazila، Shahab و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ƙīɲɗ-ĥęāŕț مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/6/15
    ارسال ها:
    6,545
    تشکر شده:
    39,288
    امتیاز دستاورد:
    220
    دو تاپیک همنام ادغام شد .
     
    m naizar و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏28/11/21
    ارسال ها:
    1,858
    تشکر شده:
    19,130
    امتیاز دستاورد:
    133
    جنسیت:
    زن
    من انم که خود ، بخواهم
    نه انکه دیگران ، بخواهند
    من آنم که میخواهم باشم
    نه انکه دیگران میخواهند باشم
    من چنانم که خود خرسند باشم
    نه چنان که دیگران خرسند شوند!

    ;
    گر چه خود بودن گاه دشوار است
    میخرم دشوارِ خود بودن را به جان
     
    M @ H @ K، n@der و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏14/10/21
    ارسال ها:
    2,082
    تشکر شده:
    21,942
    امتیاز دستاورد:
    133
    آنچه که آدم‌ها درباره‌ی شما میگن،
    بازتابی از خودشان است! نه شما..
     
    ( SH. A)، M @ H @ K و Shahab از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏14/10/21
    ارسال ها:
    2,082
    تشکر شده:
    21,942
    امتیاز دستاورد:
    133
    [​IMG]
     
    ( SH. A)، f@rid69، asbesefid و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏31/10/22
    ارسال ها:
    1,038
    تشکر شده:
    3,479
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ❣به هرچه توجه کنید با آن یکی می شوید.
    پس مدام به چیزهای زیبا و دلپذیر توجه کنید
    تا با آنها تماسی نامرئی و باطنی داشته باشید
    .

    فلورانس اسکاول شین
     
    ( SH. A) و f@rid69 از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,264
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    مقصد،زندگی را معنی میکند
    هدف،زندگی را عمیق میکند
    زندگی راوجود مقصد معنی می کند
    نه رسیدن به مقصد...
     
    ( SH. A) از این پست تشکر کرده است.
  8. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏4/11/22
    ارسال ها:
    148
    تشکر شده:
    1,126
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    حرف نزدن دلهره ای بود و حرف زدن و درست فهمیده نشدن دلهره ای دیگر.

    ژان کریستف
     
    Anoosh، !!AMINKHAN!!، f@rid69 و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏16/12/18
    ارسال ها:
    28
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    28
    با احترام
    موضوع :
    چالش یک بیت از اشعار مولانا :

    پس عدم گردم ، عدم ، چون ارغنون
    گویدم که انا الیه راجعون


    مدتهاست که این بیت ذهن بنده را شدیدا به خود مشغول داشته و متاسفانه منابع در دسترس نیز ، آنطور که شاید و باید ، تشنگی فهم این مطلب را برای بنده رفع نکرده .

    آقای *Sajjad*
    گرامی پیشنهاد فرمودند ، به صورت تاپیک جداگانه ای ، مطرح و جویای پاسخ همۀ عزیزان مشتاق اینگونه مباحث باشیم .
    که البته می تواند فقط پاسخ گویی محض نباشد و به حالت مناظرۀ مکتوب مطرح شود .

    آنچه در این تاپیک منظور است ،
    نه انحصاراً معنی بیت
    بلکه مفهوم نهفته در میان واژگان است .
    به غیر از دو واژۀ : عدم و ارغنون و قسمتی از یک آیۀ قرآن ، واژۀ پیچیده و مرموزی در بیت مشاهده نمی شود .
    حتی آیۀ قرآن هم در یک کلام ساده ، معنی بازگشت را می دهد .

    اما این تمام ماجرا نیست .
    و به نظرم آنچه مولانا در این بیت به عنوان یک معما مطرح نموده
    سخنی بیش از آنچه که در ظاهر می نماید ، می طلبد .

    چند سوال را بنده به عنوان ، پیش زمینۀ بحث مطرح میکنم خدمت عزیزان . ولی بسنده به همین یکی دو سوال نکنید . زیرا حتم دارم که سوالات بی پاسخ زیادی در این بیت هست که می تواند از نگاه و دید هر کدام از عزیزان ، منظری دیگر بگشاید .

    اول : از میان این همه ساز موسیقی ، چرا ارغنون ؟

    دوم : اگر واژۀ « عدم » و « راجعون » را در پیوندی نا گسستنی با هم بدانیم ، آیا منظور از راجعون ، بازگشت به عدم پیش از آفرینش است ؟

    سوم : منظور از راجعون ، در همان معنای : « زنده شدن پس از مرگ است ؟ یا رجعت به خود ، پیش از مرگ ؟

    چهارم : مولانا ! در ابیات پیش و پس از این بیت ، دور نمایی از یک راه طولانی طی شده را نشان میدهد که در مسیر این جاده ، تابلوهایی ( نشانه های راهنما ) نصب شده که هر کدام با علامت اختصاری بیان میشود و هیچ وضوح توضیجی در آن مشاهده نمی شود .

    گویی که مولانا ، عمدا برخی از حروف یا کلمات تابلو ها را بریده ، تا نامحرمان مسیر ، راه وصول به مقصد را نیابند .
    زیرا وی نیز همانند برخی عرفا معتقد بود که رمز گشایی اسرار ، کار هر ناپخته ای نیست و چه بسا در مسیر سیر و سلوک ، به ژرفای دره ای خوفناک سقوط کند .
    مثلا این بیت گمراه کننده :

    حملۀ دیگر بمیرم از بشر
    تا بر آرم از ملائک پرّ و سر

    و بسیار موارد دیگر ، که راستش من نمی خواهم با آوردن پیش ذهن خودم ، موجب تغییر مسیر ذهنی عزیزان دیگر شوم .
    زیرا هدف من از به چالش کشیدن این بیت
    سوار کردن دیگران بر قطار ذهنی خودم نیست

    در اصل منظور من این است که هر کس ، با قطار ذهنی خویش در این ریل سوار و به پیش براند . در آن صورت تعداد قطارهای موجود بر روی ریل اندیشه ، فزونی یافته و هر کس از پنجرۀ نگاه قطار خویش ، سفر در مسیر را پی میگیرد .

    با سرچ کردن همین بیت در گوگل ، فراوان منابع بیت مذکور در دسترس تان خواهد بود که برای حذر از تطویل کلام ، آن ابیات را در اینجا قرار نمیدهم .

    در ضمن : هیچ محدودیتی در هر نوع اظهار نظر نیست .
    هر کسی نظر و برداشت مفهومی خودش را بیان میکند . ممکن است حتی کاملا بی ربط با موضوع باشد . ولی هیچ ایرادی ندارد . چه بسا ممکنه همون منظر بی ربط ، مورد سوال دیگر دوستان قرار گیرد و از همان بی ربط ، به ربط برسیم .
    پس هر گونه برداشت و تفسیر و توضیح خود را دریغ نفرمائید .
    و هیچ از این نترسیم که سخنمان ساده و گویا نیست .
    هر قسمتی از سخن هر کدام از عزیزان ، گویا نبود ، زیر ذره بین می بریم و از خودش و یا دیگر دوستان می پرسیم .

    و یک اخطار : این یک مبحث ادبی است . اما چون در بیت مذکور ، مختصری از آیۀ قرآن هم هست ، پس ناگفته پیداست که این آیه نیز زیر ذره بین بینش و نقد و نظر خواهد رفت . و مورد بحث قرار خواهد گرفت . پس باز هم تاکید میکنم ، آنچه در متون این مبحث خواهد گذشت ، فقط و فقط از نگاه نقد و تحلیل و بررسی است .

    حنم دارم که در هر حال ، در همه جا ، برخی مغز فندقیهای ، نا آگاه و خشک فهم هستند که با ورود بیجا به بحث و اخلال در وزن مبحث ، سعی در پیش کشیدن چماق بی نظمی باشند .
    از دوستانی که در بحث شرکت میکنند ، تقاضا دارم تا آخر مبحث و دریافت نتیجۀ مطلوب ، اگر دیدند کسی عمدا ، قصد تخریب تاپیک را دارد ، به جای رودر رویی مستقیم با اون شخص ، و ایجاد جو تشنج ناخواسته ، موارد دخالت بیجا را ، به مدیران محترم ، گزارش و از ایشان کسب تکلیف کنند . هر چند که در میان مدیران ، مذهبی تندی مثل آقای نیزار هم تشریف دارند ، اما دو خصلت خوب ایشان را از سالها پیش می شناسم : اول در مقام مدیریت حس مسئولیت دارد و مدیریت را با عقایدش پیوند نمیزند . دوم تقریبا از حوصلۀ بالایی برخوردار است . و میدانم که در این زمینه دارای حس مدارا نیز هستند .

    پیشاپیش از همۀ عزیزانی که در این مبحث مشارکت میکنند ، لایک میکنند ، نظر میدهند و یا راهنمایی میکنند و حتی مشورت میدهند ، سپاسگزارم . و همچنین از مدیران محترم انجمن از بابت برقراری نظم و امنیت تاپیک و انجمن ، پیشاپیش تشکر میکنم .

    ارادتمند : سایه های بیداری

    سه شنبه 11 بهمن 401




     
    SiavashBaran، мσσηღ، asbesefid و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏31/10/22
    ارسال ها:
    1,038
    تشکر شده:
    3,479
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    با سلام و احترام هر چند بنده هیچ گونه تخصصی در ادبیات ندارم اما بنظرم معنای این شعر بسیار واضح است
    ارغنون سازی است که در کلیسا در مراسم مردگان می‌نواخته اند و نوعی ناقوس مرگ است
    و همچنین نام آن با راجعون هم قافیه است و الا بکار بردن نام ساز دیگری هم همان منظور را می‌رساند
    در بیت های قبلی می‌گوید از جماد به گیاه و از گیاه به حیوان و از حیوان به انسان تبدیل شدم و در این سیر تکاملی هر بار مرگ ( عدم ) را تجربه و به درجه بالاتری رسیدیم و حالا بعد از مرگ انسانی به فرشته تبدیل شده و پس از آنهم به روح خداوند ملحق و جزئی از خداوند خواهیم شد .
    البته داستان جالبی است ولی هیچ دلیلی و مدرکی بر صحت آن وجود ندارد نه دلایل مذهبی و نه دلایل علمی نه دلایل تجربی که کسی خبری از آن آورده باشد و هر کدام از موجودات مثل جماد و گیاه و حیوان و انسان موجودات متعدد جداگانه می‌باشند که بعد از مرگ تجزیه شده به طبیعت بر می‌گردند و سرانجام به قدرت خداوند کره زمین و خورشید و کهکشان منفجر شده و همه چیز بصورت گازی پراکنده و انرژی در فضا پخش می‌شود و بعد از میلیاردها سال مجددا ستارگان متولد شده و مجددا انسان‌ها پا به عرصه وجود خواهند گذاشت که شاید همین انسانهای فعلی باشیم و این برنامه تا ابد ادامه خواهد داشت بدون هیچ آغاز و پایانی
    با پوزش از اظهار نظر ناقص خود در حضور استادان بزرگ
     
    SiavashBaran و ارغنون از این پست تشکر کرده اند.