هر چه زنگ زدم گوشی را برنداشتی کاری نداشتم فقط خواستم بگویم امروز جمعه است و جمعه ها، عصر دارد فقط همین خدانگهدار...
تنهــــا شــدن را دوست دارمـــ... غــــارداری؟ جایــــی برای خلـــوت ِ بسیـــار داری؟ جایی برای خلســهـ و خوابیـــدن ِ روح جایی برای کشتـــن ِتکـــرار داری؟ +محسن انشایی
بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند! دلمان تنگ شد وُ قافیـه ها ریخت به هم من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق! پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم..؟
این جا در من، تویی وجود دارد از بوی به جا ماندهات تا دستانت در دستانم تا چشمانت در چشمانم؛ این جا در من، منی وجود ندارد منِ من پر از توست و تو، من ترینِ من هستی ..
اینجا در من منی وجود ندارد همینه که با وجود بودنت باز هم احساس تنهایی امانم رو بی امان کرده چرا که من تویم و تو من شایدم تو منی و من تو