در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد آمد از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
به خیر اوست ولی شر حساب خواهد شد گل است و وقت نوازش خراب خواهد شد چقدر شرم در او وقت خنده شیرین است که قند توی دل آدم آب خواهد شد جواد_ مفرد
در قعر سکوت هر زمان، هر جایی پیوسته به گوش میرسد آوایی میترسم از آنکه بعد صد سال اندوه با مرگ به پایان نرسد تنهایی...!