کاش زندگی از آخر به اول بود.. پیر بدنیا می آمدیم.. آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم.. سپس کودکی معصوم می شدیم و در نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم…!!!
محبوب من شما که می خواستید بروید، پس چرا این همه خاطره در کوچهی ما جا گذاشتید؟ محمد صالح علاء
ده سال بعد از حال این روزام با کافه های بی تو درگیرم گفتم جهان بی تو یعنی مرگ ده ساله رفتی و نمی میرم ده سال بعد از حال این روزام تو توی آغوش یکی خوابی من گفتم و دکتر موافق نیست تو بهتر از قرصای اعصابی ده سال بعد از حال این روزام من چهل سالم می شه و تنهام با حوصله، قرمز، سفید، آبی رنگین کمون میسازم از قرصام حسین غیاثی
تنهایی دروغایین که باور می کردی تنهایی زانوهاتن که بغل می کردی تنهایی حسرتایین که دویدی و چیدی تنهایی مقصدایین که خواب دیدی آدمِ ساده اونیکه تو می بینی دریا نیست سرابه حالت اصلا خوب نیست و خیلی خرابه افسرده شدی غمو غصه ت خیلی زیاده خیلی زیاده
چقدر زیباست یکدیگر را یاد کنیم نه برای نیاز نه ازروی اجبار و نه از روی تنهایی فقط برای اینکه ارزشش را دارد
روزهایی که بی تو می گذرد گرچه با یاد توست ثانیه هاش آرزو باز می کشد فریاد در کنار تو می گذشت ایکاش...