1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    اگر دری میان ما بود
    می کوفتم
    در هم می کوفتم
    اگر میان ما دیواری بود
    بالا میرفتم
    پایین می آمدم
    فرو می ریختم
    اگر کوه بود
    دریا بود
    پا می گذاشتم
    بر نقشه ی جهان و
    نقشه ای دیگر می کشیدم
    اما میان ما هیچ نیست

    هیچ
    و تنها با هیچ
    هیچ کاری نمی شود کرد...

    "شهاب مقربین"
     
    m naizar و n@der از این پست تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏20/5/15
    ارسال ها:
    4,403
    تشکر شده:
    20,493
    امتیاز دستاورد:
    215
    جنسیت:
    مرد
    زهر در چشم و چین بر ابرو چیست

    باز فرمان تندی خو چیست

    غیر ازین کآمدیم و خوار شدیم

    گنه ما درین سر کو چیست

    چون به ما زین بتر شوی که شدی

    غرض مردم غرض گو چیست

    گل تو خارهای خود راییست

    بار تو ای نهال خودرو چیست

    از دو سو بود این کشش ز نخست

    این زمان جرمهای یکسو چیست

    حسن و عشقند از دو سو در کار

    جرم چشم من و لب او چیست

    صبر وحشی به غمزه می‌سنجد

    تیر در جان من ترازو چیست

    وحشی بافقی
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  3. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏2/1/19
    ارسال ها:
    19
    تشکر شده:
    149
    امتیاز دستاورد:
    28
    مرا هزار امید است و هر هزار تویی
    شروع شادی و پایان انتظار تویی

    بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
    چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی

    دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
    در این سرا تو بمان ! ای که ماندگار تویی

    شهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
    ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!

    جهانیان همه گر تشنگان خون منند
    چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی

    دلم صراحی لبریز آرزومندی است
    مرا هزار امید است و هر هزار تویی

    سیمین بهبهانی
     
    m naizar و universe از این پست تشکر کرده اند.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد

    هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
    وان که این کار ندانست در انکار بماند

    اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
    شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

    صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
    دلق ما بود که در خانه خمار بماند

    محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
    قصه ماست که در هر سر بازار بماند

    هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
    آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

    جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
    جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند

    گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
    شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند

    از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
    یادگاری که در این گنبد دوار بماند

    داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید
    خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند

    بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
    که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند

    به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
    شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند


     
    M @ H @ K، Anoosh و (حذف کاربر) از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد

    کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
    ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند

    قاصد منزل سلمی که سلامت بادش
    چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند

    امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند
    گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند

    یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
    که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند

    شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد
    قدر یک ساعته عمری که در او داد کند

    حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد
    تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند

    گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنیست
    فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند

    ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز
    خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند

    حافظ
     
    M @ H @ K، Anoosh، fateme11 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    می‌ریزیم؛

    ریز
    ریز
    ریز
    چون برف
    که هرگز هیچ‌کس ندانست
    تکه‌های خودکشی یک ابر است ...

    "گروس عبدالملکیان"
     
    MajiD.JD، DaniyaL و AftabGardoon از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    آنقدر گریه نکردی میان بغض
    تا چشم اشک سر انجام تر شود‌‌‌ ...
     
  8. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏7/7/19
    ارسال ها:
    28
    تشکر شده:
    162
    امتیاز دستاورد:
    33
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    بلاگر
    سلام
    مدت ها بود تمایل داشتم نظر دیگران را در مورد خط خطی هایم بدانم
    صرفا اگر دوست داشتید می توانید اشعار ناقابل بنده را خوانش کنید و به آن ها رای بدهید در نظرسنجی
    سپاس


    شعر اول : مرگ ققنوس

    دلم ری چشمانت سپه چنگیز است

    نگهت سکندری تنم تخت جمشید است

    اشک من نیل است و لشکر روم

    شکرخندت عصای موسی خشم شاپور است

    من آن غرقه ی طوفان غمم

    تنت کشتی نوح راحت الروح است

    گر چه مرگ است هجران

    خدایا چنین مرگی چو مرگ ققنوس است

    وکیل الشعرا


    شعر دوم : شکار ممنوع


    شکارچی ماهری است

    زلف دلگیر تو

    اما

    دولت غیرت من

    شکار را ممنوع خواهد کرد

    وکیل الشعرا



    شعر سوم : اثر پیمانه


    رهی نیست

    به مسجد

    نه به بتخانه مرا

    می برد عشق تو

    به میخانه مرا

    می عشقت

    سازد چو دیوانه مرا

    دردسر می دهد

    می کشد به ویرانه مرا

    تا که لبت

    چو دردانه مرا

    چنین است

    اثر ساغر و پیمانه مرا

    وکیل الشعرا


    شعر چهارم : دیه

    شکستم دل و دست امیدت را

    اشک ریختی

    نگاهم کردی

    بی شرم شدم

    گفتم

    دیه میخواهی ؟

    پاسخت بود ، آری

    گفتم

    دیه ی شکسته دلت

    تو بگو چند ؟

    گفتی

    برایم تو بخند

    نتوانستم

    دیه ات سنگین بود

    تا ابد در شرمندگی ات محبوس شدم

    وکیل الشعرا


    شعر پنجم : امپراتریس

    امپراطوری تو را سلیمان نداشت

    با نگاهت انسان که هیچ

    جن هم اسیرت می شود

    حتی دل باد را هم برده ای

    به جان موهایت افتاده

    و بیچاره وار دلش را طلب می کند

    وکیل الشعرا


    شعر ششم : بت انتقام

    بت انتقام را بشکن

    تبر بخشش خود را

    بر دوش سادگی ات

    جای بنه

    و در این نفرت کده ی آتشین

    بیهوده منشین

    این آتش خشم

    هرگز

    گلستان نمی شود

    وکیل الشعرا

    شعر آخر : هبوط

    گاوصندوق اذهان مریض

    نشخوار می کنند

    علف های هرز باد آورده را

    این زمین جای زراعت نیست

    میخواهم هبوط کنم

    آدم لطفا کمی سیب بچین !
    وکیل الشعرا






     
    آخرین ویرایش: ‏13/7/19
    Dorhato و AftabGardoon از این پست تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/17
    ارسال ها:
    5,320
    تشکر شده:
    42,648
    امتیاز دستاورد:
    113
    دو شعر عاخر عو دوس دارم^______^
     
    ŠEyyEÐ ĦÆþЇþ و vakiloshoara از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر ویژه ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    9,679
    تشکر شده:
    11,487
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    med_student
    اثر پیمانه ای ....(دوست داشتم)
    که به اشتباه تو نظر سنجیت اثر ممنوع ثبت کردی
    و نیازمنده ویرایشه
    در کل ممنون
    بابت اشعار...@};-
     
    AftabGardoon و vakiloshoara از این پست تشکر کرده اند.