1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن
    راهی یک گوشه ی میخانه شد عیبش مکن

    ای مسیحایی ترین عیسای این سقف کبود !
    عاشقی در راه تو دیوانه شد ، عیبش مکن
     
  2. ‏نگران نبـاش و دروغت را بگو!

    خسته‌ تر از آنم که ثابت کنم

    دروغ گفته‌ای...‌‌‌
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    شور چشمانت عجب
    دلشوره بر پا می کند
    راز این آشفته را هر بار،
    افشا می کند
    بی گمان برق نگاهت ،
    با کمی بر هم زدن
    وقت دل دل گشتنم ،
    مشت مرا وا می کند
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  4. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود


    از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود


    مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود


    دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود


    دیگر شکسته بود دل و در میان ما


    صحبت بجز حکایت سنگ و سبو نبود


    او بود در مقابل چشم ترم ولی


    آوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبود


    حیف از نثار گوهر اشک ای عروس بخت


    با روی زشت زیور گوهر نکو نبود


    اشکش نمی‌مکیدم و بیمار عشق را


    جز بغض شربت دگری در گلو نبود


    آلوده بود دامن پاک و به رغم عشق


    با اشک نیز دست و دل شستشو نبود


    از گفتگو و یاد جفا کردنم چه سود


    او بود بی‌وفا و در این گفتگو نبود


    ماهی که مهربان نشد از یاد رفتنی است


    عطری نماند از گل رنگین که بو نبود


    آزادگان به عشق خیانت نمی کنند


    او را خصال مردم آزاده خو نبود


    چون عشق و آرزو به دلم مرد شهریار


    جز مردنم به ماتم عشق آرزو نبود


    استاد شهریار
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  5. ماجرای مـن و تـو
    باورِ باورها نیست ماجراییست که در
    حافظهِ دنیا نیست
    نه دروغیم نه رویا
    نه خیـالیم نه وهم
    ذاتِ عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
     
  6. ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ
    ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
    ﻻﺍﻗﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
    ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﺮﻋﮑس ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ . . .
    ﺑﺮﺗﻨﻢ ﻣﯿﺸﺪ ﮔﺸﺎﺩ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮﻫﻦ . . .
    ﺁﻥ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ، ﮐﻮﺩﮐﯽ ، ﺳﺮﻣﺸﻖ ﺁﺏ . . .
    ﭘﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺟﺎﯼﺧﻮﺍﺏ . . .
    ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ . . .
    ﺩﻝ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖﻫﺮ ﮐﺴﯽ . . .
    ﻋﻤﺮ ﻫﺴﺘﯽ ، ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ . . .
    ﺣﯿﻒ ﻫﺮﮔﺰﻗﺎﺑﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ نيست
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  7. مےشود من بغض ڪنم

    تو بگویے مگر خدایت نیست

    ڪه تو اینگونه بغض میڪنے

    مےشود من بگویم

    خدایا... تو بگویے جان دلم
     
  8. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/19
    ارسال ها:
    41
    تشکر شده:
    130
    امتیاز دستاورد:
    33
    بزرگترین" اندوه در چشمان کسی‌ است که ؛ بلند میخندد.
    به «دیده‌‌ها نباید اعتمادی کرد! بنگــر که دل چه می‌گوید» وقتی کسی غرق در آشوب"بلند بلند" می‌خندد و دهان به احترام بُغضی طولانی «بسته می‌ماند»
     
  9. پایان شب من باش
    چون جای درنگی نیست
    جز عشق بـرای ما
    پـایان قشنگی نیست...
     
  10. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/19
    ارسال ها:
    41
    تشکر شده:
    130
    امتیاز دستاورد:
    33
    باز در خانه ی قلبم سخن از روی تو بود
    تن به هر یک نفسش مست از آن بوی تو بود

    زائر این دل عاشق به ره عشق تو رفت
    هر کجا رفت نشان از گذر کوی تو بود