باد ، یاد تو را پائیز ، عطر تو را دریا ، قلب تو را رعد ، اخم تو را رویا ، حس تو را و باران نام تو را برایم رنده می کند خدای من این روزها بیشتر حواست به من باشد می گویند بزرگترین شکست ، از دست دادن ایمان است حواست باشد که من شکست نخورم ..... من هنوز هم تو را به نام قاضی الحاجات می خوانم ، حتی اگر همه التماس هایم را نادیده بگیری ..... هنوز هم تو را الرحم الراحمین می دانم ، حتی اگر سخت بگیری هنوز هم .... تو همان خدایی اما من ..... مگذار از دست بروم .... من امیدم به توست برای دلم امن یجیب بخوان امن یجیب بخوان تا آرام شود این دل مضطرب خدایا سالهاست به این نتیجه رسیده ام که تو آن مشترک مورد نظر هستی که همیشه در دسترسی الهی و ربی من لی غیرک
ا فتاح یعنی کلید قلب من در دستان توست؟ بوی ناب بهشت می دهد همه ي نام های قشنگ تو ... می گذارمشان روی زخم های *د ل م* ... گفته بودی * اَلجَـبّار * یعنی کسی که جبران می کند همه ي شکستگی های دلت را ... گفته بودی * الشّافی * یعنی کسی که شفا می دهد تمام زخم های عمیق و نا علاج را ... هوای دلم سبک می شود با زمزمه ي نام های زیبایت
خدایا گوشه چشمی از تو کافیست تا هر رنجی به رحمت هر غصه ای به شادی هر بیماری به سلامتی هر گرفتاری به آسایش وآسانی هر فراقی به وصل هر قهری به آشتی هر زشتی به زیبایی هر تاریکی به نور و هر ناممکنی به قدرت نامحدود خودت به ممکن تبدیل شود پروردگارا تمام وجود و هستیمان را، آرزوهایمان را غرق محبت و نگاه گرمت قرار بده
خدایا دانشی ده ؛ غم نگیرم، بده آرامشی ؛ ماتم نگیرم، خدایا از شهامت بی نصیبم، شهامت ده که آرامش بگیرم، خدایا ؛ این تفاوت بر من آموز، که در گمراهی مطلق نمیرم، ابرها به آسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهربانی يكديگر... گاهی دلگرمی يک دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست. جاودان باد سايه دوستانی كه شادی را علتند نه شريک، و غم را شريكند نه دليل...
خدایـــــــــــا دلم به ســـــان قبله نماست وقتی عقربه اش به سمت " تــــو " می ایستد . . . آرام می شــــــــود...! نقل از فانوس خیس
خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟!
خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است دکتر علی شریعتی