ای در دل من میل و تمنا همه تو و ندر سر من ، مایه سودا همه تو هر چه به روزگار در می نگرم امروز همه تویی و بردا همه تو مولوی
اندر دل من بدین عیانی که تویی وز دیده من بدین نهانی که تویی اوصاف ترا وصف نداند کردن تو خود به صفات خود چنانی که تویی ....
ای همیشه به یاد من مانده ای همیشه مرا زخود رانده ای همیشه سکوت من دیده ای همیشه نگاه من خوانده عاقبت دیدی رفتم از یادت مرا از خود جدا کردی ببین با من چه ها کردی شکستی تو غرورم رو دل دائم صبورم را رها کردی رها کردی گر-شدی-آتش-در-تو-افتادم بی تو ویرانم با تو آبادم گر شدی طوفان در تو پیچیدم شوق بودن را در تو میدیدم عاقبت دیدی رفتم از یادت رفتم از یادت رفتم از یادت
زندگی شیرین ست مثل شیرینی یک روزقشنگ زندگی زیبایی ست مثل زیبایی یک غنچه ی باز زندگی تک تک این ثانیه هاست زندگی چرخش این عقربه هاست