اولین روز دبستان بازگرد شادی آن روزهایم بازگرد بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی درس های سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود
سهراب گفته بودی : .:: قایقــــــی خواهی ساخــــــت ::. .:: دور خواهــــــــی شد از این خاکـــــ غریــــــــــــب ::. .:: قایقت جــــــــــــا دارد ؟ ::. .:: منــــــــم از اهل زمیـــــن دلگیرم ! ::.
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﻣﺮﺳﻮﻡ " ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻦ " ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ! ﻭ ﺗﻮ ﺧﻨﺪﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ... ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺗﻮ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﯾﻐﻤﺎ ﮔﻠﺮﻭﯾﯽ
دلم براى دلم مى سوزد... هر چه مى خواهم به او یاد بدهم كه با آدمها مثل خودشان رفتار كند، طفلكى یاد نمى گیرد... نه كه نتواند نه،مى تواند ولى نمى خواهد كه یاد بگیرد... مثلاً همین دیشب هرچه با او كَـلنجار رفتم كه تو را فراموش كند،زیرِ بار نرفت...
نخست دیر زمانی در او نگریستم چندان که چون نظر از وی باز گرفتم در پیرامون من همه چیزی به هیات او در آمده بود . آن گاه دانستم که مرا دیگر از او گریز نیست @Hanak