1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. ما را
    خراب و
    زیر و زبر
    می‌کنی
    مکن
     
    M!TRA، m naizar، -Silence- و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏29/12/15
    ارسال ها:
    24
    تشکر شده:
    145
    امتیاز دستاورد:
    28
    سببی نیست به فردا بدهد دست مرا...
     
    bermooda76، n@der، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    12,074
    تشکر شده:
    28,122
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ..............................چگونه.........................................................
    ...................................با تو باشم..........
    که در تو فنا شم ...........................................................................
    تو رفته ای و بهتر که من هم
    نباشم . . ....................................................................................................................................................
     
    Parisa76، n@der، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
    بختم از یار شود رختم از اینجا ببرد
     
    мσσηღ، سایه های بیداری، M!TRA و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    من آدم متن هاى بلندم
    آدم حرفهاى طولانى
    اهل ساعتها نوشتن از رنگ چشمانش لبخندش خطهاى پيشانيش
    اينجا هم دستم به كم نميرود
    ميتوانم ساعت ها راجع به يك كلمه حرف بزنم بنويسم
    نميدانم اين چه مرضي است
    اما ميدانم دست خودم نيست
    نميتوانم به جملات كوتاه قناعت كنم
    راضى ام نميكنند
    اصلا نميشود كه نميشود
    شما چطور به يك دوستت دارم ساده كفايت ميكنيد؟
    چطور قانعتان ميكند؟
     
    M!TRA، koohestane-sard و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    292
    تشکر شده:
    2,154
    امتیاز دستاورد:
    93

    ...
    یکبار در یک انبار سیب زمینی قایم شده بودم که اس اس ها آمدند
    در با لایه ی نازکی از کاه پوشانده شده بود
    قدم هایشان نزدیک شد
    حرف زدنشان را طوری می شنیدم که انگار توی گوشم است
    دو نفر بودندو یکی گفت :زنم با مرد دیگری رابطه دارد..
    آن یکی گفت از کجا می دانی ؟
    اولی :شک دارم ؛ نمی دانم !
    دومی:چرا شک داری؟
    اولی:دلم به من می گوید ؛
    و من گلوله ای که قرار بود وارد مغزم شود تصور کردم..
    او گفت :فکرم درست کار نمی کند
    به مدد زنی که از منتظر ماندن برای سربازش خسته شده بود
    زنده ماندم !
    کافی بود سیخی در علوفه ها فرو کند تا بفهمد؛
    اگر فکرش انقدر مشغول نبود پیدایم می کرد.
    گاهی از خودم می پرسم چه بر سر آن زن آمد ؟
    دوست دارم اولین بار که خم شد تا آن غریبه را ببوسدتجسم کنم..
    به طرف دل باخته ؟ یا خواسته از تنهایی فرار کند ؟
    و چطور تصادفا با آن لطف بی نیت جان مرا نجات داده
    و هرگز این را نفهمید و چطور این هم بخشی از تاریخ عشق است ...

    تاریخ عشق
    نیکول کراوس
     
    آخرین ویرایش: ‏15/2/17
    M!TRA، AɱïŗRεẕą و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏2/5/15
    ارسال ها:
    837
    تشکر شده:
    12,360
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    چه کسی می گوید که گرانی شده است؟
    دوره ارزانی است ...

    دل ربودن ارزان
    دل شکستن ارزان

    دوستی ارزان است
    دشمنی ها ارزان

    چه شرافت ارزان
    تن عریان ارزان

    آبرو قیمت یک تکه نان
    و دروغ از همه چبز ارزان تر

    قیمت عشق چقدر کم شده است
    کمتر از آب روان

    و چه تخفیف بزرگی خورده
    قیمت هر انسان! ...

     
    سایه های بیداری، m naizar و -Silence- از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏2/5/15
    ارسال ها:
    837
    تشکر شده:
    12,360
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن

    مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه
    غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
    شب که از راه میرسه غربتم باهاش میاد
    توی کوچه های شهر باز صدای پاش میاد
    من غبای کهنه مو ور میدارم که توی میخونها جا بذارم
    میبینم یکی میاد از میخونه زیر لب مستونه آواز میخونه
    مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه
    غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
    گرمییه مستی ناب توی رگهای تنم
    میبینم دلم میخواد با یکی حرف بزنم
    کی میاد به حرفهای من گوش بده
    اخه من غریبه هستم باهمه
    یکی آشنا میاد به چشم من
    ولی از بخت بدم اونم غمه
    مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه ...

     
    -Silence-، سایه های بیداری و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏10/8/11
    ارسال ها:
    2,363
    تشکر شده:
    14,251
    امتیاز دستاورد:
    133
    دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است

    السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
    السلام علیک حین تصلی و تقنت
    السلام علیک حین تهلل و تکبر
    السلام علیک حین تحمد و تستغفر
     
    m naizar، M!TRA و AɱïŗRεẕą از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏21/5/15
    ارسال ها:
    1,193
    تشکر شده:
    8,109
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    سرم به نیت یک انفجار شعله کشیده

    تمام عمر نخوابیده بمب ساعتی من

    دلم شبیه نفس های یک پرنده گرفته

    ولی توفکرخودت باش،عشق لعنتی من...
     
    m naizar، M!TRA و -Silence- از این ارسال تشکر کرده اند.